عکس دایی رامیز استاد
مطالعات بين المللي نشان داده از ميان هر يازده نفر، دست كم يك نفر به خودكشي مي انديشد.
خبرگزاري رويترز از شيكاگو – يك تيم تحقيقاتي بين المللي اعلام نموده كه جوانان، افراد مجرد، بانوان، قشر كم سواد يا بي سواد و بيماران رواني، صرفنظر از اينكه در كدام نقطه از كره زمين زندگي مي كنند، بيشترين احتمال خودكشي را به خود اختصاص داده اند.
نتيجه تحقيقات اين گروه كه از جمع آوري اطلاعات 85 هزار نفر در 17 كشور توسعه يافته و در حال توسعه سراسر جهان بدست آمده است، اطلاعات سودمندي را در اختيار آنان قرار داده ، از جمله اينكه 9.2 درصد از اين افراد به خودكشي مي انديشند و 2.7 درصد به اين كار مبادرت ورزيده اند.
ماتئو ناك (Matthew Nock)، يكي از محققين دانشگاه هاروارد در اين باره اظهار داشته :" تحقيقات ما نشان داده كه رفتار و تفكرات كاملا مشابه سبب بروز دلايلي ثابت جهت اقدام به خودكشي در ميان ساكنان كشورهاي مختلف جهان مي باشد."
بر طبق تحقيقات انجام شده در سازمان نظارت بر سلامت جهاني، طي 45 سال گذشته ميزان خودكشي 60 درصد افزايش يافته است. امروزه خودكشي، عمده ترين دليل مرگ در افراد 15 تا 44 ساله است.
ناك در ادامه اظهاراتش مي افزايد :"تمايل به خودكشي در بين نوجوانان و جوانان هر كشور به ميزان قابل ملاحظه اي افزايش يافته است. در اين گروه احتمال خودكشي در سنين 12 تا 15 سالگي به اوج مي رسد و فاصله زماني بين انديشيدن يك شخص به خودكشي وعملي نمودن آن، بسيار كوتاه است. بحراني ترين زمان براي مبادرت به خودكشي، يك سال پس از اولين باري است كه فرد به فكر خودكشي مي افتد، احتمال وقوع اين حالت در كشورهاي مختلف 60 درصد يا بيشتر است."
در تحقيقات فوق رايج ترين دلايل اقدام به خودكشي مورد مطالعه قرار گرفته است. نتيجه نشان داده افراد بين 18 تا 34 سال، بانوان، افراد كم سواد، مجردها و اشخاصي كه از اختلالات رواني رنج مي برند، بيش از بقيه تمايل به خودكشي دارند.
در اين زمينه اختلافاتي نيز به چشم مي خورد:"در كشورهايي مانند ايالات متحده كه ساكنان آن از درآمدهاي بالايي برخوردارند، اختلالات رفتاري از جمله افسردگي، رايج ترين علل خودكشي را تشكيل مي دهند. در مقابل در كشورهاي كم درآمد، اضطراب، انگيزه هاي آني و تجاوز عمده ترين دلايل خودكشي به شمار مي روند.
اغلب مردم براين باورند كه اقدام به خودكشي تنها در ميان افراد مبتلا به افسردگي رايج است، اما تحقيقات اخير نشان داده، وجود اختلالات رواني ديگر نيز سبب افزايش احتمال خودكشي است.
بررسي هاي به عمل آمده حاكي از اين واقعيت است كه در حين مشابهت علل و عوامل اقدام به خودكشي در سراسر دنيا، تفكرات و رفتارهاي متنوع در اين ارتباط در مليت هاي مختلف سراسر جهان به چشم مي خورد.
آمار نشان داده كه 3.1 درصد از مردم كشور چين تمايل به خودكشي دارند، درحاليكه اين رقم در كشور نيوزلاند به 15.9 درصد مي رسد. محققين اين اختلاف فاحش را به اختلاف فرهنگي و تفاوت ديدگاههاي ملل مختلف نسبت مي دهند. نتايج تحقيقات ارائه شده توسط سازمان نظارت بر سلامت رواني جهان، با استناد بر مصاحبه هاي حضوري با افراد انجام پذيرفته است.
نيجريه، آفريقاي جنوبي، كلمبيا، مكزيك، ايالات متحده آمريكا، ژاپن، بلژيك، فرانسه، آلمان، ايتاليا، هلند، اسپانيا، اوكراين، اسرائيل و لبنان از جمله كشورهايي هستند كه تحقيقات اخير در آنها انجام شده است.
اعصبانیت

کسی که عصبانیتش را ابراز میکند، یعنی فرد «تند مزاج»، مدام محکوم میشود و دیگران از او میخواهند که خودش را کنترل کند. بالعکس، کسی که خشم خود را نگه دارد نیز مورد انتقاد است و از او میخواهند که عصبانیتش را ابراز کند. افراد عصبی غالباً مشورت های نادرستی دریافت میکنند. آیا عصبانی شدن ممنوع است؟
عصبانیت چگونه متولد میشود؟
احساس عصبانیت به طور کلی توسط درک یک موقعیت واقعی مانند بی عدالتی، بی ارزش کردن، تهدید و... به وجود میآید. این احساس توسط حس مبتلا بودن، ناچار بودن و حتی آزرده شدن تا اعماق وجود ایجاد میشود. فردی که عصبانی میشود، گفتار و رفتار دیگران را در تضاد کامل با باورها، ارزش ها و نظرات خود میبیند.
عصبانیت معمولا به شکل ناخودآگاه بروز می کند و افراد سعی می کنند
آن را با بی تفاوتی، تغییر خلق و خو یا تمسخر پنهان کنند.
اظهار عصبانیت در محیط های اجتماعی یا خانوادگی که اغلب نشان دادن عصبانیت را نمیپسندند، آسان نیست. بنابراین بیان عصبانیت شکل خشونت به خود میگیرد، و از خشونت تبدیل به حرکت میشود.
عصبانیت را چگونه میتوان شناخت و ابراز کرد؟
احساس «عصبانیت»، چه آن را فرونشانیم، چه با خشونت بروزش دهیم، یک حس واقعی است و نمیتوانیم جلوی آن را بگیریم. ضروری است که روش نشان دادن عصبانیت مان را یاد بگیریم، البته نه با بروز خشونت بلکه از راه بیان کلامی؛ می بایست به فردی که ما را عصبانی کرده نشان دهیم که چگونه و چه قدر ما را آزار داده است. شخص تند مزاج باید یاد بگیرد که به روش های غیرخشونت آمیز، عصبانیتش را بیان کند.
طبقه بندی: کنترل عصبانیت،
برچسب ها: عصب، عصبانی، کنترل اعصاب،
بی حوصله گی
![]()
بی حوصلگی هنگامی روی می دهد که ما دیگر به اطرافیان، اشیای پیرامون خود و فعالیتهای روزمره خود علاقه مند نبوده و از آنها لذت نمی بریم. بی حوصلگی در واقع فقدان تنوع و انگیزش در زندگیست.
یکی از خصوصیات انسان تنوع طلبی و نیاز به تغییر مداوم در شکل و نوع محرکات بیرونی است. سازگاری حسی سبب می شود ما از فعالیتهای تکراری به ستوه آییم. سازگاری حسی یعنی: کاهش حساسیت حواس زمانی که در معرض مداوم یک عامل محرک ثابت و تغییر ناپذیر قرار می گیرند.
مثلاً پس از خرید یک تلفن همراه نو شوق و ذوق فراوانی داریم اما پس از گذشت یکی دو ماه همان تلفن همراه برایمان تکراری و ملال آور می شود.
برای غلبه بر بی حوصلگی در زندگی از این راهکارها سود برید:
1- سعی کنید هر از چند گاهی در زندگی خود تغییراتی هر چند جزئی ایجاد کنید.
2- بی کاری و فقدان فعالیت یک عامل مهم در ایجاد بی حوصلگی ست. دست به کار شوید با نشستن و به نقطه ای خیره شدن چیزی عوض نمی شود. برخیزید و به کاری مشغول شوید.
3-حس پوچی و این باور که زندگی، شغل و فعالیتهای شما بی معنی است می تواند شما را تا مرز افسردگی پیش برد. شما نباید زندگی خود را یک دایره بی پایان و هدف بدانید. این وظیفه خود شماست که به زندگی خود معنا بخشید.
4-هر روز یک چیز جدید یاد بگیرید و به علم خود بیفزایید.
5- خود را به چالش بکشانید. به فعالیتی دست بزنید که در شما استرس ملایمی ایجاد می کند. مانند برد و باخت (در بازی، ورزش) یا پذیرش ایده های جدید.
6- به یاد داشته باشید که هیچ چیز کسالت بار و خسته کننده نیست بلکه این ذهن بی حوصلگی شماست که همه چیز را کسل کننده می بینید. بی حوصلگی یک امر نسبی و درونیست. افکار خود را تغییر دهید تا احساسات شما نیز تغییر یابند.
7-حس کنجکاوی خود را بر انگیزید. نسبت به پیرامون خون بی تفاوت نباشید. سعی کنید از همه چیز سر در بیاورید.البته به غیر از مسائل شخصی دیگران.
8- خیال پردازی کنید. خیال پردازی بیش از حد سبب دور افتادن شما از واقعیتها و حقایق می گردد اما از تخیل خود می توانید در رفع بی حوصلگی کمک بگیرید. خیال پردازی کنید و به آرزوهای خود دست یابید.
9- تکرار فعالیتهای روزمره یا از روی عادت بسیار خسته کننده است.
بنابراین دیگر ایده ها، گزینه ها واحتمالات را هم انتخاب کنید. مثلاً هر روز برای صبحانه چای شیرین نخورید، یک روز هم قهوه یا شیر بخورید یا هر روز سر یک ساعت فعالیت خاصی را انجام ندهید. هراز گاهی طرز لباس پوشیدن یا مدل موی خود را تغییر دهید.
10- هر بار سر قرار ملاقات یک دست لباس مشابه به تن نکنید یا در کافی شاپ فقط میلک شیک سفارش ندهید. با یک هدیه بدون مناسبت طرف مقابل خود را غافلگیر کنید.
11- تکراری نباشید.
سخن کوتاه
نا امید و دلتنگ میشویم
ولی نحوه برخورد با شکست هایمان است که بیش از هر چیز دیگر زندگی ما را شکل میبخشد!
الهي
الهي اين چه فضلست كه با دوستان خود كرده يي كه هر كه تو را شناخت ايشان را يافت و هر كه ترا يافت ايشان را شناخت.
الهي تاتو در غيب بودي من هم عيب بودم ، چون تو از غيب بدر آمدي من از عيب بدر آمدم.
الهي حاضري چه جويم ، ناظري چه گويم.
الهي پنداشتم كه ترا شناختم ، اكنون آن پنداشت را در آب انداختم .
الهي اگر كار به گفتار است بر سر همه تاجم و اگر به كردار است به پشه و مور محتاجم.
اهي بيزارم از طاعتي كه مرا به عجب آورد، مبارك معصيتي كه مرا بعذر آورد.
الهي عاجز سر گردانم نه آنچه دانم دارم و نه آنچه دارم دانم.
الهي اگر من ناپخته ام تو پخته كن و اگر پخته سوخته مكن.
الهي اگر بر دار كني رواست از خود دور مكن و اگر بدوزخ فرستي رضاست مهجور مكن
الهي بطاعت امر فرمودي و از آن بازداشتي و از معصيت منع كردي و برآن گماشتي .
خواجه عبدالله انصاري
دوست وفادار
آيا يافتن دوستان واقعي دشوار است؟ وجود چه مواردي باعث صميميت بيشتر ميان دوستان ميشود؟
همه ما دوستاني داريم و طبعا به نوعي از دوستيهايمان لذت ميبريم. بعضي از ما دوستان نزديك و صميمي داريم اما در اينجا اين سؤال مطرح ميشود كه چه مواردي باعث ميشود كه يك دوست به رفيقي حقيقي و واقعي تبديل شود؟
چه جزئياتي وجود دارد كه يك دوست واقعي را از يك دوست معمولي جدا كرده و تفاوتش را براي ما آشكار ميكند؟
رابطه دوستي يكي از مهمترين روابطي است كه ما در زندگيمان درصدد بهبود و پيشرفت آن هستيم. ممكن است يافتن دوست، كار بسيار آساني باشد اما يافتن دوستي كه در طول رابطه و در مواقعي كه ما با سختيها و مشكلاتي مواجه ميشويم بخواهد و بتواند به كمكمان بيايد و در واقع يافتن يك دوست حقيقي، سخت است. حقيقت اين است كه با وجود داشتن پدر و مادر و اقوام، هنوز هم بسياري از مردم براي گذراندن اوقات فراغت به دوستانشان وابسته هستند و بيشتر وقتشان را با دوستانشان ميگذرانند.در اينجا به نقل داستان ۲دوست صميمي ميپردازيم تا از آن نكات جالب توجه و آموزندهاي را به ذهن بسپاريم.
مايك و جان با يكديگر بزرگ شده بودند و از دوران كودكي تا بزرگسالي دوستان بسيار نزديكي به يكديگر بودند. يك روز، بعد از برگشتن از مدرسه، آن دو به بحث و مناظره درباره اجتماع پرداختند. ناگهان بعد از اينكه بحثشان حسابي گرم شده بود، جان در يك لحظه عصباني شد و سيلي محكمي بهصورت مايك نواخت. مايك به دوستش جان خيره شد و سپس روي شنها نوشت: «امروز بهترين دوست من، يك سيلي به من زد». بعد از نوشتن اين جمله، آن دو نفر دوباره قدمزدنشان را از سر گرفتند. وقتي كه ميخواستند از روي رودخانهاي كه بسيار پرآب بود عبور كنند، ناگهان مايك داخل آب افتاد. جان، بدون لحظهاي ترديد و دودلي، داخل رودخانه پريد و مايك را نجات داد. بعد از آن، مايك روي يك تخته سنگ نوشت: «بهترين دوست من، مرا نجات داد».
جان متوجه نشد كه چرا مايك اين كارها را انجام ميدهد، بنابراين از مايك پرسيد: «چرا وقتي من به تو سيلي زدم، روي شنها نوشتي اما وقتي تو را نجات دادم روي صخره نوشتي؟» مايك در پاسخ گفت: «دوست حقيقي بايد كارهاي اشتباهي كه از بهترين دوستش سر ميزند را فراموش كند ولي در عوض كارهاي درست و مثبت دوستش را هميشه به ياد داشته باشد».
در اينجا پس از ذكر اين مثال، به بيان ۷ مورد از خصوصيات دوست واقعي ميپردازيم:
۱- بهترينها را براي شما ميخواهد؛ يك دوست واقعي هميشه بهترين آرزوها را برايتان دارد. اگر او دريافت كه شما در زندگيتان شخص موفقي هستيد و اهدافتان در حال پيشرفت و موفقيت است، حتما از شما حمايت خواهد كرد.
۲- پشتيبان شماست؛ اگر شما هماكنون با يك مشكل روبهرو شدهايد، ميتوانيد دوست واقعيتان را تشخيص دهيد زيرا دوست واقعي سعي ميكند كه در اين مواقع از درد و غمتان بكاهد و شما را از اين جريان احساسي كه در آن به سر ميبريد، بيرون آورد.
۳- صداقت دارد؛ يك دوست واقعي كسي است كه با شما صادق باشد و وقتي از او كمك خواستيد، او حرفي نميزند كه شما را راضي و خوشحال كند بلكه او چيزي را خواهد گفت كه فكر ميكند به صلاح شماست. دوست حقيقي، شما را نصيحت ميكند، در همه حال پشتيبان و حامي شماست و در مواقع مختلف به شما كمك ميكند و شما را به راه درست و مثبت هدايت ميكند.
۴- در مورد شما قضاوت نميكند؛ يك دوست واقعي هميشه حامي شماست. او شما را همينطور كه هستيد، قبول دارد و ميپذيرد و هيچگاه تلاش نميكند كه شما را تغيير دهد. او شخصيت شما را با تمامي موارد مثبت و منفي قبول دارد.
۵- به حرفهايتان گوش ميدهد؛ دوستاني وجود دارند كه در مواقعي كه همه چيز رو به راه است با شما ميمانند اما وقتي كه شما با يك مشكل روبهرو ميشويد، آنها ناپديد ميشوند و در حل كردن مشكل شما هيچ كمكي نميكنند؛ برعكس دوست واقعي كسي است كه وقتي ديد كه شما با مشكل مواجه شدهايد، دست كمك و ياري به سوي شما دراز كند.
۶- شما را جزئي از زندگياش قرار ميدهد؛ يك دوست واقعي، شما را به بقيه دوستانش بهخصوص خانوادهاش معرفي ميكند و شما را جزئي از زندگياش ميداند. در واقع شما يك نعمت يا موهبت الهي در زندگي او هستيد.
۷- رازدار شماست؛ يك دوست واقعي نقاط ضعف شما را بروز نميدهد و رازدار شماست. رازهايتان را فاش نميكند و براي شما حقه و كلكي سوار نميكند. يكي از اهداف دوستي اين است كه به حريم و خلوت يكديگر احترام بگذاريد. يك دوست واقعي به اين مهم عمل كرده و پشتسرتان غيبت نميكند.
در يك دقيقه به آرزوهاي خود برسيد،این حقیقت داره دوستان
بسياري از سخنرانان موفق به خصوص در حوزه قانون جذب نظير ايسترهيكس نظريه جالبي دارند. آنها مي گويند اگر انسان بتواند فقط ۱۸ ثانيه روي چيزي كه واقعاً مي خواهد تمركز كند يك زنگ بزرگ در كاينات به صدا در مي آيد كه توجه كل هستي را به سمت اين شخص جلب مي كند.
اگر اين ۱۸ ثانيه بتواند تا ۶۸ ثانيه ادامه يابد ديگر كار تمام است و كل هستي به تكاپو مي افتد تا براي فكر متمركز شده يك راه حل پيدا كند.
اگر آرزوست برآورده اش كند و اگر سوال است برايش جوابي بيابد.
در نگاه اول شايد اين عدد ۶۸ ثانيه خيلي كم و ناچيز به نظر برسد.
۶۸ ثانيه يعني فقط يك دقيقه و هشت ثانيه و بسياري از افراد مي گويند كه تمركز به مدت ۶۸ ثانيه هيچ كاري ندارد!؟
خب آيا شما هم همين طور فكر مي كنيد؟
بسيار عالي است! امتحان كنيد.
خواهيد ديد كه هنوز ۱۸ ثانيه اول رد نشده فكرتان منحرف مي شود.
ايدهاي جديد بلافاصله از اعماق افكارتان ظاهر مي شود و نجواگر دروني تان به سخن در مي آْيد كه جدي نگير و دست از اين بازي ها بردار و به مسايل مهم تر زندگي بپرداز و …
ما عادت كرده ايم و در حقيقت عادت داده شده ايم كه بدون فكر و بر اساس عادت زندگي كنيم.
ما صبح از خواب بر مي خيزيم بدون اين كه فقط ۶۸ ثانيه براي كارهاي روزانه وقت بگذاريم شروع مي كنيم به خوردن صبحانه و سر كار رفتن.
بدون اينكه ۶۸ ثانيه مستمر ناقابل براي ارزيابي كارهايمان وقت بگذاريم اسب سركش ذهن را به اين سو و آن سو مي تازانيم تا ظهر شود و ناهاري بخوريم و استراحتي و بعد دوباره كار و سپس شب و دور هم جمع شدن و تلويزيون ديدن و بعد خوابيدن.
آرزو
هر ساعت ۶۰ دقيقه است و شبانه روز شامل هزار و چهارصد و چهل دقيقه است اما ما خيلي مواقع در اين ۱۴۴۰ دقيقه شبانه روزمان نمي توانيم ۶۸ ثانيه روي يك موضوع خاص فكرمان را متمركز كنيم!!
به راستي اين فكر پر جست و خيز كه نمي تواند ۶۸ ثانيه آرام بگيرد به چه دردي مي خورد؟!
فكر پريشان و ناآرام چيزي جز بي قراري و آشفتگي به همراه ندارد.
پير و جوان و زن و مرد هم نمي شناسد.
فكري كه نتواند آرام گيرد و چند لحظه اي روي موضوعي كه صاحب فكر صلاح مي داند متمركز شود، مطمئناً به هنگام نياز و بحران كه تمركز بيشتر لازم است، كارآيي ندارد و فلج مي شود.
بايد همين الان هر كاري كه داريم زمين بگذاريم و به سراغ ذهن ناآرام خود برويم و ۶۸ ثانيه آن را مهار كنيم.
۶۸ ثانيه به شرايطي كه الان در آن قرار داريم بينديشيم.
۶۸ ثانيه بعد به اين كه واقعا در زندگي چه مي خواهيم فكر كنيم.
۶۸ ثانيه بعد به خوشبختي هاي خودمان بينديشيم و ۶۸ ثانيه ديگر به اين فكر كنيم كه چقدر آرام مي شويم وقتي روي مسائل زندگي خودمان با آرامش فكر مي كنيم.
كاينات بيرون از بدن ما گوش به فرمان ماست تا هر چه را مي خواهيم به او ابلاغ كنيم.
اما به يك شرط و آن اين است كه موقع دستور دادن اين طرف و آن طرف نپريم.
۶۸ ثانيه يك جا بايستيم و صريح و شفاف بگوييم چه مي خواهيم.
آن وقت مي بيني كه مي تواني …
22 درس زندگي
براي شوهر دانش لازم است براي زن نجابت – ژرژ هربرت
خطاهاي ديگران را چون خطاهاي خويش تحمل كن – فنلون
هيچ گاه اثرات خوب تعليم و تربيت مادرم را از دست نخواهم داد- اديسون
تجربه بهترين درس زندگي است ولي افسوس كه براي آن بهاي گراني بايد پرداخت – كارلايل
عقل بزرگترين اهرم براي بلند كردن همه چيز است- دانيل وبستر
آدم تنها مخلوقي است كه نمي خواهد همان باشد كه هست – آلبر كامو
بهترين انتقام ها فراموشي و بخشش است – جونس
امروز تو به ديروز مبدل مي شود اما ممكن است فرداي تو امروز نشود – اديسون
عشق تنها چيزي است كه زندگي را چون روز روشن مي سازد- هوبز
هر چيز تازه اي كه مي آموزي شخصيت تازه اي به تو مي دهد- ايوان تورگنيف
راز موفقيت آن است كه شغل را جزو تفريحات خود قرار دهيد- مارك تواين
پيروزي حق كساني است كه از شكست هاي خود درس گرفته اند – فرانسيس بيكن
در سرزمين فكرتان گنج هاي بسيار نهفته است – ديل كارنگي
ناتوان ترين مردم كسي است كه نتواند راز خود را نگه دارد - افلاطون
در تاريخ جهان هر لحظه ي عظيم و تعيين كننده پيروزي نوعي عشق است – امرسون
يك انسان با ايمان معادل 99 فرد علاقمند است – جان استوارت ميل
كسي كه خانه اش شيشه اي است سنگ پرتاب نمي كند- جان گري
بي ثمرترين روز ما روزي است كه نخنديده باشيم – چارلز فيلد
عشق شاه كليدي است كه تمام دهليز هاي قلب آدمي را مي گشايد- ايوانز
دين و ايمان عبارت است از شناختن تكاليف بشري در شكل اوامر خدايي – ايمانوئل كانت
مرا با جام صهبا واگذاريد ، زيرا الهام در تنهايي است – گوته
موسيقي مي تواند رنج را به آرامش تبديل كند – الكساندر پوپ
سخن کوتاه
بره های این حوالی گرگ ها را می درند
سایه از سایه هراسان ، در میان کوچه ها
زنده ها هم آبروی مرده ها را می برند
سخن کوتاه
چیزی آهسته درون من به صدا میاید که ...نترس!
از باختن تا ساختن دوباره ، فاصله ای نیست ....!
سکوت هیزم
چه صداییست که پیچیده در این جنگل مرگ ؟
چه کسی تیشه بر این شاخه ی افتاده زمین می کوبد ؟
این تبر مال تو نیست ؟
دستها آن تو نیست ؟
تو چه محکم و چه کاری و چه با عشق و علاقه !
به من شاخه ی افتاده ی خشکیده تبر می کوبی !
آی آرام بزن می شکند عمق سکوت
وای آرام بزن تا نکنم آه تو را !
جمع کن هر چه شکستی دل من
هیزم خوبی شد !
آتشی بر دل من زن که ببینی :
عشق هم می سوزد !
خوب هم می سوزد !
15 درس زندگي كه در هيچ مدرسه اي ياد نمي دهند!
مشكل اصلي اين است كه زندگي قبل از ما هم جريان داشته و ما را هم مانند ديگران در مسيرش با خود مي برد و اين در حالي است كه ما تازه در ابتداي يادگيري و كسب معلومات لازم براي زندگي هستيم و تنها اميدواريم كه روزي به همه ي جوانب دست پيدا كنيم ، پس بطور منطقي دانش ما هميشه عقب تر از زندگي است.
در اينجا به درسهايي از زندگي اشاره كرده ايم كه براحتي مي توانيد از آنها بهره بگيريد:
1- طبق گفته Richard Carlson " چيزهاي بي ارزش را نچشيد "،
اين بدان معني است كه خيلي از مردم خود را درگير استرس و به انجام رساندن كارهاي بي ارزش مي كنند كه در نهايت در مقابل اهداف اصلي زندگي ، هيچ ارزشي ندارند وقتي آنقدر خود را درگير اين مسائل كوچك مي كنيم ديگر جايي براي نيل به آرزوهايمان باقي نگذاشته ايم و از لحظات خود هيچ لذتي نمي بريم.
2-"زندگي غير قابل پيش بيني است " و ممكن است هر لحظه شما را در شيب وفراز قرار دهد " .
فقط بگوييد "هرگز" و بعد ببينيد چه اتفاقي مي افتد . براي مقابله با گره هايي كه زندگي در مسير شما قرار داده است ، تنها با ذهني باز و
خوش بين ، به آنها خوش آمد بگوييد !!
3- خسته كننده ترين واژه در هر زبان " من " است .
بله تصور اين است كه تكرار اين كلمه اعتماد به نفس را بالا مي برد. ولي خوب! بيشتر وقتها همه ي آن چيزيي كه در مورد خود با تكرار " من " توضيح و تعريف مي كنيد، واقعيت ندارد! اينكه يك نفر دائما" از خود و فضايل خود تمجيد و تفسير كند ، بسيار خسته كننده و يكنواخت است . اين حالت "خود محوري " است نه "اعتماد به نفس "
4-انسانيت مهم تر از ماديات است .
اهميت روابط اجتماعي بسيار مهم تر از درجات مادي است كه هر كدام از ما در
مسير آرزوها به آنها مي رسيم. بدون محبت و عشق و حمايت خانواده و دوستان در زندگي ، موفقيت هاي مادي ، خيلي لذت بخش نخواهد بود. با ايجاد تعادل در ملاك هاي برتري و ارزش هاي خود ، از ثبات زندگي بيشتري بهره خواهيد برد.
5- به غير از خودتان ، هيچ كس ديگر نمي تواند شما را راضي كند !
رضايت و راحتي ذهن شما تنها به عهده خودتان است ! بله ، روابط اجتماعي ، زندگيمان را پر بار تر مي كند ، اما خوب ، شايد اين روابط به تنهايي باعث
شادكامي و رضايت شما نشود.
6- درجه كمال و شخصيت
كمالات براي هر شخص زيباست . كلام و اعمال نيك ، به دنبال خود ، اعتماد و
اطمينان دوستان را در پي دارد . براي رسيدن به اين درجه ، تلاش كنيد .
7- بياموزيد كه خود ، ديگران و حتي دشمنان خود را ببخشيد.
انسان جايز الخطاست ، همه ما اشتباه ميكنيم ، ولي با كينه توزي و يادآوري صدمات گذشته ، تنها اين خودمان هستيم كه از زندگي لذت نمي بريم نه ديگران !!
8- "خنده" داروي هر "درد" است .
با خوشرويي و تبسم ، دردهاي خود را درمان كنيد.
9- تغذيه خوب ، استراحت ، ورزش و هواي تازه ، را فراموش نكنيد.
سلامتي خود را دست كم نگيريد . با رعايت اين نكات ، از وضعيت جسمي ايده آل خود ، لذت ببريد.
10- اراده اي مصمم ، شما را به هر چيزي كه مي خواهيد ، مي رساند .
هرگز تسليم نشويد و به دنبال رسيدن به آرزوها و اهداف خود تلاش كنيد.
11- تلويزيون ، ذهن ما را بيشتر از هر چيزي نابود مي كند !
از تلويزيون كناره گيري كنيد و با ورزش ، مطالعه و يادگيري ، ذهن خود را فعال كنيد.
12- شكست را بپذيريد .
هر كسي در زندگي ممكن است بارها و بارها شكست بخورد. شكست آموزنده است به ما ياد مي دهد كه چطور متواضع باشيم و راه درست تري را براي جبران آن انتخاب كنيم . توماس اديسون با شكستهاي متمادي توانست به هدف خود برسد ، او مي گفت :" من شكست نخوردم ، تنها ده ها هزار راه را امتحان كردم كه برايم مفيد نبود ! و به نتيجه نرسيد !"
13- از اشتباهات ديگران درس عبرت بگيريد .
يكي از بودائيات پير چنين مي گويد :" يك مرد دانا كسي است كه از اشتباهات خود درسي نيك بياموزد و اما داناتر كسي است كه از اشتباهات ديگران درس عبرت بگيرد".
14- از محبت به ديگران دريغ نكنيد .
زندگي كوتاه است و پايان آن نامعلوم . پس سعي كنيد محبت كنيد تا محبت ببينيد .
15- آنچنان زندگي كنيد كه گويي روز آخر عمرتان است !!!
همواره سعي كنيد بهترين و مهربان ترين همسر ، رفيق و حتي مهربانترين و بهترين رئيس باشيد ، تا زمان وداع با اين دنيا به دنيايي زيباتر دست يابيم
اموخته ...........................................................ام
آ موخته ام ...... وقتي كه عاشق هستيد عشق شما در ظاهر نيز نمايان مي شود.
آموخته ام ...... تنها كسي كه مرا در زندگي شاد مي كند كسي است كه به من مي گويد : تومرا . شاد كردي .
آموخته ام ...... داشتن كودكي كه در آغوش شما به خواب رفته زيباترين حسي است كه در دنيا وجود دارد .
آموخته ام ...... كه هرگز نبايد به هديه اي از طرف كودكي ( نه ) گفت .
آموخته ام ...... كه هميشه براي كسي كه به هيچ عنوان قادر به كمك كردنش نيستم دعا كنم .
آموخته ام ...... كه مهم نيست كه زندگي تا چه حد از شما جدي بودن را انتظار دارد ، همه ما احتياج به دوستي داريم كه لحظه اي با وي به دور از جدي بودن باشيم .
آموخته ام ...... كه زندگي مثل يك دستمال لوله اي است هر چه به انتهايش نزديكتر مي شويم سريعتر حركت مي كند .
آموخته ام ...... كه پول شخصيت نمي خرد .
آموخته ام ...... كه تنها اتفاقات كوچك روزانه است كه زندگي را تماشايي مي كند
آموخته ام ...... كه چشم پوشي از حقايق آنها را تغيير نمي دهد .
آموخته ام ...... كه اين عشق است كه زخمها را شفا مي دهد نه زمان .
آموخته ام ...... كه وقتي با كسي روبرو مي شويم انتظار لبخندي از سوي ما را دارد .
آموخته ام ...... كه هيچ كس در نظر ما كامل نيست تا زماني كه عاشق بشويم.
آموخته ام ...... كه زندگي دشوار است اما من از او سخت ترم .
آموخته ام ...... كه فرصتها هيچگاه از بين نمي روند ، بلكه شخص ديگري فرصت از دست داده ما را تصاحب خواهد كرد.
آموخته ام ...... كه لبخند ارزانترين راهي است كه مي شود با آن نگاه را وسعت داد.
آموخته ام ...... كه نمي توانم احساسم را انتخاب كنم اما مي توانم نحوه بر خورد با آنرا انتخاب كنم.
آموخته ام ...... كه همه مي خواهند روي قله كوه زندگي كنند ، اما تمام شادي ها و پيشرفتها وقتي رخ مي دهد كه در حال بالا رفتن از كوه هستيد .
آموخته ام ...... بهترين موقعيت براي نصيحت در دو زمان است : وقتي كه از شما خواسته مي شود ، و زماني كه درس زندگي دادن فرا مي رسد .
آموخته ام ...... كه گاهي تمام چيزهايي كه يك نفر مي خواهد فقط دستي است براي گرفتن دست اوست و قلبي است براي فهميدن وي .