نکته ای درباره خدا

آرایشگر کارش را تمام کرد و مشتری از مغازه بیرون رفت. در خیابان مردی را دید با موهای بلند و کثیف و به هم تابیده و ریش اصلاح نکرده..
مشتری برگشت و دوباره وارد آرایشگاه شد و به آرایشگر گفت: “به نظر من آرایشگرها هم وجود ندارند.”
آرایشگر با تعجب گفت: “چرا چنین حرفی می‌زنی؟ من این‌جا هستم، همین الان موهای تو را کوتاه کردم!”
مشتری با اعتراض گفت: “نه! آرایشگرها وجود ندارند؛ چون اگر وجود داشتند، هیچ کس مثل مردی که آن بیرون است، با موهای بلند و کثیف و ریش اصلاح نکرده پیدا نمی‌شد.”
آرایشگر گفت: “نه بابا؛ آرایشگرها وجود دارند، موضوع این است که مردم به ما مراجعه نمی‌کنند.”
مشتری تایید کرد: “دقیقاً! نکته همین است. خدا هم وجود دارد! فقط مردم به او مراجعه نمی‌کنند و دنبالش نمی‌گردند. برای همین است که این همه درد و رنج در دنیا وجود دارد.”

شایدان روزکه سهراب نوشت

زندگی دو نیمه است :

نیمه اول در آرزوی نیمه دوم

و نیمه دوم در حسرت نیمه اول

 

 

 

 

زندگی چیست؟

خون دل خوردن است

اولش رنج و آخرش مردن است.

 

 

زندگی یعنی چکیدن همچو شمع از گرمی عشق

زندگی یعنی کم شدن در معنی عشق

زندگی یعنی دویدن بی امان در بادی عشق

رفتن و آخر رسیدن بر در آبادی عشق

 

زندگی مانند جدولی است که هرکس آن را پر کند. جایزه ای بنام مرگ دریافت میکند.

 

 

زندگی مانند جدولی میباشد که عرض آن رنج و طول آن غصه میباشد.

 

 

شاید آن روز که سهراب نوشت: ( تا شقایق هست زندگی باید کرد )

خبری از دل پر درد گل یاس نداشت.

باید اینجور نوشت .

هرگلی هم باشد. چه گل پیچک و یاس.

زندگی اجبار است.

چه فایده؟

دلخوش از آنیم که حج میرویم   غاقل از آنیم که کج میرویم


کعبه به دیدار خدا میرویم    او که همین جاست کجا می رویم


حج به خدا جز به دله پاک نیست  شستن دل از دل غمناک نیست


دین که به تسبیح و سر و ریش نیست هرکه علی گفت که درویش نیست


صبح به صبح در پی مکرو فریب شب همه شب ناله وامن یجیب


شایدیروزنباشم


 

 

 

تنهایم اما دلتنگ آغوشی نیستم

 

خسته ام ولی به تکیه گاه نمی اندیشم

 

چشم هایم تر هستند و قرمز ولی رازی ندارم

 

چون مدتهاست دیگر کسی را " خیلی دوست ندارم"

 

فقط خیلی ها را دوست دارم...

 

 

خدایا دستم به آسمانت نمیرسد

 

اما تو که دستت به زمین میرسد

 

"بلندم کن"

 

 

ایستگاه خدا

 

قطاری که به مقصد خدا می رفت در ایستگاه دنیا توقف کرد و پیامبر رو به جهانیان کرد

و گفت : مقصد ما خداست ، کیست که با ما سفر کند ؟

کیست که رنج و عشق رو با هم بخواهد ؟

کیست که باور کند دنیا ایستگاهی است تنها برای گذشتن ؟

قرن ها گذشت اما از بیشمار آدمیان جز اندکی بر آن قطار سوار نشدند ، از جهان تا خدا

هزاران ایستگاه بود . در هر ایستگاه که قطار می ایستاد ، کسی کم می شد ، قطار

می گذشت و سبک می شد ، زیرا سبکی قانون راه خداست .

قطاری که به مقصد خدا می رفت ، به ایستگاه بهشت رسید ، پیامبر گفت : اینجا بهشت

است ، مسافران بهشتی پیاده شوند ، اما اینجا ایستگاه آخر نیست .

مسافرانی که پیاده شدند بهشتی شدند ، اما اندکی باز هم ماندند ، قطار دوباره راه افتاد و

بهشت جا ماند . آنگاه خدا رو به مسافرانش کرد و گفت : درود بر شما ، راز من همین بود

، آن که مرا میخواهد ، در ایستگاه بهشت پیاده نخواهد شد …

و آن هنگام که قطار به ایستگاه آخر رسید دیگر نه قطاری بود و نه مسافری .


 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

خدایا...

بذار خوشبخت بشه

بذار روزهاش رنگی بشن

بذار لبش خندون باشه 
تو که میدونی وقتی میخنده

چقدر خوشگل میشه

بخندونش تا همه به تو احسنت بفرستن 

به خاطر خلق کردن این همه زیبایی

غصه هاش رو ازش بگیر

بذار صبح که از خواب بیدار میشه

 زندگی واسش زیبا باشه

بذار شب که میخوابه شکرت کنه

 به خاطر خوشبختی هاش

مواظبش باش

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

دردعشق


درد يعنــي عاشــقانه هــايي که مــينويــســي هــمه را به يــاد عشــقــشان
بينــدازد و تو همــچنــان بنــويــسي بــدون اينــکه عــشق کــسي باشــي يا
حــتي در يــاد کــســي...!!!

نبودهایی است

نبودن‌هایی‌ هست که هیچ بودنی جبرانشان نمیکند.کسانی‌ هستند که هرگز تکرار نمی‌ شوند. حرف‌هایی‌ هست که معنی‌‌شان را خیلی‌ دیر می‌‌فهمیم ، خیلی‌ دیر .....

دوست دارم.

چراهمیشه؟


 

همیشه بی موقع پر می زنی ـــ  از ته دلم  ـــ   از میان فراموشی ها

بالا می آیی ...... بالا تر ....

به فکرم که می رسی در آسمان  می یابمت

سر تا  پایم زل می شود

باز خدا می آید  (فکرم آویزان می ماند با نقطه ای  زیرش !)

سلام خدا چرا همیشه اینجایی ؟!

نگاهم می کند بی جواب....(!)  نگاهم می کنی بی جواب....

انگار که خدا با توست

یا تو از خدایی؟!! وگرنه چرا همیشه ... همیشه ...

همیشه اینجای فکرم شب می شود

خوابم می برد و پرواز می بینم  (دور از زمین به سمت باران !)

خدا نیست ولی پروازم هدف دارد  ، ندارد؟

زود  بیدار می شوم   ،  زود فراموش  می شوم

به خیال پرواز می گذرم تا بی موقع شود ... تا تو بیایی ... تا با تو بیاید ....

 

 

معبودمهربان


خدایا،دستم را بگیر و با خودت به باغهای رو به باران ببر!

من نمیخواهم در پیاده رو های ابری دنبال صدای صاف تو بگردم.

خدایا،دلم میخواهد در گوشه ای دنج،از رنج مقدس آدمها بنویسم

و دعا کنم اشک های گرم عاشقان به دریایی که از کنار دستهای تو 

می گذرد،بریزد.....

خدایا شرمنده ی تو و مهربونیه توام،شرمنده ی نگاه روشنی که بهم داری،

شرمنده ی انسانیتی که باید انسان ساز می شد 

اما انسانیت رو گرفت و از دست داد،

کوچه

بي تو، مهتاب‌شبي، باز از آن كوچه گذشتم،
همه تن چشم شدم، خيره به دنبال تو گشتم،
شوق ديدار تو لبريز شد از جام وجودم،
شدم آن عاشق ديوانه كه بودم.

در نهانخانه جانم، گل ياد تو، درخشيد
باغ صد خاطره خنديد،
عطر صد خاطره پيچيد:

يادم آمد كه شبي باهم از آن كوچه گذشتيم
پر گشوديم و در آن خلوت دل‌خواسته گشتيم
ساعتي بر لب آن جوي نشستيم.

تو، همه راز جهان ريخته در چشم سياهت.
من همه، محو تماشاي نگاهت.

آسمان صاف و شب آرام
بخت خندان و زمان رام
خوشه ماه فروريخته در آب
شاخه‌ها دست برآورده به مهتاب
شب و صحرا و گل و سنگ
همه دل داده به آواز شباهنگ

يادم آيد، تو به من گفتي:
- « از اين عشق حذر كن!
لحظه‌اي چند بر اين آب نظر كن،
آب، آيينه عشق گذران است،
تو كه امروز نگاهت به نگاهي نگران است،
باش فردا، كه دلت با دگران است!
تا فراموش كني، چندي از اين شهر سفر كن!

با تو گفتم:‌« حذر از عشق!؟ - ندانم
سفر از پيش تو؟ هرگز نتوانم،
نتوانم!

روز اول، كه دل من به تمناي تو پر زد،
چون كبوتر، لب بام تو نشستم
تو به من سنگ زدي، من نه رميدم، نه گسستم ...»

باز گفتم كه : « تو صيادي و من آهوي دشتم
تا به دام تو درافتم همه جا گشتم و گشتم
حذر از عشق ندانم، نتوانم!»

اشكي از شاخه فرو ريخت
مرغ شب، نالة تلخي زد و بگريخت ...

اشك در چشم تو لرزيد،
ماه بر عشق تو خنديد!

يادم آيد كه : دگر از تو جوابي نشنيدم
پاي در دامن اندوه كشيدم.
نگسستم، نرميدم.

رفت در ظلمت غم، آن شب و شب‌هاي دگر هم،
نه گرفتي دگر از عاشق آزرده خبر هم،
نه كني ديگر از آن كوچه گذر هم ...

بي تو، اما، به چه حالي من از آن كوچه گذشتم!

قصه دنیا

قصه دنیا رو میگم                     تو این شهر کوچیکم

 قصه دنیا همینه                      هر کی که روی زمینه

دل به دنیا بستی آخر                   نمیدونی که چی میشه


یا که دل دادی به یک یار                اون خدا معشوق و دلدار

تو که دل به دنیا بستی                تو که دنیا رو پرستی

تا کی این دنیا می مونه                 چیه رسم این زمونه

رسم این زمونه کوتاست                   مثل تیره و کمونه

پس نده دل تو به دنیا                    تا که آخر نشی رسوا


"اغاز"

امشب از آسمان دیده ی تو روی شعرم ستاره می بارد

 در زمستان دشت کاغذها پنجه هایم جرقه می کارد

 شعر دیوانه ی تب آلودم شرمگین از شیار خواهش ها

 پیکرش را دو باره می سوزد عطش جاودان آتش ها

 آری آغاز دوست داشتن است گرچه پایان راه ناپیداست

من به پایان دگر نیندیشم که همین دوست داشتن زیباست

از سیاهی چرا هراسیدن شب پر از قطره های الماس است

 آنچه از شب به جای می ماند عطر سکر آور گل یاس است

آه بگذار گم شوم در تو کس نیابد دگر نشانه ی من

 روح سوزان و آه مرطوبت بوزد بر تن ترانه من

آه بگذار زین دریچه باز خفته بر بال گرم رویاها

همره روزها سفر گیرم بگریزم ز مرز دنیاها

 دانی از زندگی چه می خواهم من تو باشم … تو … پای تا سر تو

 زندگی گر هزار باره بود بار دیگر تو … بار دیگر تو

 آنچه در من نهفته دریایی است کی توان نهفتنم باشد

با تو زین سهمگین توفان کاش کاش  یارای گفتنم باشد

بس که لبریزم از تو می خواهم بروم در میان صحراها

سر بسایم به سنگ کوهستان تن بکو بم به موج دریاها

 آری آغاز دوست داشتن است گرچه پایان راه نا پیداست

 من به پایان دگر نیندیشم که همین دوست داشتن زیباست..

شعرازرفتن

دل من یه روز به دریا زد و رفت پشت پا به رسم دنیا زد و رفت ....

دل من یه روز به دریا زد و رفت

پشت پا به رسم دنیا زد و رفت

زنده ها خیلی براش کهنه بودن

خودشو تو مرده ها جا زد و رفت...


سیب سرخی را به من بخشید و رفت

ساقه ی سبز دلم را چید و رفت

عاشقی های مرا باور نکرد

عاقبت بر عشق من خندید و رفت

اشک در چشمان سردم حلقه زد

بی مروت گریه ام را دید و رفت

اس م اس عاشقانه2

خدا از بهترین ها فقط یک دونه خلق کرده . دقت کردی چقدر تنهایی ؟؟!!

 

 

 

 

گاه سکوت یک دوست معجزه می کند و تو می آموزی که همیشه بودن در فریاد نیست...

 

 

 sms عاشقانهsms عاشقانهsms عاشقانهsms عاشقانهsms عاشقانه

 

دلم با عشق تو عاشق ترین شدتمام لحظه هایم بهترین شد. ولی بی مهریت کار دلم ساخت . دل تنهای من تنها ترین شد

 

 

 

 

وقتی از کسی که دوستش داری هیچ خبری نیست خوشحال باش ! چون حتما حالش خوبه و همه چیز رو به راهه که از یادش رفتی

 

 

 

 

عاشقان را عشق فرمان می دهد. لوتیان را معرفت...  مخلصیم با معرفت ... !

 

 

 

 

باید تو رو پیدا کنم شاید هنوز هم دیر نیست

 تو ساده دل کندی ولی تقدیر بی تقصیر نیست . . .

 

 sms عاشقانهsms عاشقانهsms عاشقانهsms عاشقانهsms عاشقانهsms عاشقانه

 

دل که رنجید از کسی خرسند کردن مشکل است شیشه بشکسته را پیوند کردن مشکل است

 

 

 

هی فلانی زندگی شاید همین باشد یک فریب ساده و کوچک آن هم از دست عزیزی که زندگی را جز برای او وجز با او نمی خواهی

 

 

 

هرگز گمان مبر ز خیال تو غافلم ، گر مانده ام خموش ، خدا داند و دلم . . .

 

 

 

دوستان عاشق شدن کار دل است / دل چو دادی ، پس گرفتن مشکل است

تا توانی با رفیقان همرنگ باش / یا مزن لاف رفیقی یا حقیقت مرد باش . . .مصی

 

 

 

سلام ، هوا داره سرد میشه ، موازب باش کسی از سردی هوا به گرمی قلبت پناه نبره !

 

 

 

 

امواج زندگی حتی اگه تو را به ته دریا میبرد با آغوش باز پذیرا باش

آن ماهی که همیشه بر سطح آب میبینی " مرده " است  . . .

 

 

 

يه شب قرار گذاشتيم كه اگه ستاره هاي آسمون فرد شد من تورو ببوسمت. اگه زوج شد تو منو ببوسي ، ولي تو خوابت برد تا صبح من بوسيدمت

 

 

 


اين جمعه هم گذشت...
يك روز جمعه
كسي آرام مي آيد
نگاهش خيس عرفان است
قدمهايش پر از معنا
دلش از جنس باران است
كسي فانوس بر دستش 
مثال نور مي آيد
اميد قلب ما روزي مثال نور مي آيد
اللهم عجل لوليك الفرج

 

توبه


توبه و پذيرش آن از سوى خداوند

 

 

توبه,توبه کردن,پذیرش توبه

توبه

 

توبه در لغت به معنای رجوع و بازگشت است. بازگشت در امور فیزیکی معنای روشنی دارد، یعنی این که انسان راهی را برود و سپس آن راه را بر گردد، اما در امور نفسانی و قلبی هم توبه معنای خاص خود را دارد، توبه یعنی روح و نفس انسان که مدتی از حیات خود را با یک سری از صفات و خصلت ها گذرانده و سپری کرده و با آن ها همدم بوده است، به دلیل یک انقلاب و تحول درونی آن ها را ترک کند و بر گردد.

 

مراحل توبه و پاكسازى

از نشانه‌هاى رحمت و لطف وسيع الهى، نعمت توبه و پذيرش توبه از سوى خداوند است، توبه به معنى ترك گناه، بازگشت به سوى خدا و عذرخواهى در پيشگاه خداوند است.

عذرخواهى بر سه گونه است؛

گاهى عذر آورنده مى‌گويد: من اصلاً فلان كار را انجام نداده‌ام. گاهى مى‌گويد: من به آن جهت اين كار را انجام دادم. و گاهى مى‌گويد: اين كار را انجام دادم ولى خطا كردم و بد كردم و اينك پشيمانم. اين همان توبه است.

 

توبه در اسلام داراى شرايطى است؛ 1- ترك گناه، 2- پشيمانى از گناه، 3- تصميم بر انجام ندادن دوباره گناه، 4- تلافى و جبران گناه.(1)

توبه همچون بيرون آوردن لباس چركين از بدن و پوشيدن لباس پاك و تميز است. توبه همچون شستشوى بدن آلوده و عطر زدن است.

قرآن در آغاز سوره هود مى‌فرمايد:

و ان استغفروا ربكم ثم توبوا اليه (2)؛ و از پروردگار خود آمرزش بطلبيد، سپس به سوى او بازگرديد.

آوردن استغفار و توبه در يك آيه، حاكى از آن است كه اين دو با هم تفاوت دارند، اولى به معنى شستشو و دومى به معنى كسب كمالات است. انسان نخست بايد خود را از گناهان پاك سازد و سپس خود را به اوصاف الهى بيارايد، نخست هرگونه معبود باطل را از قلب خود بزدايد و سپس معبود حق را در آن جاى دهد، به قول حافظ:

تا نفس، مبرّا ز نواهى نكنى                          دل، آئينه نور الهى نكنى

 

استغفار و توبه در قرآن

توبه و استغفار در قرآن-در قرآن، ذات پاك خداوند، 91 بار غفور، «بسيار آمرزنده» و 5 بار غفّار، «بسيار بخشنده» ياد شده و در آيات بسيارى، مردم به استغفار و طلب آمرزش از درگاه خدا دعوت شده‌اند. و بيش از 80 بار سخن از توبه و پذيرش توبه به ميان آمده است. در اينجا به ذكر چند آيه مى‌پردازيم:

 

1- والّذين اِذا فَعَلوا فاحِشَة اَو ظلموا اَنفُسهم ذكروا الله فَاستَغفروا لِذُنوبِهم(3)؛ و از نشانه‌هاى پرهيزكاران آن است كه: هرگاه مرتكب عمل زشتى شوند، يا به خود ستم كنند، به ياد خدا مى‌افتند و براى گناهان خود از خدا طلب آمرزش مى‌كنند.

 

2- و من يَعمَل سُوء او يَظلِم نَفسَه ثُمّ يَستغفِرِ الله يَجد الله غَفوراً رَحيماً(4)؛ كسى كه كار بدى انجام دهد، يا به خود ستم كند، سپس از خداوند طلب آمرزش نمايد، خداوند را آمرزنده و مهربان خواهد يافت.

 

3- وعد الله الّذينَ آمَنوا و عَمِلوا الصّالِحاتِ لَهم مَغفِرةٌ و اجرٌ عظيم(5)؛ خداوند به آنها كه ايمان آورده و عمل صالح انجام داده‌اند وعده آمرزش و پاداش عظيمى داده است.

 

4- قُل يا عِبادِىَ الَّذينَ اسرفُوا على اَنفُسهِم لا تَقْنطوا مِن رَحمَة الله إنّ الله يَغفرُ الذُّنوبَ جَميعاً إنَّه هو الغَفورُ الرّحيم(6)؛ بگو اى بندگان من كه بر خود اسراف و ستم كرده‌ايد، از رحمت خداوند نوميد نشويد كه خدا همه گناهان را مى‌آمرزد و او بسيار بخشنده و مهربان است.

 

تعبيراتى كه در اين آيه آمده مانند: «بندگان من»، «نااميد نشويد»، «رحمت خدا»، «آمرزش همه گناهان»، «غفور و رحيم بودن خدا»؛ همه حكايت از وسعت دامنه استغفار و پذيرش توبه و گستردگى رحمت الهى مى‌كند، به خصوص تعبير به "عبادى"؛ «بندگان من»، كه بيانگر آن است كه همه از خوب و بد، بندگان خدا هستند و خداوند به آنها آنچنان مهربان است كه آنها را بندگان خودش خوانده است. بنابراين چشم‌انداز اميد به آمرزش، بسيار وسيع و گسترده است.

5- و اِذا سَئَلكَ عِبادِى عَنّى فَانّى قَريبٌ اُجيبُ دَعوَةَ الدّاعِ اِذا دَعانِ فَليَستجيبوا لِى وليُؤمِنوا بى لَعلَّهُم يَرشُدون (7)؛ هنگامى كه بندگانم از تو درباره من سوال كنند، (بگو) من نزديكم به دعا كننده به هنگامى كه مرا مى‌خواند پاسخ مى‌گويم، پس بايد دعوت مرا بپذيرند و به من ايمان بياورند تا راه يابند و به مقصد برسند.

 

 

توبه

توبه

 

از لطايف و نكات بسيار ظريف در نزديك بودن خدا به انسان اين كه در اين آيه خداوند هفت بار، امور را به ذات پاك خود، بدون واسطه نسبت داده است: بندگان من، درباره من، من نزديكم، مرا مى‌خواند، من پاسخ مى‌گويم، دعوت مرا اجابت كند، به من ايمان آورد.

 

يار نزديكتر از من به من است                                وين عجب بين كه من از وى دورم

 

6- ... و تُوبُوا اِلى اللهِ جَمعياً اَيُّها المُؤمِنون (8)؛ اى مؤمنان! همگى به سوى خدا باز گرديد.

 

7- وَ هُو الّذى يَقبِلُ التَّوبَة مِن عِبادِه (9)؛ و خدا كسى است كه توبه بندگانش را مى‌پذيرد.

 

8- ... اِنَّ الله يُحِبُّ التَّوّابِين (449)؛ قطعاً خداوند توبه كنندگان را دوست دارد.

 

9- يا ايّها الَّذينَ آمَنوا تُوبُوا اِلَى اللهِ تَوبَةً نَصُوحاً(10)؛ اى كسانى كه ايمان آورده‌ايد توبه حقيقى و خالص كنيد.

 

10- و هُو الَّذى يَقبلُ التَّوبَة عَن عِبادِه و يَعفُوا عَنِ السّيّئات (11)؛ او كسى است كه توبه بندگانش را مى‌پذيرد و از گناهان مى‌گذرد.

 

11- اَفَلا يَتُوبُونَ اِلَى الله و يَستَغفِروُنَه و اللهُ غَفُورٌ رَحيم (12)؛ آيا توبه نمى‌كنند و به سوى خدا باز نمى‌گردند و از او طلب آمرزش نمى‌نمايند. خداوند آمرزنده مهربان است.

در اين آيه با استفهام انكارى كه بيانگر تاكيد است، خداوند انسان‌ها را به سوى توبه و استغفار دعوت مى‌نمايد و با ذكر دو صفت "غفور" و "رحيم" بودنش، عواطف آنها را تحريك مى‌نمايد تا شايد به سوى خدا باز گردند و با آب استغفار، گناهانشان را بشويند و در پرتو توبه بر كمالات و فضايل انسانى خود بيفزايند.

 

توبه از ديدگاه روايات

با بررسى و تجزيه و تحليل روايات مربوط به توبه و استغفار، مطالب متنوع و جامعى، پيرامون توبه به دست مى‌آيد كه در اينجا به طور خلاصه به بخش مهمى از آن مى‌پردازيم:

 

1- توبه راستين

توبه راستين پنج ركن دارد:

- ترك گناه.

- پشيمانى از گناهان سابق.

- تصميم بر ترك گناه.

- جبران گناهانى كه قابل جبران است با اداى حق الله و حق النّاس.

- استغفار با زبان.

 

توبه نصوح چيست؟

خداوند در قرآن كريم مي فرمايد:

تُوبُوا الى الله تَوبَة نَصُوحاً(13)؛ به درگاه الهى توبه نصوح كنيد.

امام صادق عليه السلام در تفسير واژه «نصوح» چنين فرمودند:هو الذَّنبُ الّذى لا يَعودُ فيه اَبداً(14)؛ آن توبه‌اى است كه هرگز به آن گناه باز نگردد.

و امام هادى عليه السلام در معنى توبه نصوح فرمود:ان يكونَ الباطِنُ كالظاهِر و افضِل من ذلك (15)؛ توبه نصوح، آن است كه باطن انسان مانند ظاهر بلكه بهتر از ظاهر باشد.

رسول خدا صلّى الله عليه وآله در معنى نصوح فرمودند:

ان يَتُوب التائِب ثمّ لايَرجع فى ذَنبٍ كما لايَعود اللَبن الى الضَّرع (16)؛ توبه كننده، هرگز به گناه باز نگردد، چنانكه شير به پستان باز نمى‌گردد.

امام على عليه السلام در معنى نصوح مى‌فرمايد:

نَدمٌ بِالقَلب و استِغفار باللّسان و القَصد على ان لا يَعود(17)؛ پشيمانى قلبى و عذرخواهى با زبان، و تصميم جدى و مداوم بر ترك گناه.

 

2- شرائط صحت و كمال توبه

شخصى براى خودنمايى در محضر على عليه السلام گفت: "استغفر الله". حضرت على عليه السلام به او فرمود: مادرت به عزايت بنشيند آيا مى‌دانى استغفار (تنها به زبان نيست و) از درجه اعلى است؟ سپس فرمود: استغفار و توبه داراى شش ركن است:

- پشيمانى از گناهان قبل،

- تصميم بر ترك گناه،

- اداى حق مردم،

- اداى حق الله،

- ذوب شدن گوشت بدن كه از غذاى حرام روييده شده با حزن و اندوه،

- بدن سختى طاعت خدا را بچشد همانگونه كه شيرينى گناه را چشيده است.(18) در اين هنگام بگو: استغفر الله.(19)

جبران گناهان گاهى به مرحله‌اى مى‌رسد، كه بايد گناهان سابق را تبديل به نيكى‌ها كند. يعنى نه تنها آثار گناه را از لوح دل بشويد، بلكه آثار درخشان كارهاى نيك را جايگزين آن بنمايد. به عنوان مثال اگر كسى مدت‌ها پدر يا مادرش را آزرده و اكنون توبه كرده، تنها قطع آزار كافى نيست. بلكه بايد با شيرينى محبت خود، تلخى آزار را جبران كند.

 

امام سجاد عليه السلام در مورد توبه فرمودند:

انّما تَوبَة، اَلعَمل و الرُّجوع عن الاَمر و ليستِ التَّوبة بِالكَلام (20)؛ توبه يعنى كار شايسته و بازگشت از انحراف، نه لقلقه زبان.

يكى ديگر از شرايط توبه، جبران ضايعات گناه است.

قرآن در اين باره مى‌فرمايد:

اِلاّ الَّذينَ تابُوا مِن بَعدِ ذلِك وَ اَصْلحوا؛ مگر كسانى كه بعد از اين توبه كنند و به اصلاح و جبران بپردازند.

جمله "واصلحوا" بيانگر اين است كه شرط مهم توبه اصلاح و جبران ضايعات گناه است.

يكى ديگر از شرايط كمال توبه اقرار به گناه است، تا آنجا كه امام باقر عليه السلام فرمودند:

والله ما ينجو من الذّنب الاّ من اقربه؛ سوگند به خدا از گناه نجات پيدا نمى‌كند، مگر كسى كه به گناه اعتراف كند.(21)

و حضرت على عليه السلام مى‌فرمايد:

المُقرّ بالذَّنبِ تائِب (22)؛ اعتراف كننده به گناه، توبه كننده است.

 

3- انواع توبه و مراحل توبه

امام صادق عليه السلام در ضمن گفتارى در مورد توبه فرمودند:

و كل فرقة من العباد لهم توبة ... و توبة الخاص، من الاشتغال بغير الله تعالى و توبة العام من الذنوب (23)؛ هر گروهى داراى يك نوع توبه هستند... توبه بندگان خاص و ممتاز، توبه كردن از لحظات غفلت از خدا و متوجه شدن به غير خداست و توبه توده مردم، توبه از گناهان است.

 

مطلب ديگر اين كه، پشيمانى از گذشته و تصميم بر ترك گناه،مرحله نخستين توبه است، مراحل دوم توبه آن است كه توبه كننده از هر نظر به حالت روحانى قبل از گناه درآيد.

همچون بيمار و كسى كه تب دارد، كه با خوردن دارو، تب او قطع مى‌شود، ولى بعد از اين مرحله نياز به داروهاى تقويتى دارد تا با استفاده از آنها، بنيه جسمى او به مرحله قبل از بيمارى برسد و شايد سخن امام باقر عليه السلام بر همين اساس باشد كه فرمود:

التائِبُ من الذَّنب كَمَن لا ذَنبَ له و المُقيم على الذّنب و هو مستغفِرٌ منه كالمُستَهز(24)؛ توبه كننده از گناه همانند كسى است كه گناه ندارد و آن كس كه در گناه بماند و در عين حال استغفار كند همانند مسخره كننده است.

 

4- وسعت دامنه پذيرش توبه

چنانكه قبلاً ذكر شد، خداوند مى‌فرمايد:

... لا تَقنطوا مِن رَحمَة الله اِنّ اللهَ يَغفِر الذُّنوبَ جَميعاً(25)؛ از رحمت خدا نااميد نشويد، خداوند همه گناهان را مى‌آمرزد.

اين آيه با صراحت بيان مى‌دارد كه راه توبه به روى همه كس باز است. تا آنجا كه نقل شده «وحشى» قاتل حضرت حمزه (عليه السلام) با شنيدن اين آيه به حضور پيامبر (صلّى الله عليه وآله) آمد و اظهار توبه كرد.پيامبر اكرم (صلّى الله عليه وآله) توبه او را پذيرفت ولي فقط به او فرمود: از چشم من غايب شو، چرا كه من نمى‌توانم به تو نگاه كنم.

 

رسول اكرم (صلّى الله عليه وآله) مى‌فرمايد:

در هر جا هستى، از خدا بترس و با مردم با اخلاق نيك برخورد كن، و هرگاه گناهى كردى كار نيكى انجام بده كه آن گناه را محو كند.

بعضى سؤال كردند: آيا اين آيه درباره وحشى است يا شامل همه مسلمين مى‌شود؟ پيامبر (صلّى الله عليه وآله) فرمود: همه را شامل مى‌شود.(26)

وسعت و دامنه پذيرش توبه تا آنجاست كه روايت شده: شخصى در محضر حضرت رضا (عليه السلام) گفت: خدا لعنت كند كسى كه با على (عليه السلام) جنگيد. امام رضا (عليه السلام) به او فرمود:

قل الاّ مَن تاب و اَصلح (27)؛ بگو مگر كسى كه توبه كرد و خود را اصلاح نمود.

و اين بيانگر لطف الهى نسبت به گنهكاران است اصولاً اسلام راه بازگشت به سوى خدا را به روى هيچ كس نمى‌بندد، حتى در مورد عذاب سخت شكنجه گران مى‌فرمايد:

اِنّ الَّذينَ فَتَنُوا الْمُؤمِنينَ والمُؤمِناتِ ثُمَّ لَم يَتُوبُوا فَلَهم عَذابُ جَهنَّم(28)؛ براى آنان كه زنان و مردان با ايمان را شكنجه دادند، ولى توبه ننمودند عذاب دوزخ است.

جمله "ثم لم يتوبوا" حاكى از پذيرش توبه شكنجه گران است.

 

5- محبت خاص خدا به توبه كنندگان

در قرآن مى‌خوانيم:

اِنَّ الله يُحِبُّ التَّوّابين(29)؛ خداوند قطعاً توبه كنندگان را دوست مى‌دارد.

امام باقر عليه السلام مى‌فرمايد:هر گاه مردى در شب تاريك شتر و توشه‌اش را در سفر گم كند و سپس پيدا كند، چقدر خوشحال مى‌شود، خداوند بيشتر از او نسبت به توبه كننده فرحناك مى‌شود.(30)

و در سخن ديگر فرمودند:

الله افرح بتوبة عبده من العقيم الوالد، و من الضال الواجد، و من الظمان الوارد(31)؛ خداوند به توبه بنده‌اش فرحناك‌تر است از مرد عقيمى كه داراى فرزند شود و از شخصى كه گمشده‌اش را پيدا كند، و از تشنه‌اى كه به آب مى‌رسد.

رسول اكرم (صلّى الله عليه وآله) فرمودند:هيچ موجودى در پيشگاه خدا، محبوب‌تر از مرد يا زن توبه كننده نيست.(32)

نيز فرمودند: التائبُ حَبيب الله (33)؛ توبه كننده، محبوب خدا است.

 

6- سرزنش از تاخير توبه

انسان، هر لحظه مامور به توبه است و فرمان توبوا، «توبه كنيد» او را به تعجيل در توبه دعوت مى‌نمايد، بنابراين تاخير در توبه تاخير در انجام فرمان الهى است و چنين كسى در هر لحظه به عنوان ترك كننده فرمان خدا به حساب مى‌آيد.

امام جواد عليه السلام مى‌فرمايد:

تَاخير التُّوبَة اِغتِرار، و طُول التَسويف حَيرَة(34)؛ تاخير توبه نوعى غرور و بى‌خبرى و طولانى نمودن آن نوعى حيرت و سرگردانى است.

 

امام باقر عليه السلام مى‌فرمايد:

سه كار كفاره و جبران كننده گناه است: بلند سلام كردن، اطعام دادن، نماز شب و عبادت در آن هنگام كه مردم خوابيده‌اند.

مردى از اميرمؤمنان على عليه السلام درخواست موعظه كرد، آن حضرت به او فرمود:

لا تَكُن ممّن يَرجوا الا خِرة بِغَير العَمَل و يُرَجِّى التَّوبَة بِطُول الاَمَل (35)؛ از كسانى مباش كه بدون عمل، اميد سعادت آخرت را دارند، و توبه را با آرزوهاى دراز به تاخير مى‌اندازند.نيز فرمودند: لا دينَ لِمُسَوّف بِتَوبته(36)؛ آن كس كه توبه را به آينده موكول مى‌كند، دين ندارد.

 

امام باقر عليه السلام مى‌فرمايد:

ايّاكَ و التَّسويف فَانَّه بَحرٌ يُغرَقُ فيه الهَلْكى (37)؛ از تاخير انداختن (توبه) بپرهيز، زيرا تاخير انداختن توبه (همچون) دريايى است كه درمانده در آن غرق مى‌گردد.

بايد توجه داشت كه توبه هنگام مرگ، ارزشى ندارد، چنان كه ايمان و توبه فرعون هنگام غرق شدن پذيرفته نشد و در آيه 18 سوره نساء به اين مطلب تصريح شده است.

محمد همدانى مى‌گويد، از حضرت رضا (عليه السلام) پرسيدم: چرا خدا، فرعون را غرق كرد، با اين كه ايمان آورد و به توحيد اعتراف كرد؟آن حضرت در پاسخ فرمود:

لانَّه آمَنَ عند رُؤيَة البَاءس، و الايمانُ عِند رؤيَةِ البَاسِ غَير مَقبُول (38)و (39)؛ زيرا فرعون هنگام ديدن عذاب، ايمان آورد. و ايمان در اين هنگام پذيرفته نيست.

و اين را نيز نبايد از نظر دور داشت كه در روايات متعدد آمده هرگاه مؤمن گناهى مرتكب شود، تا هفت ساعت به او مهلت داده مى‌شود كه اگر در اين هفت ساعت توبه كرد، گناه او در نامه عمل ثبت نمى‌گردد، در بعضى از روايات به جاى هفت ساعت از صبح تا شب ذكر شده است، امام صادق عليه‌السلام فرمودند:

إنّ العبد اذا اذنب ذنباً اُجِّل من غَدوَةٍ الى الليل فانْ استغفر الله لم يكتب عليه (40)؛ بنده وقتى كه گناه كند، از بامداد تا شب مهلت دارد اگر در اين مدت از درگاه خدا طلب آمرزش كرد، آن گناه بر او نوشته نشود.

 

7- نتايج درخشان توبه

توبه و قبولى توبه از نعمت‌ها و مواهب كم نظير الهى است و داراى آثار و نتايج بسيار درخشانى است.توبه حقيقى آنچنان انسان گنهكار را دگرگون مى‌كند، كه گويى اصلاً گناه نكرده است. چنانكه امام باقر عليه السلام مى‌فرمايد:

التائب من الذنب كمن لا ذنب له (41)؛ توبه كننده از گناه مانند آن است كه گناهى نكرده است.


توبه حقيقى موجب پرده‌پوشى و نابودى آثار گناه مى‌گردد، امام صادق عليه السلام فرمودند:

هنگامى كه بنده توبه حقيقى كرد، خداوند او را دوست مى‌دارد، و در دنيا و آخرت گناهان او را مى‌پوشاند، هر چه از گناهان كه دو فرشته موكل بر او برايش نوشته‌اند از يادشان ببرد و به اعضاى بدن وحى مى‌كند كه گناهان او را پنهان كنيد.و به نقاط زمين (كه او در آن گناه كرده) فرمان مى‌دهد گناهان او را پنهان كنيد.

فيلقى الله حين اَلقاه و ليس شَيى يَشهد عليه بشىء من الذّنوب (42)؛ پس توبه كننده با خدا ملاقات كند به گونه‌اى كه هيچ چيز نيست كه در پيشگاه خدا گواهى بدهد كه او چيزى از گناه را انجام داده است.در آيه 8 سوره تحريم كه به توبه نصوح امر شده، به پنج ثمره و نتيجه توبه حقيقى اشاره شده كه عبارتند از:

1- بخشودگى گناهان.

2- ورود در بهشت پر نعمت الهى.

3- عدم رسوايى در قيامت.

4- نور ايمان و عمل، در قيامت به سراغ توبه كنندگان آمده و پيشاپيش آنها حركت نموده و ايشان را به سوى بهشت، هدايت مى‌كنند.(43)

5- توجه آنها به خدا بيشتر مى‌گردد، و تقاضاى تكميل نور و آمرزش كامل گناه خود مى‌كنند.

بطور خلاصه، توبه حقيقى انسان را محبوب خدا مى‌كند، آن هم به عنوان محبوب‌ترين بندگان، چنانكه امام كاظم عليه السلام مى‌فرمايد:

و اَحَبّ العِباد الى الله تعالى المُفَتَّنون التَّوابون(44)؛ و محبوب‌ترين بندگان در پيشگاه خدا، آنهايى هستند كه در فتنه (گناه) واقع شوند و بسيار توبه كنند.

و در روايت ديگرى از امام معصوم نقل شده (45) كه خداوند به توبه كنندگان، سه موهبت عطا كرده كه اگر يكى از آنها را به همه اهل آسمان‌ها و زمين مى‌داد همه آنها نجات مى‌يافتند:

1- بشارت به آنها كه خداوند آنان را دوست دارد،(46) و كسى كه خدا او را دوست بدارد او را عذاب نمى‌كند.

2- حاملين عرش خدا و ره‌يافتگان در جوار عرش كبريايى خداوند براى توبه كنندگان، طلب آمرزش مى‌كنند و مقامات عالى را براى آنها آرزو مى‌نمايند.(47)

3- گناهان توبه كنندگان به حسنات و پاداش‌ها، تبديل مى‌گردد و خداوند به آنها نويد رحمت و امن داده است.(48)

در پايان بحث توبه، با امام سجاد عليه السلام همنوا شويم كه در فرازى از مناجات خود از مناجات‌هاى پانزده‌گانه‌اش به پيشگاه خداوند چنين عرض مى‌كند:

الهى انت فَتَحت لِعبادك باباً الى عَفوِك، سمّيتَه التّوبه، فقلت: توبوا الى الله توبة نصوحاً، فما عذر مَن اغفل دخول الباب بعد فتحه؟ (49)؛ اى خداى من! تو آن كسى هستى كه درى به سوى عفوت براى بندگانت گشوده‌اى و نام آن را توبه نهاده‌اى و (در قرآن) فرموده‌اى: به سوى خدا باز گرديد و توجه خالص كنيد، اكنون عذر كسانى كه از وارد شدن به اين در گشوده غفلت كرده‌اند، چيست؟

 

جبران گناه

در توبه يكى از اركان مهم، جبران گناه است، كه موجب شستن آثار گناه شده و زدودن رسوبات گناه مى‌گردد.از اين جبران، در اسلام با عنوان «كفارات و تكفير» «پوشاندن و پاك كردن» ياد مى‌شود.«تكفير» در مقابل «اِحباط» است، احباط يعنى انسان با ارتكاب گناه، كارهاى نيك خود را پوچ و بى اثر كند، ولى تكفير يعنى انسان با كارهاى نيك، آثار گناهان از چهره جان خود بزدايد، به عبارت روشن‌تر توبه داراى دو مرحله است:

1- قطع و ترك گناه (پاكسازى).

2 - تقويت جان با اعمال نيك (بهسازى).

همانند بيمارى كه درمان او داراى دو بعد است، يكى خوردن داروى‌هاى درمان كننده،دوم خوردن داروهاى نيروبخش، تا آثار و ضايعات بيمارى را از بين ببرد.جبران گناهان گاهى به مرحله‌اى مى‌رسد، كه بايد گناهان سابق را تبديل به نيكى‌ها كند. يعنى نه تنها آثار گناه را از لوح دل بشويد، بلكه آثار درخشان كارهاى نيك را جايگزين آن بنمايد. به عنوان مثال اگر كسى مدت‌ها پدر يا مادرش را آزرده و اكنون توبه كرده، تنها قطع آزار كافى نيست. بلكه بايد با شيرينى محبت خود، تلخى آزار را جبران كند.

 

 

توبه,توبه کردن,پذیرش توبه

توبه

 

جبران گناه از ديدگاه قرآن

 

- و يَدْرؤُونَ بِالحَسَنَةِ السَّيّئة (50)؛ (انديشمندان) با كارهاى نيك، كارهاى بد خود را از بين مى‌برند.

- اِلاّ مَن تابَ و آمن و عَمل صالِحاً اُولئِك يُبدِّل الله سيِّئاتِهم حَسَنات (51)؛ مگر كسى كه توبه كند و ايمان آورد و عمل صالح انجام دهد، كه خداوند گناهان اين گروه را به حسنات تبديل مى‌كند.

- و اَقِم الصَّلوةَ طَرَفَى النَّهار و زُلَفاً مِنَ الليل اِنَّ الحَسَنات يُذهِبْن السَّيّئات (52)؛ نماز را در دو طرف روز و اوايل شب برپا دار، چرا كه نيكى‌ها، بدى‌ها را بر طرف مى‌سازد.

 

- اِنْ تَجتَنِبُوا كَبائِرَ ما تَنهَون عَنه نُكَفِّر عَنكُم سيِّئاتِكم (53)؛ اگر از گناهان كبيره‌اى كه از آن نهى شده‌ايد، اجتناب كنيد گناهان كوچك شما را مى‌پوشانيم.

- والَّذينَ آمَنوا و عَمِلوا الصّالِحاتِ لَنُكَفِّرنَّ عَنهُم سَيِّئاتِهم(54)؛ كسانى كه ايمان آورده و عمل صالح انجام دادند، قطعاً گناهان آنان را مى‌پوشانيم.

 

منظور از پوشاندن گناه چيست؟

- ... فَالَّذينَ هاجروا وَ اُخرِجوا مِن دِيارِهم و اُوذوا فى سَبيلى و قاتَلوا وَ قُتلوا لاُكَفِّرنَّ عَنهم سَيِّئاتهم (55)؛ پس آنها كه در راه خدا هجرت كردند و از خانه‌هاى خود بيرون رانده شدند، و در راه من آزار ديدند و جنگ كردند و كشته شدند سوگند ياد مى‌كنم كه گناهان آنها را مى‌پوشانم و محو مى‌كنم.

از آيات فوق چنين نتيجه مى‌گيريم كه:

توبه‌اى مورد قبول است و موجب محو گناهان مى‌گردد كه با ايمان، عمل صالح، نماز، هجرت، جهاد و شهادت همراه باشد وگرنه ضايعات گناهان سابق، جبران نخواهد شد.

 

جبران گناه از ديدگاه روايات

در روايات بطور صريح تاكيد شده كه در توبه ترك گناه و پشيمانى، كفايت نمى‌كند. بلكه بايد آثارى را كه گناهان در زندگى انسان پديد آورده‌اند با كارهاى نيك، جبران و اصلاح نمود.

اين جبران در چهره‌هاى مخصوصى بروز مى‌كند، تا عامل تربيت و تكامل انسان گردد. براى تكميل اين بحث، به روايات زير توجه كنيد:

- رسول اكرم (صلّى الله عليه وآله) مى‌فرمايد:

اتَّقِ الله حيث كنت و خالط الناس بخلق حسن و اذا عملت سيئة فاعمل حسنة تمحوها(56)؛در هر جا هستى، از خدا بترس و با مردم با اخلاق نيك برخورد كن، و هرگاه گناهى كردى كار نيكى انجام بده كه آن گناه را محو كند.

- امام باقر عليه السلام مى‌فرمايد:

التّائب إذا لم يَستبن اثر التّوبة فلَيس بِتائب: يرضى الخصماء و يُعيد الصّلوات و يتواضع بين الخَلق يتّقى نفسه عن الشهوات(57)؛ هرگاه نشانه‌هاى توبه، از توبه كننده آشكار نگردد، او توبه كننده حقيقى نيست. (آشكار شدن نشانه‌هاى توبه اين است كه:) آنها را كه ادعاى حقى بر او دارند راضى كند، نمازهاى قضا شده‌اش را اعاده نمايد، در برابر مؤمنان متواضع باشد، و خود را از طغيان هوس‌هاى نفسانى حفظ نمايد ...

- اميرمؤمنان على عليه السلام فرمودند:

ثَمَرة التّوبة إستدراك فَوارط النّفس (58)؛ ميوه و اثر توبه، جبران ضايعات نفس است.

- امام باقر عليه السلام مى‌فرمايد:

ما احسن الحَسنات بَعد السّيئات (59)؛ چقدر كارهاى نيك، بعد از گناهان شايسته و زيبا است.

- امام كاظم عليه السلام فرمودند:

من كفارات الذّنوب العِظام إغاثة المَلهوف و التّنفيس عن المَكروب (60)؛ از كفارات گناهان بزرگ، پناه دادن به انسان‌هاى پريشان و گرفتار و زدودن اندوه از اندوهگين است.

 

- شخصى از رسول خدا (صلّى الله عليه وآله) پرسيد: كفاره گناه غيبت چيست؟

حضرت فرمودند:تَستَغفر لِمَن إغتَبته (61)؛ براى كسى كه او را غيبت كرده‌اى، از خدا طلب آمرزش كن.

- امام باقر عليه السلام مى‌فرمايد:

ثلاث كفّارات: إفشاء السّلام و إطعام الطّعام و التّهجُد باللّيل و النّاس نيام (62)؛ سه كار كفاره و جبران كننده گناه است: بلند سلام كردن، اطعام دادن، نماز شب و عبادت در آن هنگام كه مردم خوابيده‌اند.

- امام باقر عليه السلام فرمودند:

اربع مَن كنّ فيه و كان مِن قَرنه الى قَدمه ذُنوباً بَدّلها الله حَسنات: الصِّدق والحَياء و حُسنُ الخُلق و الشّكر(63)؛ اگر كسى داراى چهار خصلت باشد هر چند از سر تا قدمش را گناه فرا گرفته باشد خداوند آن گناهان را به نيكى تبديل مى‌كند:

راستگويى، شرم و حيا، نيك خلقى، روحيه شكرگزارى.

- شخصى به حضور رسول خدا (صلّى الله عليه وآله) آمد و عرض كرد: گناهانم بسيار شده‌اند و اعمال نيكم اندك است. پيامبر اكرم فرمود:

اكثر السّجود فانّه يحطّ الذّنوب كما تحطّ الرّيح وَرق الشجر (64)؛ سجده‌هاى بسيار بجا بياور چرا كه سجده، گناهان را آنچنان مى‌ريزد كه باد، برگ‌هاى درخت را مى‌ريزد.

 

هماهنگى جبران با گناه

جبران گناه، با كارهاى نيك، ممكن است به صورت‌هاى گوناگون مانند كمك‌هاى مالى، جهاد در راه خدا، روزه گرفتن، شب زنده‌دارى و ... انجام گيرد، ولى مناسب آن است كه جبران هر گناه متناسب با همان گناه باشد. مثلاً بى‌حجابى و ناپاكى را با حفظ كامل عفت و پاكدامنى، جبران كرد. گناه غيبت را با كنترل و مراقبت زبان، جبران نمود. گناه ظلم و بى رحمى را با احسان به مظلومان و دستگيرى از بينوايان، تلافى نمود. گناه چشم‌چرانى را با عفت چشم و نگاه‌هايى كه براى آن پاداش است مانند نگاه به قرآن و به چهره عالم و نگاه به چهره پدر و مادر، جبران نمود. چنانكه از بعضى روايات اين مطلب استفاده مى‌شود؛

 

امام صادق عليه السلام مى‌فرمايد:

كفارة عمل السّلطان قَضاء حوائِج الاِخْوان (65)؛ كفاره و جبران (گناه) كارمندى حاكم ظالم، رسيدگى و برآوردن نيازمندى‌هاى برادران(مردم) است.

 

فکرمثبت


زندگی مثبت

        این گونه باور دارم که اصولا تمام دنیا و آخرت انسان را مجموعه لحظه های اندیشه او می سازد و هر لحظه اندیشه انسان دستاوردی دارد .

یک اندیشه زیبا و مثبت ، یک بهشت را در زندگی می سازد و یک اندیشه منفی و یاس آور  ،جهنمی را در اندیشه انسان خلق می کند .انسانها آنچه را بیندیشند خلق می کنند .

    دنیای انسان دنیای خلق اندیشه های اوست . آدمی هر پدیده ای را که در دنیای واقعیت خلق می کند ابتدا در کارگاه ذهن خود به صورت یک اندیشه تولید می کند .زندگی انسان ماحصل لحظه لحظه های تفکر اوست . فرق بین انسان ها فرق در نظام تفکر آن هاست .

         آدمیان با نوع تفکر خود از هم متمایز می شوند . فرق یک انسان موفق و یک انسان شکست خورده ، فرق در نظام تفکر و اندیشه آنهاست .

     شما در هر کاری اگر فکر کنید موفق می شوید و یا فکر کنید که شکست می خورید ، در هر دو صورت درست فکر کرده اید زیرا اگر که فکر می کنید که موفق می شوید این اندیشه مثبت شما را به به حرکتی و به عملی وا می دارد که آن حرکت و عمل شما را به موفقیت می رساند و اگر از قبل ، این گونه فکر کنید که شکست خواهید خورد در دنیایی از ناامیدی یا کاری انجام نمی دهید و یا این که نوع عمل و رفتار شما به گونه ای خواهد بود که شما را به شکست می برد و این قانون اندیشه هاست .

    هر اندیشه شما نتی است که در جهان هستی نواخته می شود و کائنات به اذن خداوند موظف شده اند که تا با این نت شما هم نوا شوند و آن ها هم در همان دستگاهی بنوازند که شما با نوع اندیشه خود نواخته اید ( مثبت یا منفی ) تا در نهایت ، یک سمفونی را خلق کنند به نام سمفونی زندگی شما .

      آن جا که شما زیبا ، مثبت ، زیبا ، هدفمند و امیدوارانه می اندیشید ، کائنات یعنی همان کائناتی که به فرمان خدای رحمان به تسخیر انسان در آمده اند  آنها هم زیبا می نوازند و در نهایت سمفونی زندگی شما را زیبا خلق می کنند . بنابراین کیفیت زدگی شما به کیفیت اندیشه های شما بستگی دارد .

       فکر می تواند عامل سلامت یا بیماری باشد . امروزه سه چهارم تختهای بیمارستان های دنیا بستر کسانی است که بیماری آن ها مستقیما ناشی از فکرهای مریض گونه آنها بوده است . به عبارت دیگر اگر مردمان جهان می آموختند که پرنده اندیشه خود را کنترل کنند که بر سر هر شاخسار شکسته ای ننشیند ، بیش از 75 درصد تخت های بیمارستان ها ی جهان ، خالی بود . فکر عامل مستقیم تاثیر گذاری روی جسم انسان است .

       انسان هایی که زیبا و امیدوارانه می اندیشند سلامت می مانند . انسانهایی که منفی و مایوسانه می اندیشند نه تنها در بسیاری از عرصه های زندگی ناکام می مانند ، بلکه از نظر سلامتی هم  مشکل خواهند داشت . دنیای یک انسان ، دنیای اندیشه های اوست و زندگی تجسم امواج اندیشه های یک انسان در دنیای واقعیت ها است . 

روانشناسی کاربردی


افکارواحساسات

ما هرجوری که فکر می کنیم همان می شود احساسمان..پس نتیجتافکر خوب  می شوداحساس خوب.
+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم آبان 1391ساعت 23:4  توسط علی رضا چیره نژاد  |  نظر بدهید

تکراریک رفتار ثابت

دیوانگی تکراریک رفتار ثابت است برای بدست آوردن نتیجه متفاوت. این نوشته راانیشتین گفته اند،بعضی وقتهامادربرخورد با دیگران یک رفتارثابت داریم ،واین رفتارهای ثابت معمولا" نتیجه ثابتی داشته است مثلا" با دیگران با تندی برخوردمی کنیم ،تندی دربافت می کنیم،وآنگاه ساعاتی با خودمان درگیریم که چراچنین شد وچراچنان شد.پس آزموده راآزمودن خطاست.

+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم اسفند 1390ساعت 19:20  توسط علی رضا چیره نژاد  |  2 نظر

ازدواج با مراجع

هم دانشگاهیم بعد ازمدتی  دیشب بهم  زنگ میزند ،میگوید تبریک می گویم ،می گویم بابت عید فطر ،میگوید نه،می گویم بابت ،چاپ مقاله ام ،می گوید نه،می گویم بابت نوشتن داستان من ومادربزرگم درصفحه طنز روانشناسی ،می گوید نه ،میگویم کشتی منو بگو چرا تبریک می گویی ،می گوید  امشب  عقد میکنم ،می گویم به سلامتی حالا با کی ؟ می گوید بایکی ازمراجعینم ،می  گویم چه جالب ،حالامشکلش چی بود میگوید معتاد به شیشه ،می گویم حالا چه جور شخصیتی دارند؟ فردا به مشکل برنخورید ،می گوید فکر نمی کنم ،فقط بردرلاین است .می گویم خانم محترم فکر نمی کنی خودت هم بردرلاین شدی ؟ می گوید نه، ولی بعد از25جلسه روان درمانی اورا خوب شناختم واگر اوراجواب می کردم او دوباره به سمت مواد کشیده می شد و..... می گویم خانم محترم به جای تبریک باید تسلیت بگویید ،فک کنم ازاین به بعد هردوتون می شوید مراجع من .....خداحافظی می کند ومن می مانم وافکار مغشوش.......
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم مهر 1390ساعت 19:22  توسط علی رضا چیره نژاد  |  5 نظر

JUST SAY NO


+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم دی 1389ساعت 21:32  توسط علی رضا چیره نژاد  |  8 نظر

چه چیز موجب خوشحالی می شود؟

بسیاری ازمردم معتقدند که خوشحالی بستگی به اینکه محیط زندگی پاداشهای رضایت بخشی رابرای فرد تامین کند ،بر اساس این عقیده راه افزایش خوشحالی دردنیا ،ایجاد محیطی کامل وبی نقص است، این یکی ازفرض های نظریه ای درروان شناسی به نام نظریه روان شناسی یادگیری است .براساس این نظریه که توسط فردی به نام اسکینر بنانهاده شده است محیط بی عیب ونقص چه محیطی است؟ برای پاسخ به این سوال باید اگرازمردم پرسیده شود که چیزی آنها راخوشحال میکند ،پاسخ های یکسانی نخواهید شنید.

دررویکرد دیگری بنام رویکرد شناختی  ،که خود براساس این  رویکرد درمانی، در روان شناسی درخدمت مراجعین هستم ،تغییر محیط ،کار دشواری است (همه چیز بروفق مراد ماباشد ) پس چه کار باید کرد؟دراین باره قرن ها پیش امپراطور روم به نام مارکوس می گوید :اگر ازجریانهای بیرون رنجیده خاطر شدید بدانید که عوامل بیرونی نیستند که شمارا رنجانده اند ،بلکه قضاوت شما درمورد آنهاست که شما رارنجانده است،که شما توانایی چنین قضاوتهایی رادارید.شاید این سخن راشنیده باشید که آدم نمی تواند خوشحال باشد،مگر اینکه شکم او سیر باشد ،با این وجود پس باید درکشورهای  فقیر، هیچ کس نباید خوشحال باشد،که  البته اینگونه نیست ،پس خوشحالی امر ذهنی است .پس من می توانم همیشه خوشحال باشم. اینطور نیست؟؟




 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم مرداد 1389ساعت 21:23  توسط علی رضا چیره نژاد  |  18 نظر

زشتی وزیبایی

من زشتم یا زیبا ؟

سوالیه که ذهن بسیاری از افراد را کمابیش مشغول خودش میکنه و صددرصد خانمها رو بیشتر از آقایان.   شمایی که الان دارید این مطلب میخوانید احساس میکنید خوشگلید یا زشت؟خب بعضی جاها ممکنه احساس خوشگلی کنید. مثلا" تو یه مهمانی که چهارتا زشت دور و برتو گرفتن ، ممکنه احساس خوشگلی کنید ، اما تا یه خوشگلتر از خودتون از راه میرسه ، یه کم شونا هاتونو میگیرید پایینتر. حتی ممکنه بهش حسادت بکنید و این حسادت رو هم ممکنه به دو طریق نشان بدید: یا خیلی ازش تعریف کنید یا مستقیما" شروع کنیدعیباشو بگید!! از طرف دیگه ممکنه شما جزء آن دسته  از آدمایی باشید که زشتن اما فکر میکنن خوشگلن! یا اونایی که خوشگلن اما فکر میکنن زشتن! شاید درمجموع خوشگلید اما لعنت براین دماغ، که هر چی بدبختی دارید از اونه!! یا شکمی که بزرگه یا قد کوتاهی که با کفشهای پاشنه بلند پنهانش میکنید! یا قد بلندی که با خم گرفتن و زود نشستن مواظبید به چشم نیاد! شایدم لپاتون یه کم بزرگه یا لباتون اونقدر که دوست دارید جالب نیست! شایدم به هزار دوز و کلک متوسل میشید تا خودتونورا زیبا وتو دل برونشون بدین ، روشهایی مثلجوراب پانکردن، برگردوندن شلوار تا یه وجب بالاتر از مچ، انتخاب رنگ لباس برنگ رژلب، ژل زدن به موها و سیخونکی کردنشون، شلوار تنگ با مانتو کوتاه برای نمودار کردن قلنبه سلمبه ها، پرکردن خلاء ابروهاو...

 

و آقایون: از کچلها شروع کنم یا گری جلوی سرشونو با بلند کردن موهای پشت سر جبران میکنن یا هرچی دارن و ندارن از این ور سر پل میزنن به اون ور سر انواع و اقسام آرایش مو، خط ریش، عملیات آبرو برداری، آرایش و اداء و اطور شبیه خانمها، براق کردن موها ، شلوارایی که دم پا گشاده و نزدیک باسن و رونها تنگ، و خیلی روشای دیگه بلکه این دختر یا پسری که احساس زشتی میکنه رو برای لحظاتی دلخوش کنه که نه بابا منم قشنگم، یا اونیکه احساس قشنگی میکنه رو دلخوش کنه که علاوه بر قشنگی دلچسب و تودل برو هم هست. 
اکثرا" مشتری پروپاقرص آینه ها رو کسانی تشکیل میدن که یا احساس زشتی میکنن ،یا نگرانند که آرایشی که زشتیشونو پنهان کرده پاک نشده باشه و به هم نریخته باشه، یا خوشگلن و میخوان مطمئن بشن که هنوز خوشگلن و ... اما بالاخره جواب این سوال رو چه جوری میشه پیدا کرد که زیبایید یا زشت؟ متاسفانه از هر کی هم بپرسی راستشو بهت نمیگه. بعدشم آدمایی رو میبینی که به ظاهر خوشگل میان اما بعد یه مدت میبینی رفته جراحی پلاستیک تا خوشگلتر بکنه خودشو. چرا چون بعد یه مدت خودش خودشو خوشگل نمیدونسته. چون معمولا افراد خودشونو با خوشگلتر از خودشون مقایسه میکنن، لذا نمیشه گفت که احساس زیبایی یه احساس پایدار و با ثباته، بلکه در نوسانه. 
اما نظر من: به نظر من همه آدما درجاتی از زیبایی رو در خودشون دارن. ولی عمدتا" مشکلشون اینه که به جای نیمه پر لیوان به نیمه خالی اون توجه میکنن. هیچکس نیست که صد در صد باشه. هر کسی رو ببینی میتونی زیبایی رو درش ببینی و زشتی رو. اما در مورد زیبایی کلی، به نظر من بهترین دیدگاه رو روانشناسان آلمانی پیرو مکتب گشتالت بیان میکنن: به نظر گشتالتی ها که تاکیدشون بر کلیت هر چیزی است، دیگران عمدتا" ما رو بعنوان یه کل ادراک میکنن، لذا ممکنه شما از یه نظر جزیی زیبا نباشید اما مجموعه اجزاء چهره شما و اندامتان وقتی کنار هم قرار بگیره زیبا و جذاب و دوست داشتنی بنظر برسید. لذ اگه دقت کنید اجزایی که عمدتا" مردم عنصر تعیین کننده در زیبایی میدونن باعث زیبابنظر اومدن بسیاری از افراد نیمشه. مثلا" مو . بسیاری هستن که مو دارن ولی زیبا به نظر نمیرسن، چرا چون گشتالتشون یعنی چگونگی در کنار هم قرار گرفتن اجزاء چهره شون اونا رو قشنگ نمیکنه. و بسیاری هم هستن که مو ندارن ولی زیبا بنظر میرسن و دوست داشتنی. یا مثلا" قد: بسیاری قد بلندن ولی زیبا به نظر نمیرسن و بسیاری قد کوتاهن ولی زیبا و دوست داشتنی به نظر میرسن. و خیلی موارد دیگه که از ذکرش خودداری میکنم. پس نهایتا" پیشنهاد من به شما اینه که در ارزیابی زشتی یا زیبایی خودتون نگاهتون به کلیت خودتون باشه، که در کوتاه مدت این کلیت یا گشتالت شامل چگونگی کنار هم قرار گرفتن اجزاء چهرتون میشه ، و در دراز مدت اجزاء دیگه ای که خیلی هم تعیین کننده تره بهشون اضافه میشه مثل اخلاق و منش و شخصیت شما. پس اگه میخواید به چشم دیگران زیبا برسید، تاکیدتون رو بر عواملی بزارید که در دراز مدت شما رو به چشم دیگران زیبا میرسونن نه بر عوامل ظاهری که کاربردشون فقط کوتاه مدته. اون عوامل دراز مدت عبارت از منش و شخصیت شماست و تمام آنچه از این منش و شخصیت ناشی میشه یعنی رفتارهاتون.


+ نوشته شده در  دوشنبه دهم خرداد 1389ساعت 23:34  توسط علی رضا چیره نژاد  |  13 نظر

cat

حدودا" سه سال پیش شروع به نوشتن کردم ،نوشتم ونوشتم تاکنون ،مرتب ونامرتب. بعضی وقتها برای نوشتن تنبلی میکردم وبعضی وقتاسوژه ای برای نوشتن پیدانمی کردم .بااین فرازونشیب وبلاگم زنده بود وزنده .اماحالافکرمیکنم برای نوشتن دردنیای مجازی فعلا"بس است ،پس ازامروز فتیله این وبلاگ راپایین میکشم شاید برای همیشه وشاید وقتی دیگر.

نکته اول:

همانند گذشته همراه شمادرپاسخگویی به سوالات ومشکلات فردی شما دربعد مشکلات روانی خواهم بود.

نکته دوم:

دراین وبلاگ به بعضی ازوبلاگ ها وچند سایت خبری لینک داده شد، دادن لینک به معنای تایید نوشته های آنان ویاهمفکربودن باآنان نمی باشد.

+ نوشته شده در  جمعه ششم دی 1387ساعت 13:20  توسط علی رضا چیره نژاد  |  37 نظر

پندار اشتباه

اعتراف ميكنم كه من مقصر بودم وزود عصباني شدم ولي اين پنداركه روانشناسان نبايستي عصباني نشوند ،پنداري اشتباست. روان شناسان هم مثل بقيه آدما بعضي مواقع عصباني ميشوند ،دادميزنند فريادميكشند و....ولي من كه اول راهم وحسابم جداست اما حال ميگويم كه زودعصباني شدم وبراي بالابردن آستانه تحمل خودبايستي رياضت بكشم.   

+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم شهریور 1387ساعت 13:8  توسط علی رضا چیره نژاد  |  21 نظر

کنکور

امروزیا فردانتیجه کنکور اعلام میشود .روی سخن این نوشتارباکسانی است که درکنکور شرکت کردند .فردایاقبول میشوندویانه .امیدوارم به مرادخود برسید ولی این رابپذیرید که که خوب زندگی کردن وخوشبخت بودن حتما" درگروقبولی وورود به دانشگاه نیست ،اگر اولین سالی است که کنکور میدهید وقبول نشدید میتوانید یکسال دیگر راصرف درس خواندن کنید واگر دومین سالی است که کنکور میدهید وقبول نشدید بیشتر از این وقت خودراهدر ندهید وراههای دیگری رابرای زندگی کردن انتخاب کنید .تاسف خوردن ،گریه کردن ،غمگینی ،پرخاشگری ،عصبانیت و... هیچ تغییری درنتیجه کنکور به وجود نخواهد آورد ،سعی کنید درروند زندگی موضوعاتی راکه برخلاف میل ماست بپذیریم

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم شهریور 1387ساعت 23:2  توسط علی رضا چیره نژاد  |  6 نظر

عصبانی

وقتی رگ گردنت بیرون میزنه، تودیگه نمی تونی آروم حرف بزنی حتما" باید نعره ای بکشی تا این طوفان رااز درونت بیرون بریزی وباید دشنام بدی ،اطرافیان راباید تحقیر کنی ، تو باید یکی رابزنی تادردی که در  تنت پیچیده کمی آروم بگیره .دراین موقع اصلا" به فکر تنفس عمیق نباش ، آب به صورتت نزن ، پیاده روی نکن ، محل راترک نکن فقط یک جا بایست ونعره بزن وهرچه که دم دستت به دیوار بکوب اون موقع تو موفق ترین انسان شکست خورده ای راستی درموقع عصبانیت شما چکار میکنید؟بامنی که من چکارمیکنم.من الان ازدست استادنوروسایکولوژی که هنر اودرپیچاندن سوالهابرای نمره کم گرفتن دانشجوها، درسطح گیتی بی همتاست، عصبانی ام وعصبانیتم رابایک تلفن که به مطب اوزدم، خالی کردم، اوتوضیحاتی دادکه قانع نشدم اما "کمی آرام شدم.

نکته اول:

امتحانات این ترم هم تمام شدوامیدوارم دوستانی که به کامنت های آنان پاسخ ندادم ،ازمن دلگیرنشده باشند

 

کودکانه_روانشناسی

کودکان بین ‌بازی استراحت کنندنویسنده: مجید - ۱۳۸٩/٤/٢ورزش در کمین کودکان متخصصان توصیه می‌کنند بچه‌ها هنگام ورزش از تجهیزات مناسب و زمین‌های بازی استاندارد و ایمن استفاده کنند تا صدمات ناشی از این فعالیت‌ها به حداقل برسد.
   آنها همان‌طور که مشارکت کودکان و نوجوانان را در هر ورزشی چه دوچرخه‌سواری تفریحی باشد یا فوتبالی کودکانه امری مهم برای آموزش و سلامت آنها می‌دانند، از ضرورت دقت در صدمات و آسیب‌های ناشی از آن نیز یاد می‌کنند.بچه‌ها به طور خاص مستعد صدمه‌دیدن هنگام بازی و ورزش هستند. کودکان و نوجوانان بخصوص در سنین کمتر از 8 سال از آنجا که در دوره رشد هستند، هماهنگی کمتری داشته و آهسته‌تر عکس‌العمل نشان می‌دهند. علاوه بر این، رشد بچه‌ها نیز یکسان نیست. اغلب تفاوتی قابل توجه در قد و وزن بچه‌های همسال وجود دارد. هنگامی‌که بچه‌ها با قد و وزن‌های مختلف در کنار هم بازی می‌کنند، خطر آسیب دیدن آنها بیشتر می‌شود. از سوی دیگر همان طور که بچه‌ها بزرگ شده، رشد می‌کنند و قوی‌تر می‌شوند، احتمال آسیب‌دیدن آنها هم بیشتر می‌شود. به عنوان مثال برخورد میان 2 بازیکن 8ساله فشاری به اندازه برخورد 2 بازیکن 16 ساله ایجاد نمی‌کند. همچنین کودکان ممکن است به اندازه بزرگسالان متوجه خطرات ناشی از این‌گونه فعالیت‌ها نباشند و از این رو به خودشان آسیب جدی‌تری بزنند. پس مشخص می‌شود که انجام ورزش و تفریح آنها به چه اندازه نیازمند دقت است.با همه آنچه بیان شد، خوب است بدانید که با رعایت نکاتی ساده می‌توان کودک را از آسیب‌دیدن در هنگام ورزش و تفریح محافظت کرد.تجهیزات مناسباستفاده از تجهیزات مناسب و ایمن به وسیله کودکان و نوجوانان اهمیت بسیاری دارد. بعضی از ورزش‌ها نیازمند استفاده از تجهیزات ایمنی خاصی مانند کلاه، عینک محافظ، زانوبند و... هستند.به عنوان مثال بچه‌ها باید هنگام دوچرخه‌سواری یا اسکیت حتماً کلاه مخصوص داشته باشند.می‌توانید از مربی ورزش فرزند خود در مورد کلاه، کفش، محافظ دهان، زانوبند و... سوال کنید.البته این تجهیزات باید به درستی هم نگهداری شوند تا کارایی‌شان را در طول زمان حفظ کنند و همچنین باید کاملاً اندازه کودک باشند.محوطه بازیمحیط بازی و ورزش هم باید ایمن و بدون هرگونه خطری باشد. زمین بازی را حتما بررسی کنید تا فاقد چاله و شیار باشد. این عوامل می‌توانند موجب سقوط و زمین خوردن بچه‌ها شوند.همچنین انجام ورزش‌هایی که شدت بیشتری دارند مانند دویدن یا بسکتبال نباید روی سطوحی مانند بتون و آسفالت انجام شوند.نظارت کافی بزرگسالانهر ورزشی یا فعالیت گروهی که کودکان در آن شرکت می‌کنند باید توسط فردی بزرگسال و ماهر نظارت شود. علاوه بر این، مطمئن شوید که فرزند شما با توجه به مهارت، قد، وزن و بلوغ فیزیکی و روانی آمادگی انجام آن ورزش خاص را دارد.آمادگی کافی قبل از ورزشهمان‌طور که هیچ وقت کودکی را که شنا بلد نیست به استخر نمی‌اندازند، مهم است که وقتی کودک برای ورزشی آماده نیست، او را وادار به انجام آن نکنید. پس ابتدا اطمینان پیدا کنید که فرزند شما می‌خواهد و می‌داند چگونه بازی کند.فرزند شما باید به اندازه کافی، قبل از ورزش و ورود به زمین بازی، آماده شده و خودش را گرم کند. این کار درصد صدمه دیدن او را کمتر خواهد کرد.بعلاوه او باید مقدار مناسبی آب و مایعات کافی نوشیده و بین بازی‌ها هم استراحت کند.صدمات ناشی از ورزشآسیب‌های حاد به طور ناگهانی و معمولاً همراه نوعی آسیب اتفاق می‌افتند. در کودکان کوچک‌تر این صدمات به طور معمول کبودی و کوفتگی جزئی، پیچ‌خوردگی، فشار و کشیدگی است. ورزشکاران نوجوان احتمال صدمات شدیدتری دارند، از جمله شکستگی استخوان‌ها.صدمات شدیدتر که معمولاً به سن و سال هم ارتباطی ندارد شامل وارد شدن صدماتی به چشم، ستون فقرات و حتی مغز است. همچنین شکستگی استخوان‌ها نیز جزو صدمات شدید محسوب می‌شود.خیلی از اینها معمولاً به دلیل عدم وجود تجهیزات مناسب یا استفاده از انواع نامناسب آنها رخ می‌دهد.گروهی از آسیب‌ها نیز به دلیل حرکات تکراری که فشار زیادی روی استخوان‌ها و عضلات ایجاد می‌کند بروز می‌کند.عدم تعادل بین قدرت و انعطاف‌پذیری، گرم کردن ناکافی، فعالیت بیش از حد (مانند شدت، مدت یا تکرار تمرین‌ها)، روش‌ها یا تجهیزات نامناسب باعث بروز یا تشدید این صدمات می‌شوند.همچنین هیچ وقت نباید به کودک اجازه داد در صورتی که آسیب‌دیده است باز هم ورزش کند.نکته آخری که مورد تاکید متخصصان نیز می‌باشد این که آسیب‌های ورزشی کودکان باید به دقت و بدرستی درمان شوند تا خدای نکرده موجب اختلال در رشد یا بروز ناتوانی در آنها نشوند.با توجه به این توصیه‌ها و با آگاهی از عوامل ایجاد آسیب و چگونگی پیشگیری از آنها می‌توان خاطره خوبی از ورزش در ذهن بچه‌ها به جا گذاشت.نیلوفر اسعدی بیگینظرات (30)چگونه یک مولتی ویتامین مناسب برای کودکان انتخاب کنیم؟نویسنده: مجید - ۱۳۸٩/٤/٢مهمترین ویژگی مولتی ویتامین مورد استفاده برای کودکان داشتن طعمی دلپذیر است تا کودکان به مصرف آن ترغیب شوند.به گزارش سلامت نیوز به نقل از مرکز اطلاعات دارویی ایران، مولتی ویتامین کودکان باید با شرایط سنی کودک تطابق داشته باشد بنابراین در مولتی ویتامین های ویژه کودکان، غالبا سن کودک که محصول مناسب آن تولید شده است، بر روی برچسب آنها ذکر می شود. یک مولتی ویتامین کامل می تواند از جنبه های مختلف تاثیر گذار باشد بنابراین جهت تاثیرگذاری برای موارد خاص باید توجه داشته باشید که مولتی ویتامین منتخب شما دارای مواد مناسب باشد. اولین ویژگی یک مولتی ویتامین مناسب برای کودکان داشتن طعم دلپذیر است تا کودکان به مصرف آن ترغیب شوند. بطور کلی مصرف مولتی ویتامین های جوشان و یا جویدنی برای کودکان راحت تر است. برای رشد و تکامل فیزیکی باید مولتی ویتامین هایی را برای کودکان انتخاب کردکه ترکیباتی از جمله زینک و ویتامین D داشته باشند که برای رشد قدی و استخوانی ضروری است. وجود امگا 3 در مولتی ویتامین مخصوص کودکان یک برتری به شمار می آید. چرا که به رشد، تکامل و عملکرد مغز کمک به سزایی نموده و همچنین به افزایش قدرت تمرکز و یادگیری آنها کمک می کند. برای کاهش بیش فعالی کودکان هم مصرف مولتی ویتامین های حاوی امگا 3 پیشنهاد می شود. مولتی ویتامین کودک چنانچه دارای ترکیباتی نظیر سلنیوم، زینک، ویتامین C باشد به تقویت سیستم ایمنی کودکان کمک نموده و آنها را در برابر بیماری های عفونی نظیر سرماخوردگی و اسهال مقاوم تر می کند. در صورتیکه تولید و افزایش انرژی در کودک مد نظر شما باشد ترکیباتی از جمله ویتامین های گروه B به تولید انرژی در بدن آنها کمک می کنند.نظرات (2)وقفه خواب تنفسی در کودکاننویسنده: مجید - ۱۳۸٩/٤/٢انسداد تنفسی به هنگام خواب، در بزرگسالان شایع است و ممکن است منجر به افزایش فشار خون، حملات قلبی، سکته و حتی مرگ زودهنگام شود.این اختلال ممکن است عوارض دیگری نیز داشته باشد از جمله خواب آلودگی روزانه، عدم‌کارایی لازم در انجام وظایف روزانه و افزایش احتمال تصادفات رانندگی.اختلالات تنفسی خواب در کودکان (از نوزادی تا بلوغ) نیز ممکن است دیده شود اما علل، پیامدها و درمان آن با انسداد تنفسی بزرگسالان ممکن است متفاوت باشد.دکتر محمدحسن عامری، متخصص گوش ،حلق و بینی و جراحی سروگردن و جراحی پلاستیک بینی و زیبایی صورت در مورد بروز این اختلال در کودکان در این گفت‌وگو بیشتر توضیح می‌دهد. او معتقد است 10درصد کودکان مبتلا به عارضه وقفه خواب تنفسی هستند.آقای دکتر اصلا علامت اصلی آپنه خواب انسدادی در اطفال چیست؟خرخر شبانه، علامت اصلی انسداد تنفسی در کودکان است.این خرخر هر شب و صرف‌نظر از اینکه سر کودک چگونه باشد، وجود دارد؟بله، البته هر چند وقت یک‌بار کودک برای لحظاتی نفس نمی‌کشد و خرخر او قطع‌ می‌شود اما بعد از چند لحظه با یک دم عمیقِ صدادار مجدا تنفس و خرخر او از سر گرفته می‌شود.خود کودک در این هنگام چه احساسی دارد؟ببینید، وقتی که یک فرد، جوان، پیر یا کودک، به هنگام خواب دچار وقفه تنفسی می‌شود، بدن وی حالت «خفگی» را تجربه می‌کند. ضربان قلب کم می‌شود، سیستم خودکار عصبی تحریک می‌شود، فشار خون بالا می‌رود، مغز هوشیار می‌شود و نهایتا فرد از خواب بیدار می‌شود. در بعضی موارد سیستم عروقی کودک می‌تواند تغییرات فشار خون و ضربان قلب را تحمل کند اما مغز کودک نمی‌تواند قطع مکرر خواب را تحمل کند و در نتیجه کودک خوب وزن نمی‌گیرد و خوب رشد نمی‌کند.و اگر این اختلال درمان نشود؟خب اگر کودک اتاق مستقلی نداشته باشد طبیعی است که خرخر وی مانع خوابیدن بقیه افراد خانواده هم خواهد بود.همچنین وقتی خواب شبانه کودک، خوب و کافی نباشد باعث خواب آلودگی روزانه می‌شود. این کودک انرژی لازم برای فعالیت‌های فیزیکی دوران کودکی را ندارد. برای همین افت تحصیلی و نجوشیدن با سایر هم‌کلاسی‌ها می‌تواند از علائم آن باشد. چنین کودکانی به جای بازی و تفریح معمولاً ترجیح می‌دهند که در جلوی تلویزیون دراز کشیده و استراحت کنند. در نتیجه این کودکان در آموختن ارتباطات اجتماعی با مشکل مواجه می‌شوند.وقفه تنفسی به هنگام خواب باعث افزایش ادرار شبانه می‌شود. اینطور نیست؟بله، علاوه بر این به‌طور نرمال هورمون رشد در شب ترشح می‌شود. در مبتلایان به وقفه تنفسی، ممکن است ترشح هورمون به دفعات قطع شود و منجر به رشد و تکامل آهسته‌تری شود.اختلال عدم‌تمرکز یا بیش‌فعالی نیز در این کودکان دیده می‌شود؟دقیقا، تحقیقات نشان می‌دهد که وقفه تنفسی به هنگام خواب یک فاکتور دخیل در اختلال عدم‌تمرکز بیش فعالی است. آقای دکتر به نحوه تشخیص این اختلال هم اشاره می‌کنید؟تشخیص این اختلال اول از همه توسط والدین و با مشاهده خرخر کودک صورت می‌گیرد. امـا وقتی بیمار نزد پزشک برده می‌شود،  پزشک با واکاوی خود می‌تواند بعضی از عوارض اجتماعی مثل علائم محرومیت از خواب، افت تحصیلی و شب‌ادراری  را در کودک بیابد.اما این را هم بگویم کودکی که خرخر می‌کند باید توسط متخصص گوش و حلق و بینی ویزیت شود. اگر علائم زیاد باشد و لوزه‌ها بزرگ باشند، متخصص توصیه خواهد کرد که لوزه‌های کامی و لوزه سوم برداشته شوند. برعکس، اگر علائم خفیف است و وضعیت تحصیلی کودک خوب است و لوزه‌ها کوچک هستند، نیازی به جراحی نخواهد بود و بیمار تحت درمان دارویی قرار خواهد گرفت.نظرات (2)نشانه‌های یرقان نوزاداننویسنده: مجید - ۱۳۸٩/٤/۱یرقان در نوزادان هنگامی رخ می‌دهد که رنگدانه زردرنگی به نام بیلی‌روبین در خون تجمع پیدا می‌کند.این رنگدانه یک محصول فرعی طبیعی تخریب گلبول‌های قرمز خون است. دفع بیلی‌روبین وظیفه کبد است.علائم یرقان نوزادی اغلب به صورت زرد شدن پوست و چشم نوزاد است.عوامل خطرساز ابتلا به یرقان نوزادی شامل این موارد می‌شود: داشتن خواهر و برادری که در دوران نوزادی برای درمان یرقان تحت نوردرمانی قرار گرفته است. میزان بالای بیلی‌روبین در خون.تغدیه انحصاری با شیر مادر، به خصوص در صورتی که جثه نوزاد بزرگ باشد.نظرات (0)لباس کودکان را در تابستان کم نکنیدنویسنده: مجید - ۱۳۸٩/٤/۱یک متخصص پوست و مو و زیبایی گفت:« بسیاری از والدین به اشتباه لباس کودکان را کم و بدن آنها را در معرض اشعه آفتاب قرار می‌دهد.»دکتر حسن اعتمادزاده در گفتگو با خبرنگار سامانه خبری«سلامت نیوز»اظهار داشت:«مهمترین عامل و تأثیر گذار بر روی پوست و در فصل تابستان، نورخورشید و گرمای حاصل از آن است که به دنبال آن تعرق و از دست رفتن آب بدن را به همراه دارد.»وی افزود:«با پوشیدن لباس مناسب و گشاد از جنس کتان و پنبه، استفاده از کلاه، چتر و عینک استاندارد، مصرف آب به میزان مورد نیاز بدن و اجتناب از قرار گرفتن در برابر نورخورشید در ساعات گرم روز یعنی از ساعت 11 صبح تا 3 بعدازظهر می‌توان از اثرات کوتاه مدت آفتاب سوختگی در فصل تابستان جلوگیری کرد.»این متخصص پوست و مو و زیبایی تصریح کرد:«در صورتیکه بدون رعایت و نپوشیدن لباس مناسب، بدون پوشش و عدم جبران آب از دست رفته بدن در به مدت طولانی برابر نورخورشید قرار بگریم دچار آفتاب سوختگی و گرمازدگی ناشی از گرما خواهیم شد.» اعتمادزاده گفت:«این گونه موارد، بدن به دلیل تعریق زیاد آب خود را از دست می دهد و بالانس آب بدن و مواد شیمایی بدن بر هم می‌خورد و در صورت ادامه وضعیت و عدم رسیدگی به مرگ می‌انجامد.»وی ادامه داد:«بهترین راه مبارزه با گرمازدگی ناشی از گرمای تابستان نوشیدن آب خنک و اجتناب از قرار گرفتن ناگهانی در برابر آفتاب و اشعه خورشید است.»این متخصص پوست و مو و زیبایی اظهار داشت:«افرادی که قصد گرفتن حمام آفتاب دارند باید به تدریج در برابر نورخورشید قرار دهند تا بدنشان به مرور زمان عادت کند و دچار آفتاب سوختگی لک و تیرگی پوست نشوند.»اعتمادزاده تصریح کرد:«تعریق زیاد یکی از عوامل افزایش دهنده بیماری‌های قارچی و میکروبی است به همین دلیل این بیماری‌ها در فصل تابستان که بدن مرطوب است شایع می‌باشد.»وی افزود:«پوشیدن لباس تنگ و پلاستیکی در فصل تابستان فرد را در معرض انواع بیماری‌های میکروبی و قارچی قرار می‌دهد به خصوص کودکان و افراد مسن که پوست حساسی دارند.»این متخصص پوست و مو و زیبایی گفت:«استفاده از چتر و کلاه به خصوص برای کودکان در فصل تابستان لازم است و بسیاری از والدین به اشتباه لباس کودکان را کم و بدن آنها را در معرض اشعه آفتاب قرار می‌دهد.»اعتمادزاده اظهار داشت:«آفتاب سوختگی در سنین کودکی به خصوص افراد پوست روشن عواقب جبران ناپذیری در بزرگسالی دارد که ایجاد خال، لک و حتی سرطان پوست از جمله این عوارض می‌باشد.»نظرات (0)ارزش‌های اخلاقی باید از‌کودکی‌آموخته شوندنویسنده: مجید - ۱۳۸٩/٤/۱یک زندگی خوب همراه با محبت، مهربانی، صداقت و سختکوشی بسیار لذت بخش است و تاثیر خوبی بر کودک شما خواهد داشت، اما نمی‌تواند تمام ارزش‌های اخلاقی را به فرزندتان منتقل کند. انتقال ارزش‌های اخلاقی به فرزندان کار دشواری است. اما امکان‌پذیر است و باید از نخستین لحظه‌ای که فرزندتان را می‌بینید شروع شود. شاید بپرسید که این موضوع چگونه محقق می‌شود؟با ما همراه شوید تا نکات لازم را ارائه کنیم: ‌ پایه ریزی اعتقاداتدر دوران نوزادی شما به عنوان والدین تنها کسی هستید که در کنار کودک هستید. او از هر رفتارشما چیزی می‌آموزد. از نوازش محبت می‌آموزد و از توجه شما درک کردن و تعامل با جهان پیرامون را یاد می‌گیرد.وقتی به یک سالگی می‌رسد یاد می‌گیرد که شما و اطرافیان احساس و نیازهایی نیز دارید. او حالا آماده است که بیاموزد، نیازهای او با شما فرق دارد و این همان الفبای اخلاقیات است.‌ رشد تمایلات درونیتربیت یک کودک با اعتقاد به ارزش‌ها بسیار متفاوت با آموختن نظم و ترتیب و ادب است و از تصحیح رفتارهای بد و تشویق به اعمال مثبت نیز فراتر است.فرد باید قلبا به مواردی متقاعد شود تا تمایلات درونی به آن پیدا کند. به بیان دیگر عادت به انجام کارهای صحیح پیدا کند، چه کسی او را در حال انجام آنها ببیند و چه نبیند بتدریج این فرد به انسانی تبدیل خواهد شد که با اختیار خود راستگویی را انتخاب می‌کند حتی اگر به ضررش باشد یا به خاطر آن تنبیه شود. انسانی که علاوه بر نیازهای خود به احتیاجات دیگران نیز توجه دارد، به این ترتیب یاد می‌گیرد که در کنار دیگران زندگی کند و زندگی اجتماعی را بخوبی پیش ببرد.شما در این راه می‌توانید با ارتباط دادن ارزش‌ها با مفاهیم معنوی این اراده را در وی تقویت کنید. اما اگر مفاهیمی که مطرح می‌کنید در رفتار و اعمال روزمره قابل لمس نباشد تبدیل به پند و موعظه شده و تاثیری نخواهد داشت.‌ کودک را هدایت کنیم‌شما می‌توانید مواردی را برای نشان دادن مسیر صحیح و حرکت در راه اخلاقیات به فرزندتان بیاموزید، چرا که شیوه رفتار و گفتار شما به عنوان والدین در شیوه زندگی فرزندتان اهمیت بسزایی دارد. پس در رفتار و منش خود موارد زیر را به یاد داشته باشید.‌ کودک را تحت هر شرایطی دوست بدارید‌کودک نیاز دارد که بداند آنقدر خوب و با ارزش هست که شما او را دوست بدارید حتی اگر آبمیوه را روی زمین ریخته یا نتوانسته توپش را بخوبی شوت کند یا اگر گاهی بد اخلاقی کرده، ابراز علاقه شما برای وی حیاتی است.به کودک بیاموزید که برای خود ارزش قائل باشد‌نخستین گام برای احترام به دیگران ارزش قائل بودن برای خود است. وقتی او می‌پذیرد که مهم است درک می‌کند که اعمال و رفتارش بر دیگران تاثیر دارد. در غیر این صورت او می‌پندارد وقتی خودش با ارزش نیست پس رفتار خوب یا بدش نیز تاثیری ندارد و مهم نیست. به این ترتیب مسوولیت رفتارش را نیز نمی‌پذیرد.‌ به او نقش مهمی در خانواده بدهید‌کودک را درگیر امور منزل کنید. او می‌تواند در کارهای جزئی شما را کمک کند. به این ترتیب او یاد می‌گیرد که برای جریان زندگی نیاز به همکاری و تعامل با دیگران دارد و برای حرکت این چرخ او نیز به نوبه خود باید مسوولیت خود را بخوبی انجام دهد. حتی کودکان نوپا نیز می‌توانند در قرار دادن اشیای روی میز کمک کنند. بتدریج با بزرگ شدنشان، مسوولیت‌های مهم‌تری می‌پذیرند و مهارت‌های خود را افزایش می‌دهند.‌ غلبه بر استرساز نخستین روز تولد کودک گرفته تا انتهای زندگی، افراد با استرس‌های گوناگون روبه‌رو می‌شوند. پس آنها را در مواجهه با استرس‌ها همراهی کنید وبه او بیاموزید که استرس بخشی از زندگی است و فقط برخورد و غلبه بر آن مهم است و نیازبه هنر دارد.راهی برای شرکت در اجتماع برای کودک پیدا کنیدبرای مثال کودک را تشویق کنید تا اسباب بازی‌هایش را به دوستانش بدهدیا غذای خود را با دیگران تقسیم کند. با وسایل نقلیه عمومی او را بیرون ببرید. یا راه‌های دیگری که او در کنار دیگران قرار می‌گیرد را امتحان کنید. حتی می‌توانید او را به زمین‌های بازی برده تا خودش در صف وسایل بازی بایستد و به نوبت سوار شود.‌ اجازه ندهید مرتب از زیر بار مسوولیت شانه خالی کندبرای مثال وقتی زمان خواب معینی برایش تعیین می‌کنید، اجازه ندهید به بهانه تماشای تلویزیون دیرتر بخوابد و این کار را چند بار در هفته تکرار کند یا وقتی فردا در مدرسه مسابقه یا امتحان دارد دیرتر بخوابد، زیرا بازده روز بعد او تحلیل می‌رود.‌ همدردی را به او یاد داده و در وی تقویت کنیدمی دانید که هر موردی با تشویق و تحسین تقویت می‌شود. پس وقتی کودک ناراحت یا عصبانی است با او همدردی کنید و به او بگویید که احساسش را درک می‌کنید. بگذارید حس کند که احساساتش برایتان اهمیت دارد و از ناراحتی او ناراحت و از شادی او خوشحال می‌شوید. در این صورت او احساس بهتری پیدا کرده و می‌آموزد که خودش هم می‌تواند با همدردی با دیگران احساس بهتری به آنها بدهد و چنانچه این کار را کرد او را تشویق کنید تا تاثیر رفتارش را ببیند.‌ محدودیت‌هایی نیز قائل شویددر مورد کودک رفتارهای اشتباه در برخی شرایط امری عادی است. اما با قرار دادن برخی محدودیت‌ها یاد می‌گیرند که رفتار خود را کنترل کنند. البته نیاز به تنبیه شدید نیست اما باید قوانین روشنی وضع کرد که عمل نکردن به آن عواقبی را درپی داشته باشد. برای مثال محرومیت از تماشای تلویزیون یا نرفتن به پارک و زمین بازی می‌تواند عواقب این قانون شکنی محسوب شود.درباره مسائل مهم با کودک صحبت کنید‌برخی والدین تصور می‌کنند که باید فقط در خصوص اسباب بازی یا این‌که در پارک به کودک خوش گذشت یا نه؛ با او صحبت کنند در صورتی که می‌توانید بتدریج با کودک درباره مسائل مهم‌تری نظیر این‌که چرا کار می‌کنید یا این‌که چرا مراقبت از اعضای خانواده برایتان اهمیت دارد یا چرا در برخی موارد به دلایل اخلاقی و انسانی برخی تصمیمات را می‌گیرید، با کودک صحبت کنید. مطمئن باشید کودک کم‌کم آنها را می‌فهمد و درباره آنها فکر می‌کند. شما می‌توانید در مورد چنین مسائلی با زبان ساده برای فرزندتان صحبت کنید و به سولات او پاسخدهید.منبع:family.orgنظرات (0)اخبار هولناک‌ مخرب برای روحیه‌فرزنداننویسنده: مجید - ۱۳۸٩/٤/۱همواره اتفاقات بد و ناراحت‌کنند‌ای در گوشه و کنار دنیا رخ می‌دهد که انعکاس آنها را در اخبار، برنامه‌های تلویزیونی، روزنامه‌ها و جراید به وفور می‌توان یافت. اتفاقاتی مثل سیل و زلزله و... کم نیستند و هر روزه تعداد زیادی از این خبرها از گوشه و کنار شنیده می‌شوند. وقایعی همچون زلزله ویرانگر هائیتی در ژانویه 2010 یا زلزله پرقدرت شیلی موجب شد میلیون‌ها نفر با عواقب این گونه بلایای طبیعی دست و پنجه نرم کنند و سعی در ساختن دوباره زندگی خود داشته باشند. البته در این موارد، سازمان‌های خیریه کمک‌های مستقیمی به افرادی که در کشورهای زلزله‌خیز زندگی می‌کنند، ارائه می‌دهند و بسیاری خانواده‌ها نیز به اهمیت کمک به افراد نیازمند واقفند. اما بلایای طبیعی همچون زلزله می‌تواند باعث افسردگی فرزندان شما شود. طبیعی است که کودکان درخصوص چنین اتفاقاتی نگران باشند. اما به روش‌هایی می‌توان به آنها برای تحمل این احساسات کمک کرد.اگرچه توجه به اخبار تلویزیون، رادیو یا اینترنت اغلب تجربه مثبتی برای کودکان است، اما اگر تصاویر پخش شده، خشونت و ناراحتی را نشان دهد و داستان‌های آن در خصوص موضوعات ناراحت‌کننده باشد، مشکلات می‌تواند افزایش یابد.اخبار ناراحت‌کننده‌ای همچون زلزله هائیتی می‌تواند کودکان را از امکان اتفاقی مشابه که می‌تواند به خانه آنها آسیب برساند، بترساند و حتی موجب شود که ترس به بخشی از زندگی روزمره ایشان بدل گردد و باعث شود کودک از خیلی چیزها مثل باران و رعد و برق که قبلا از آن نمی‌ترسیده، وحشت داشته باشد.گزارشی در مورد بلایای طبیعی، ربودن کودکان، قتل، حملات تروریستی، خشونت در مدارس و اخباری از این دست به کودک می‌آموزد که دنیا را محلی ناامن، تهدیدکننده و نامهربان تلقیکند.اما شما چگونه می‌توانید با چنین تصاویر و داستان‌های ویرانگری کنار بیایید؟ صحبت با فرزند در مورد آنچه می‌بینند یا می‌شنوند به ایشان کمک می‌کند که اطلاعات ترسناک خود را در جهتی منطقی هدایت کنند.چگونه کودکان، اخبار را درک می‌کنند؟برخلاف فیلم‌ها و کارتون‌ها اخبار واقعی هستند، اما بسته به سن کودک یا وضعیت بلوغ و آگاهی او، ممکن است کودک هنوز بین واقعیت و خیال نتواند تفاوتی قائل شود. تا وقتی کودک به 7 یا 8سالگی برسد همه آنچه را که در تلویزیون می‌بیند، واقعی می‌پندارد. برای برخی بچه‌ها، یک اخبار مهیج می‌تواند موجب درونی شدن چیزی شود که ممکن است در آینده برایشان اتفاق بیفتد. کودکی که اخباری درباره انفجار بمب در یک اتوبوس یا مترو را نگاه می‌کند، ممکن است نگران شود که آیا این اتفاق برای او هم رخ می‌دهد؟بلایای طبیعی یا داستان‌هایی از این نوع می‌تواند به این روش جنبه شخصی بدهد. کودکی که در تلویزیون تصویری از آسیب‌رسانی سیل به خانه‌ها را می‌بیند، ممکن است شب‌هنگام نگران سالم ماندن خانه خود در باد و باران باشد یا کودکی که حمله به مترو را در خبری مشاهده کرده، ممکن است در مورد استفاده از وسایل حمل و نقل عمومی در شهر خود احساس ترس کند.تلویزیون می‌تواند تاثیر زیادی روی دنیای کودکان داشته باشد. با تمرکز روی داستان‌ها و اتفاقات ناخوشایند موجود در اخبار تلویزیون، این مساله می‌تواند باعث ایجاد سندروم «دنیای خشن» برای کودک شود و دیدگاه غلطی در مورد آنچه در دنیا و جامعه رخ می‌دهد، برای او در پی داشته باشد.صحبت در مورد اخباربرای آرام کردن ترس بچه‌ها در مورد اخبار، والدین باید سعی کنند آرامش و صراحت را البته با اطلاعات محدود در اختیار کودک قرار دهند. آنها باید صداقت را به کودکان خود انتقال دهند البته تنها همان میزان صداقتی که برای کودک لازم است. نکته اینجاست که حقیقت را تاجایی که می‌توانید، به طور غیرصریح بیان کنید. لازم نیست زیاد به جزئیات بپردازید.اگرچه اتفاقاتی مثل بلایای طبیعی نمی‌توانند تحت کنترل باشند، اما والدین باید فضایی را برای بیان ترس‌های کودک در اختیارش قرار دهند. کودک را تشویق کنید درباره آنچه از آنها می‌ترسد صحبت کند.کودکان بزرگ‌تر کمتر احتمال دارد توضیح را بپذیرند. شک آنها درباره اخبار و این‌که چگونه تولید شده، ممکن است اضطراب آنها را درخصوص اخبار تحت‌الشعاع قرار دهد. کودکان بزرگ‌تر را که از شنیدن یک داستان اذیت می‌شوند کمک کنید تا با ترس‌هایشان کنار بیایند. تمایل و اشتیاق بزرگ‌ترها برای گوش کردن، پیغامی قدرتمند به آنها می‌فرستد و می‌تواند تا حدودی از مشکلات آنها بکاهد.نوجوانان هم می‌توانند تشویق شوند که روی دلیل ایجاد وقایع ترسناک فکر کنند: آیا دلیل معروف شدن این واقعه، ارزش احساساتی آن است یا تنها ارزش خبری آن مهم است؟ در این‌گونه موارد یک داستان ترسناک می‌تواند به بحثی ارزشمند در مورد نقش و اثر خبر تبدیل شود.نکاتی برای والدینتوجه به برنامه‌هایی که کودکان از تلویزیون نگاه کرده‌اند و محتوای آنچه می‌شنوند بسیار مهم است.علاوه بر این کار می‌توان با انجام اعمال زیر، به کودک کمک کرد:ـ اخباری را که دارای تصاویر ناراحت‌کننده است، تشخیص داده و شناسایی کنید. برنامه‌های تلویزیونی و روزنامه‌هایی که برای کودکان طراحی شده‌اند معمولا از تصاویر ناراحت‌کننده کمتری استفاده می‌کنند.ـ به طور مرتب، درخصوص اتفاقات جاری با کودک خود بحث کنید. مهم است که به کودک خود درخصوص تفکر درباره آنچه شنیده، کمک کنید. سوالاتی از این دست بپرسید: در مورد این وقایع چه فکر می‌کنی؟ فکر می‌کنی این اتفاقات چگونه رخ داده‌اند؟ این سوالات می‌تواند بحث درباره موضوعات غیرخبری را هم تشویق کند.ـ توجه او را از اخبار منحرف کنید. نشان دادن این‌که اتفاقات خاصی مجزا و منفرد هستند یا توضیح این‌که چگونه یک اتفاق به دیگری مربوط می‌شود، به کودک کمک می‌کند که حس بهتری از آنچه شنیده داشته باشد. بحث را از یک اخبار تاسف‌بار به یک بحث طولانی‌تر گسترش دهید: از داستان یک بلای طبیعی به عنوان فرصتی برای صحبت در مورد بشردوستی، همکاری و توانایی افراد برای مقابله با سختی‌ها استفاده کنید.ـ‌ اخبار را با کودکانتان تماشا کنید تا بتوانید اتفاقات بد، ترسناک و نامناسب را برای آنها فیلتر کنید.ـ وقتی نیاز به راهنمایی وجود دارد، شرایط را پیش‌بینی کرده و از تماشای برنامه‌هایی که مناسب سن فرزندتان نیست، جلوگیری کنید.ـ اگر شما محتوای خبر را برای سن فرزندتان نامناسب می‌بینید، تلویزیون را خاموش کنید.ـ درباره کارهایی که برای کمک می‌توانید انجام دهید، صحبت کنید. درخصوص اخبار وقایعی مثل بلایای طبیعی، کودک شما حس کنترل و امنیت بیشتری می‌یابد وقتی راه‌هایی را برای کمک به افراد حادثه‌دیده می‌یابید و به او نشان می‌دهید.به هر حال بکوشید در این گونه موارد با کودکتان صحبت کرده و به نحوی آرامش را به او هدیه کنید.الهه عیوض‌زاده منبع: KIDSHEALTHنظرات (0)کودک در اتومبیلنویسنده: مجید - ۱۳۸٩/٤/۱کودکان از سنین پایین علاقه زیادی به ماشین سواری دارند و از حرکت آن لذت می‌برند. والدین نیز در بسیاری از مسیرهایی که باید بروند کودکان را همراه خود می‌برند، اما در این مورد باید نکاتی را مد نظر قرار دهند. تحقیقات جدید نشان می‌دهد که امن‌ترین نقطه خودرو برای نشستن کودکان وسط صندلی‌های عقبی است. اگرچه محل کمربندهای ایمنی در ماشین تعیین‌کننده محل قرارگیری سرنشین‌های خودروست، اما محل نشستن کودکان در ماشین محلی است که صندلی کودک نصب می‌شود و برای دسترسی آسان‌تر و داشتن دید و تسلط کافی به او بهترین محل، صندلی‌های عقب و بخصوص مرکز آن است. گفته می‌شود که در این وضعیت صدمات ناشی از رانندگی به کودک کمتر است.در حوادث رانندگی، آسیب‌پذیری کودکان از ناحیه سر بیشتر از بزرگسالان است، چون سر کودکان نسبت به بدن آنها بزرگ‌تر است، در نتیجه مرکز ثقل بدن کودک بالاتر از یک بزرگسال است که منجر به وارد شدن آسیب بیشتر به سر در حوادث رانندگی می‌شود. به همین دلیل به کودکان اجازه ندهید روی صندلی جلوی خودرو بنشینند.امروزه عدم استقرار کودکان در صندلی جلو یکی از نشانه‌های رشد فرهنگی و توسعه‌یافتگی اجتماعی است. بعکس، نشاندن کودکان یا در آغوش گرفتن آنان در صندلی جلو، رفتاری غیرمدنی و نشانه‌ای از عدم آشنایی فرد با الزامات زندگی در یک جامعه مدرن است.در ضمن بررسی‌ها نشان می‌دهد که بسیاری از کودکان به دلیل عدم استفاده از صندلی مخصوص در خودرو در سوانح رانندگی دچار صدمات شدید و در برخی موارد مرگ می‌شوند.کودکانی که در این صندلی مخصوص خودرو قرار نمی‌گیرند در صورت بروز حادثه به جلو یا طرفین پرت شده و بیشتر دچار آسیب‌های ناشی از ضربات می‌شوند.صندلی مخصوص کودک در خودرو یکی از ابزار بسیار مهم برای تامین امنیت کودکان است که بسیاری از والدین به دلیل عدم آگاهی از اهمیت آن، ترجیح می‌دهند کودک بدون هیچ‌گونه کمربند و حفاظ روی صندلی عقب خودرو بنشیند و همین امر موجب بروز بسیاری از سوانح در تصادفات می‌شود.کارشناسان هشدار می‌دهند، والدین توجه داشته باشند که حتی کودکان چاقی که در صندلی راحت نیستند، باید با استفاده از کمربند ایمنی در صندلی عقب بنشینند تا شدت صدمات کاهش یابد.در عین حال فراموش نکنید که در فصول گرم سال وقتی همراه کودکتان بیرون می‌روید و خودرو را در هوای آزاد و خارج از پارکینگ می‌گذارید، موقع پیاده شدن برای انجام کار یا خرید کودک را به تنهایی در خودرو قرار ندهید، زیرا شدت تابش خورشید از پشت شیشه خودرو به مراتب شدیدتر و متمرکزتر است و برای کودکان زیر 2سال به دلیل حساس بودن پوست آنها، این اشعه و گرمای حاصل از آن نه‌تنها می‌تواند به پوست کودک صدمه بزند، بلکه در مواردی این گرمای زیاد می‌تواند تنفس کودک را نیز مختل کند.سحر کمالی نفرنظرات (0)تکیه‌گاهی به نام پدرنویسنده: مجید - ۱۳۸٩/٤/۱شما مجرد هستید؟ نه؛ پس می‌شود پرسید که بچه دارید؟ شاید هم در انتظار کودکی هستید؛ اگر چنین است بدانید که دو شغل یا حرفه موفق بچه‌ها را درست تربیت نخواهند کرد! بلکه دو پدر و مادر موفق هستند که بچه‌ها را بخوبی بزرگ خواهند کرد. پس به جای این‌که همیشه به فکر کار باشیم با این استدلال که می‌خواهیم بچه‌ها آینده بهتری داشته باشند، خوب است کمی هم برای آنها زمان بگذاریم.از سوی دیگر ما فرزندان هم اغلب از خداوند برای داشتن دو تا چشم، دو تا دست، دو تا پا و... سپاسگزاری می‌کنیم. شاید بد نباشد که برای داشتن دو تا پدر و مادر خوب هم از او تشکر کنیم.همیشه از نقش حیاتی مادران در رشد و شکوفایی فرزندان صحبت می‌شود، اما حضور پدر نیز به همان اندازه برای فرزندان مهم است. والدین برای کودک نقش پلی به دنیای خارج را دارند. در حالی که مادر ثبات را به زندگی کودک می‌آورد، پدر نیز محیطی ایمن را برای او به ارمغان خواهد آورد. این دو کمک فوق‌العاده‌ای به رشد کودک خواهند کرد.شاید گفتن از پدر و نقش او در رشد و شکوفایی بچه‌ها، صحبتی تکراری باشد، اما گفتن و یادآوری اهمیت حضور او در خانه و خانواده هیچ وقت خالی از لطف نخواهد بود. واضح است که پدر و حضور موثر او در سلامت عاطفی و رشد طبیعی کودک مهم و موثر است.در طول تاریخ همیشه پدران به عنوان «سوپرمن» خانواده شناخته شده‌اند. در حقیقت پدر همیشه تکیه‌گاه خانواده است و باید محافظت از اعضای خانه را بر عهده بگیرد. در حقیقت حضور پدر در خانه و کنار اعضای خانواده دلگرمی آنان را در پی خواهد داشت؛ دلگرمی‌ای که راه را برای موفقیت‌های دیگر هموار می‌کند.تحقیقات، نظر سنجی‌ها و از همه مهم‌تر حقایق ثابت کرده‌اند که رفتار پدر نقش مهمی در چگونگی رشد و نمو کودک بازی می‌کند.این نقش در تمام مدت رشد و بالندگی فرزند استمرار دارد. در یک نظر‌سنجی مشخص شده است کودکانی که پدرانشان در کارهای مختلف مدرسه مشارکت داشته‌اند در انجام تکالیف و درس‌های مدرسه بهتر از سایرین بوده‌اند.پس به عنوان پدر و در نقش پدر خانواده باید بتوانیم زمانی بیشتر و بیشتر را با اعضای خانواده سپری کرده و در امور مربوط به آنها مشارکت کنیم.اما شاید با این حجم کار و در دنیای پر سرعت امروز، این کار کمی سخت و بعید به نظر برسد. ولی می‌توان با رعایت نکاتی ساده به این مهم دست یافت.اولین گام شما برای داشتن خانواده‌ای موفق و بودن عضوی از این خانواده، ایجاد رابطه‌ای مثبت و محترمانه با مادر خانواده است. بچه‌ها معمولاً تحت تاثیر محیط بوده و کاری را انجام می‌دهند که می‌بینند. وجود رابطه‌ای مثبت میان والدین به رشد سالم بچه‌ها کمک شایانی خواهد کرد.در ضمن زمان بیشتری را با بچه‌ها بگذرانید و همان‌طور که با آنها صحبت می‌کنید به حرف‌های‌شان هم گوش دهید. اجازه بدهید که بچه‌ها با شما صحبت کنند و نظرات و تجارب و احساسات‌شان را با شما در میان بگذارند. اکثر پدران فقط زمانی که فرزندشان کار نادرستی انجام می‌دهد با او صحبت می‌کنند که این به هیچ‌وجه درستنیست. وجود انضباط در زندگی کودکان، مسأله‌ای مهم و ضروری است. این انضباط باید چارچوب محکم و درستی هم داشته باشد. اگر عملی نادرست انجام می‌گیرد که سزایش تنبیه است، رفتارهای خوب نیز باید پاداش داده شوند.پدر می‌تواند نقش مهمی در ایجاد این انضباط داشته باشد.فرزندان معمولاً از پدرشان به عنوان یک الگوی موفق یاد می‌کنند. دختری که با عشق و احترام پدر‌ بزرگ می‌شود می‌داند که او سزاوار احترام است. پسر نیز درس صداقت، مسوولیت و تواضع را از پدر می‌آموزد. پس پدری مهربان و نمونه برای آنان باشید.همچنین به عنوان یک خانواده، سعی کنید کارها را بیشتر با همراهی یکدیگر انجام دهید. همان طور که همیشه هم گفته شده، صرف یک وعده غذایی کنار یکدیگر بسیار مفید خواهد بود. این فرصتی برای فرزندان خواهد بود تا احساسات و تجربیاتش را با شما در میان بگذارند. یا خواندن کتاب قصه‌ای کوتاه قبل از خواب برای او علاوه بر ایجاد حسی عاطفی و مثبت، شاید بتواند این عادت مفید را هم در او ایجاد کند.شنبه در پیش‌رو سیزدهم رجب و روز پدر است؛ شاید این روز بهانه‌ای باشد که پدران‌مان و نقش‌شان را در زندگی بیشتر و بهتر به یاد آوریم. متاسفانه کودکان زیادی هم به تنهایی و با حضور مادر، بزرگ می‌شوند؛ مادرانی که گاه مجبورند نقش پدر را هم در خانواده ایفا کنند.عوامل مختلفی این خلأ را ایجاد می‌کنند؛ اما هر چه باشند، خوب است ما با نیم‌نگاهی به آن فرزندان که از دیدن پدر محرومند؛ بار دیگر زندگی خود را مرور کنیم و تا دیر نشده قدر پدرهایمان را که هنوز هستند، بدانیم.این روز را فراموش نکنیم؛ این روزها بیشتر تلنگری بر ما هستند تا برای پدرها و  مادرها؛‌تلنگری برای جور دیگر دیدن، یادی کردن و دلی را به دست آوردن؛ تا دیر نشده و تنها افسوسی برجای نمانده است.نیلوفر اسعدی‌بیگینظرات (0)پدر! تو فقط‌ کیف‌ پول ‌نیستینویسنده: مجید - ۱۳۸٩/٤/۱به چه کسی می‌گویند پدر؟ مردی بلندقد یا کوتاه که عصرها یا شب‌ها آخر از همه به خانه می‌آید؟ مردی با دست‌های روغنی و سیاه که مادر سرش فریاد می‌زند زودتر دستتو بشور؟ چهره‌ای مظلوم که ساکت و بی‌آزار یک گوشه می‌نشیند و همه از او توقع دارند؛ اما خودش بی‌توقع است؟ بلندگویی سیار و عصبانی که همیشه شاکی است و پرخاش می‌کند؟ تک‌ستاره قلب‌ها وقتی سر برج می‌رسد و جیب‌هایش پر از پول می‌شود؟ آدمی زحمتکش که همیشه خسته و کوفته است؟ یک جفت گوش شنوا؟ یک جفت دست مهربان؟ یک دنیا عاطفه؟ یا یک عالم بی‌تفاوتی؟ پدر می‌تواند هر کدام از اینها باشد، او می‌تواند آنقدر مهربان باشد که خانواده عاشقش بشوند یا می‌تواند آنقدر کج‌خلق و کم‌حوصله باشد که تلخی چهره‌اش، همه را فراری دهد. او می‌تواند صاحب مهربان‌ترین قلب دنیا باشد یا مالک سخت‌ترین آن.اما پدر بودن چیزی فراتر از اینهاست. وقتی مردی ازدواج می‌کند و خواسته یا ناخواسته در انتظار پدر شدن می‌ماند قبل از این‌که بخواهد ماشین تامین مخارج خانه باشد، باید یاد بگیرد که پدر باشد؛ پدری به همان بزرگی واژه پدر؛ ولی بیشتر وقت‌ها این اتفاق نمی‌افتد.خیلی وقت است که برخی مردهای خانه آن‌طوری نیستند که باید باشند، آنها از شدت سردرگمی گاهی به این سمت و گاهی به سمتی دیگر می‌روند و گویی بر لبه تیغی قدم می‌زنند، درست مثل کسی که هم می‌خواهد پدر باشد و هم نمی‌خواهد، مثل کسی که پدر بودن را آسان می‌گرفته و حالا فهمیده که پدر بودن هم درست مثل مادر بودن، سخت‌ترین کار دنیاست.ولی به هر حال وقتی مردی تصمیم می‌گیرد که پدر شود، باید خیلی چیزها را یاد بگیرد. او باید همیشه پیش خودش تکرار کند که او نه یک مرد در حال آمدن و رفتن به خانه و نه یک مسوول تهیه پول که تکیه‌گاهی است برای بچه‌هایی که از او یاد می‌گیرند و با او آرزو می‌کنند و به او امید دارند.خیزبرداشتن برای پدریاگر کسی فکر کند که وقتی با دست پر به خانه می‌آید یا وقتی اخم‌هایش را به هم گره می‌زند و فریاد می‌کشد یا همه را طوری بار آورده که بدانند حرف اول و آخر با اوست یا این‌که خودش را از زندگی کنار بکشد و تماشاچی باشد، آن وقت پدر خوبی است؛ سخت در اشتباه است.پدر بودن و پدر خوب بودن هنر است، درست مثل یک نوازنده ماهر و یک نقاش چیره‌دست وقتی ساز و بومش را با نوازش، مسخ خود می‌کند؛ اما شاید در کمتر خانه‌ای بشود چنین پدر تمام‌عیاری پیدا کرد. امروز اگرچه دیگر دوران یکه‌تازی پدرهای عصبانی و یکدنده به سر رسیده؛ اما هنوز می‌شود مردهایی را پیدا کرد که اخم کردن و حرف را حرف خودشان دانستن، مایه مباهاتشان است.شاید اینها فکر می‌کنند وقتی حصاری دور خود بکشند و مرزشان را از دیگران جدا کنند یا وقتی به همان بت پدر در خانه پایبند باشند، آن وقت اوضاع روبه‌راه می‌شود. شاید هم بعضی‌ها فکر می‌کنند اگر خلاف پدر و پدربزرگ‌شان رفتار کنند و به جای رفتارهای خشک و خشن، خود را به ملایمت بزنند و جذبه‌ای نداشته باشند، دیگر همه چیز وفق مراد است.اما پدر هیچ کدام اینها نیست، درست مثل این‌که مادر فقط پرستار بچه نیست. برای این‌که کسی پدری خوب باشد، باید چند خصلت را در خود پرورش بدهد؛ این‌که خودش خیلی چیزها بداند و یاد بگیرد که چطور فردی فداکار، مهربان، بااخلاق و معتقد باشد.اگر مردی قبول داشته باشد که مهم‌ترین هدف از بچه‌دار شدن، تربیت انسانی دانا و موفق است، پس تلاش می‌کند تا ابزاری برای تحقق این خواسته شود. او اگر باور داشته باشد که پدر نه یک موجودی بی‌اهمیت و خنثی که مهم‌ترین الگوی بچه‌ها و محکم‌ترین تکیه‌گاه است، آن وقت خودش را به بهترین الگو و محکم‌ترین تکیه‌گاه تبدیل می‌کند.مهم، باور داشتن است؛ یعنی ایمان به تاثیرگذار بودن و تلاش برای بهترین بودن. این‌که می‌گویند مرد رئیس خانه است هم می‌تواند درست باشد و هم غلط، درست به این معنی که مرد اگر دانا و توانا باشد، حتما معلمی خوب، رهبری لایق و قانون‌دانی قابل اعتماد می‌شود و غلط، به خاطر این‌که یک پدر خوب هیچ وقت رهبری را با دستور دادن و خودرای بودن اشتباه نمی‌گیرد.پس دانستن الفبای پدری، لازمه شروع کار است. دانستن این نکته هم ضروری است که وقتی بچه‌ها کم‌سن و سالند، پدر برایشان همه چیز اوست؛ او نماد دارایی، قدرت، جاذبه، مافوق بشر بودن و اسطوره‌ای خدشه‌ناپذیر است. برای همین سال‌های اولیه عمر، بهترین فرصت برای محکم کردن روابط پدر با بچه‌هاست.اما بیشتر وقت‌ها این فرصت تلف می‌شود؛ یعنی بیشتر اوقات خیلی از پدرها زمان طلایی با کودک بودن را به هزار دلیل منطقی و غیرمنطقی از دست می‌دهند و وقتی متوجه اوضاع می‌شوند که کودکشان قد کشیده و دیگر پدر برایش اسطوره نیست.اما نباید این طور باشد، نباید پدر برای بچه‌ها موجودی خنثی باشد و بودن و نبودنش فرقی نداشته باشد. او باید همه چیز بچه‌هایش باشد؛ درست مثل یک گنج و مثل یک پناهگاه قابل اعتماد تا هر وقت در زندگی کم آوردند، فقط او را بشناسند.همه وظایف مناین‌که پدر همدم و همفکر و مشاور و همکار فرزند باشد، افسانه نیست. این‌که او محرم اسرار باشد، خنده‌دار نیست. این‌که او دو گوش داشته باشد و برای شنیدن حرف بچه‌ها دو گوش هم قرض کند، عجیب نیست. اگر رابطه او با بچه‌ها بی‌واسطه‌گری مادر باشد، خرق عادت نیست، این‌که...یک مرد قابلیت این را دارد تا این گونه باشد؛ ولی شرطش این است که نخست خودش بداند چه می‌خواهد و باید از چه راهی وارد شود.بچه‌های امروز تنها هستند؛ یعنی شاید آدم‌های زیادی دوروبرشان باشد؛ ولی کسی که برای دانا شدنشان دل بسوزاند و خدمت کردن به او را در پول خرج کردن خلاصه نکند، کم پیدا می‌شود. پس اگر پدری تصور کند که اگر یخچال خانه را پر از خوراکی کند و کمد لباس بچه را پر از لباس، آن وقت سنگ‌تمام گذاشته است، باید ذهنیتش را عوض کند.تصورش را بکنید! وقتی پدری فقط به خاطر خانواده چند ساعت از وقتش در هفته را خالی می‌کند تا با آنها به پارک برود و آن وقت با حوصله‌ای تمام، دست کودکش را می‌گیرد و به جای تلاش برای خلاص شدن از سروصدایش، نقش معلمی را بازی می‌کند که می‌خواهد با عشق همه دانستنی‌های دنیا را به او یاد دهد، او پدری واقعی است.کارهای دیگری شبیه به این نیز پدر را به جای موجودی ترسناک که باید خیلی چیزها را از او مخفی کرد، به آدمی قابل اعتماد تبدیل می‌کند؛ پدری که در کودکی از هر همبازی‌ای‌ بهتر است و در نوجوانی و جوانی از هر دوستی صمیمی‌تر.اما نکته مهم در برقراری یک ارتباط سالم و پرجاذبه بین پدر و فرزند، دوری از چند عادت است؛ ایراد گرفتن، مسخره کردن، تحقیر کردن. این سه کار آفت روابط است، چون وقتی می‌کوشیم پدری واقعی باشیم و همزمان دست از ایراد گرفتن و کوچک کردن فرزند برنمی‌داریم، دیگر شایسته عنوان پدر نیستیم.صبور بودن هم حتما ویژگی شاخص یک پدر است، بویژه وقتی کودک کار دلخواه ما را انجام نمی‌دهد و به باور ما سرکشی می‌کند؛ اما درواقع او سرکش نیست؛ بلکه ما خوددار و پرحوصله نیستیم. او می‌خواهد دنیاهای مختلف را کشف کند و تجربه‌های تازه داشته باشد.کلید موفقیتآیا کسی هست که به درستی این جمله شک داشته باشد: «کودک به آن‌ کس دلبسته می‌شود که سابقه انس و الفتش با او بیشتر باشد.» فکر نمی‌کنم کسی پیدا شود که خلاف این مساله فکر کند. پس چرا پدرهای ما به این مساله توجه نمی‌کنند و اگر بچه بخواهد با آنها صمیمی شود، ترس برشان می‌دارد و خود را کنار می‌کشند و برای صمیمی شدن، مادر را گزینه‌ای بهتر برای بچه‌ها می‌دانند؟شاید جواب این باشد که خیلی از پدران ما توجیه نشده‌اند که برای صمیمی بودن، هیچ‌کس بهتر از پدر نیست، حتی در بعضی مواقع بهتر از مادر؛ ولی اگر کسی می‌خواهد پدری به معنای واقعی باشد، باید به صمیمی بودن باور داشته باشد و برای آن تلاش کند.پدر= اقتدار + مهربانی«پدر نماد اقتدار است». این اصلی‌ترین ذهنیت یک انسان در دوران کودکی است. شاید نشود کودکی را پیدا کرد که همه توانایی‌ها را در پدرش خلاصه ببیند، پدر برای او حتی می‌تواند مثل یک قهرمان شکست‌ناپذیر باشد، پس چه حیف است اگر پدر کاری کند و این ذهنیت در کودکش نابود شود.پاره‌ای از تحقیقات روی چند نمونه از خانواده‌ها نشان داده است، کودکان خانواده‌هایی که دارای پدر معتاد هستند، همواره احساس تحقیر می‌کنند، گویی آنها اقتدار پدر را ازدست‌رفته می‌بینند. این در حالی است که مطالعات نشان داده آنچه که فرزندان نسبت به آن حساسیت زیادی دارند، شغل و جایگاه پدر است، نه مادر. در این میان موضوعی که بیشتر روان‌شناسان و کارشناسان تعلیم و تربیت بر آن هم‌عقیده‌اند، این است که مدت حضور پدر در خانواده و رفتار مسالمت‌آمیز او در خانه سبب می‌شود تا کودکان در یادگیری درس‌های مدرسه‌شان جدی‌تر عمل کنند.این اطلاعات نشان می‌دهد که آنچه پدرها به آن نیاز دارند، ترکیبی از اقتدار و مهربانی است.پدر! مادر! حرکتاین‌که گفته می‌شود یک دست صدا ندارد، واقعا حرف درستی است و معنی‌اش در خانواده این است که اگر زنی می‌خواهد مادری خوب و مردی می‌خواهد پدری نمونه باشد، بدون همراهی یکدیگر به این خواسته نمی‌رسند. زن و مردی که صاحب فرزند می‌شوند، باید خیلی چیزها بلد باشند؛ چیزهایی مثل این‌که اگر برای بچه‌ها وقت نگذارند و به نقش فرزندپروری‌شان بی‌اعتنا باشند، آن وقت این دیگران هستند که برای بچه‌ها الگو می‌شوند و شیوه‌های مختلف رفتاری را برایشان دیکته می‌کنند.آن‌گونه که روان‌شناسان می‌گویند؛ نخستین ملاک برای تثبیت جایگاه پدر در خانواده ـ از سوی مادر ـ این است که آنها با هم همکاری و همدلی داشته باشندپس این الفبای تربیت فرزند است؛ یعنی مقدمه‌ای که با مسائلی دیگر مثل نفش مادر در تثبیت نقش پدر در خانه تکمیل می‌شود. شاید همه ما کسانی را سراغ داشته باشیم که در خانه به جای این‌که برای صمیمی شدن و ایجاد رابطه بهتر تلاش کنند، سعی در یارکشی دارند تا تعداد نفرات جبهه خود را افزایش دهند. زن و مرد هم تفاوت زیادی ندارند، چون پدرها و مادرهای زیادی وجود دارند که به‌جای حل اختلافاتشان با یکدیگر می‌کوشند هر کدام از بچه‌ها را با خود همراه کرده و علیه دیگری بشورانند؛ اما این بازی‌ای است که ته آن هیچ برنده‌ای نیست، چون خانواده‌ای طعم خوشبختی را خواهد چشید که مادر و پدر در آن همنوا باشند و این همنوایی را به بچه‌ها یاد بدهند. در این میان نقش مادر به عنوان دوست‌داشتنی‌ترین و تاثیرگذارترین فرد هر خانواده در تثبیت نقش پدر نیز بسیار مهم است؛ نقشی که درست انجام شدن آن، این نتیجه را به دست می‌دهد تا فرزندان به جای ترسیدن از پدر و غریبه بودن با او، پدر را دوست صمیمی و قابل اعتماد خود بدانند.آن‌گونه که روان‌شناسان می‌گویند؛ نخستین ملاک برای تثبیت جایگاه پدر در خانواده ـ از سوی مادرـ این است که آنها با هم همکاری و همدلی داشته باشند؛ یعنی پدر نقش حمایت‌کننده برای اعضای خانواده داشته باشد و مادر نیز ضمن حفظ ارزش‌های پدر، این موضوع را بپذیرد که برای موفقیت همه اعضای خانواده می‌تواند نقشی مهم ایفا کند. برای همین مادر باید تصویر یک حامی از پدر بسازد و پدر هم باور داشته باشد که نقش مادر سازنده و مفیداست.این گفته‌ها بخوبی نشان می‌دهد که جان کلام بحث‌های کارشناسی و درس‌های روان‌شناسی این است که اگر مادر و پدری در خانواده با هم همدل باشند و همدیگر را محترم بشمارند، آن وقت بچه‌ها هم بدون آن که فشاری بالای سر خود ببینند، خوب بودن و همدلی را می‌آموزند و محبتی را که هر پدر و مادری تشنه آن هستند، به آنها هدیه می‌دهن

حکایت های کوتاه

حکایت

دو روستايي مي خواستند براي يافتن شغل به شهر بروند ، يکي از آنها مي خواست به شانگهاي و ديگري به پکن برود . اما در اتاق انتظار آنان برنامه خود را تغيير دادند . زيرا مردم مي گفتند که شانگهايي ها خيلي زرنگ هستند و حتي از غريبه هايي که از آنان راه مي پرسند ، پول مي گيرند ، اما پکني ها ساده لوح هستند و اگر کسي را گرسنه ببينند ، نه تنها غذا بلکه پوشاک به او مي دهند. 

فردي که مي خواست به شانگهاي برود ، فکر کرد : پکن جاي بهتري است ، کسي در آن شهر پول نداشته باشد ، بازهم گرسنه نمي ماند . با خود گفت : خوب شد سوار قطار نشد م ، وگر نه به گودالي از آتش مي افتادم . فردي که مي خواست به پکن برود ، پنداشت : شانگهاي براي من بهتر است ، حتي راهنمايي ديگران نيز سود دارد ، خوب شد سوار قطار نشدم ، در غير اين صورت فرصت ثروتمند شدن را از دست مي دادم . هر دو نفر در باجه بليت با يکديگر برخورد کرده و بليت را عوض کردند . 

فردي که قصد داشت به پکن برود بليت شانگهاي را گرفت و کسي که مي خواست به شانگهاي برود بليت پکن را به دست آورد. نفر اول وارد پکن شد ،متوجه شد که پکن واقعا شهر خوبي است . ظرف يک ماه اول هيچ کاري نکرد ، همچنين گرسنه نبود . در بانک ها آب براي نوشيدن و در فروشگاه هاي بزرگ شيريني هاي تبليغاتي را که مشتريها توانستند بدون پرداخت پول بخورند ، مي خورد . 

فردي که به شانگهاي رفته بود ، متوجه شد که شانگهاي واقعا شهر خوبي است هر کاري در اين شهر حتي راهنمايي مردم و غيره سود آور است ، . فکر خوبي پيدا شود و با زحمت اجرا گردد ، پول بيشتري به دست خواهد آمد . او سپس به کار گل و خاک روي آورد . پس از مدتي آشنايي با اين کار 10 کيف حاوي از شن و برگ هاي درختان را بارگيري کرده وآن را" خاک گلدان" ناميده و به شهروندان شانگها يي که به پرورش گل علاقه داشتند ، فروخت . در روز 50يوان سود برد و با ادامه اين کار در عرض يک سال در شهر بزرگ شانگهاي يک مغازه باز کرد. 

او سپس کشف جديدي کرد : تابلوي مجلل بعضي از ساختمان هاي تجاري کثيف بود ، متوجه شد که شرکت ها فقط به دنبال شستشوي عمارت هستند و تابلو ها را نمي شويند از اين فرصت استفاده کرد، نردبان ، سطل آب و پارچه کهنه خريد و يک شرکت کوچک شستشوي تابلو افتتاح کرد . شرکت او اکنون 150کارگردارد وفعاليت آن از شانگهاي به شهرهاي " هانگ جو " و" نن جينگ " توسعه يافته است . 

او اخيرا براي بازاريابي با قطار به پکن سفر کرد. در ايستگاه راه آهن ، آدم ولگردي ديد که از او بطري خالي مي خواهد ، هنگام دادن بطري ، چهره کسي را که پنج سال پيش بليط قطار را با او عوض کرده بود ، به ياد آور
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم تیر 1389ساعت 21:21  توسط   |  نظر بدهید

حکایت

در روم باستان، عده اي غيبگو با عنوان سيبيل ها جمع شدند و آينده امپراتوري روم را در نه كتاب نوشتند.سپس كتابها را به تيبريوي عرضه كردند . امپراطور رومي پرسيد : بهايشان چقدر است؟
سيبيل ها گفتند: يكصد سكه طلا
تيبريوس آنها را با خشم از خود راند سيبيل ها سه جلد از كتابها را سوزاندند و بازگشتند و گفتند: قيمت همان صد سكه است !
تيبريوس خنديد و گفت:چرا بايد براي چيزي كه شش تا و نه تايش يك قيمت دارد بهايي بپردازم؟
سيبيل ها سه جلد ديگر را نيز سوزاندند و با سه كتاب باقي مانده برگشتند و گفتند:قيمت هنوز همان صد سكه است .
تيبريوس با كنجكاوي تسليم شد و تصميم گرفت كه صد سكه را بپردازد . اما اكنون او مي توانست فقط قسمتي از آينده امپراطوريش را بخواند .
مرشد مي گويد: قسمت مهمي از درس زندگي اين است كه با موقعيتها چانه نزنيم
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم تیر 1389ساعت 21:19  توسط   |  نظر بدهید

حکایت

مردي در نمايشگاهي گلدان مي فروخت . زني نزديك شد و اجناس او را بررسي كرد . بعضي ها بدون تزيين بودند، اما بعضي ها هم طرحهاي ظريفي داشتند .زن قيمت گلدانها را پرسيد و شگفت زده دريافت كه قيمت همه آنها يكي است .او پرسيد:چرا گلدانهاي نقش دار و گلدانهاي ساده يك قيمت هستند ؟چرا براي گلداني كه وقت و زحمت بيشتري برده است همان پول گلدان ساده را مي گيري؟ 
فروشنده گفت: من هنرمندم . قيمت گلداني را كه ساخته ام مي گيرم. زيبايي رايگان است .
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم تیر 1389ساعت 21:18  توسط   |  نظر بدهید

حکایت

مردي زير باران از دهكده كوچكي مي گذشت . خانه اي ديد كه داشت مي سوخت و مردي را ديد كه وسط شعله ها در اتاق نشيمن نشسته بود .مسافر فرياد زد : هي،خانه ات آتش گرفته است! مرد جواب داد : ميدانم . 
مسافر گفت:پس چرا بيرون نمي آيي؟
مرد گفت:آخر بيرون باران مي آيد . مادرم هميشه مي گفت اگر زير باران بروي ، سينه پهلو ميكني
زائوچي در مورد اين داستان مي گويد : خردمند كسي است كه وقتي مجبور شود بتواند موقعيتش را ترك کند . 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم تیر 1389ساعت 21:18  توسط   |  نظر بدهید

حکایت

رام كنندگان حيوانات سيرك براي مطيع كردن فيلها از ترفند ساده اي استفاده مي كنند.زماني كه حيوان هنوز بچه است، يكي از پاهاي او را به تنه درختي مي بندند. حيوان جوان هر چه تلاش مي كند نمي تواند خود را از بند خلاص كند اندك اندك اي عقيده كه تنه درخت خيلي قوي تر از اوست در فكرش شكل مي گيرد.وقتي حيوان بالغ و نيرومند شد ،كافي است شخصي نخي را به دور پاي فيل ببندد و سر ديگرش را به شاخه اي گره بزند. فيل براي رها كردن خود تلاشي نخواهد كرد .پاي ما نيز ، همچون فيلها،اغلب با رشته هاي ضعيف و شكننده اي بسته شده است ، اما از آنجا كه از بچگي قدرت تنه درخت را باور كرده ايم، به خود جرات تلاش كردن نمي دهيم، غافل از اينكه : براي به دست آوردن آزادي ، يك عمل جسورانه كافيست .
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم تیر 1389ساعت 21:18  توسط   |  نظر بدهید

حکایت

شهسواري به دوستش گفت: بيا به كوهي كه خدا آنجا زندگي مي كند برويم.ميخواهم ثابت كنم كه اوفقط بلد است به ما دستور بدهد، وهيچ كاري براي خلاص كردن ما از زير بار مشقات نمي كند.
ديگري گفت: موافقم .اما من براي ثابت كردن ايمانم مي آيم .
وقتي به قله رسيد ند ،شب شده بود. در تاريكي صدايي شنيدند:سنگهاي اطرافتان را بار اسبانتان كنيد وآنها را پايين ببريد
شهسوار اولي گفت:مي بيني؟بعداز چنين صعودي ،از ما مي خواهد كه بار سنگين تري را حمل كنيم.محال است كه اطاعت كنم !
ديگري به دستور عمل كرد. وقتي به دامنه كوه رسيد،هنگام طلوع بود و انوار خورشيد، سنگهايي را كه شهسوار مومن با خود آورده بود،روشن كرد. آنها خالص ترين الماس ها بودند... 
مرشد مي گويد: تصميمات خدا مرموزند،اما همواره به نفع ما هستند .

حکایتی ازمثنوی.

یک شکارچی، پرنده‌ای را به دام انداخت. پرنده گفت: ای مرد بزرگوار! تو در طول زندگی خود گوشت گاو و گوسفند بسیار خورده‌ای و هیچ وقت سیر نشده‌ای. از خوردن بدن کوچک و ریز من هم سیر نمی‌شوی.

اگر مرا آزاد کنی، سه پند ارزشمند به تو می‌دهم تا به سعادت و خوشبختی برسی.

پند اول را در دستان تو می‌دهم. اگر آزادم کنی پند دوم را وقتی که روی بام خانه‌ات بنشینم به تو می‌دهم. پند سوم را وقتی که بر درخت بنشینم. مرد قبول کرد.

پرنده گفت: پند اول اینکه: سخن محال را از کسی باور مکن. مرد بلافاصله او را آزاد کرد. پرنده بر سر بام نشست.

گفت پند دوم اینکه: هرگز غم گذشته را مخور. برچیزی که از دست دادی حسرت مخور.

پرنده روی شاخ درخت پرید و گفت : ای بزرگوار! در شکم من یک مروارید گرانبها به وزن ده درم هست. ولی متأسفانه روزی و قسمت تو و فرزندانت نبود. و گرنه با آن ثروتمند و خوشبخت می‌شدی.

مرد شگارچی از شنیدن این سخن بسیار ناراحت شد و آه و ناله‌اش بلند شد. پرنده با خنده به او گفت: مگر تو را نصیحت نکردم که بر گذشته افسوس نخور؟ یا پند مرا نفهمیدی یا کر هستی؟ پند دوم این بود که سخن ناممکن را باور نکنی.

ای ساده لوح ! همه وزن من سه درم بیشتر نیست، چگونه ممکن است که یک مروارید ده درمی در شکم من باشد؟

مرد به خود آمد و گفت ای پرنده دانا پندهای تو بسیار گرانبهاست. پند سوم را هم به من بگو.

پرنده گفت : آیا به آن دو پند عمل کردی که پند سوم را هم بگویم.

پند گفتن با نادان خواب‌آلود مانند بذر پاشیدن در زمین شوره‌زار است.


واژه ای به زهنم خطورنمی کنه جزدوست دارم.

 

+نوشته شده در یکشنبه دوم اسفند 1388ساعت11:25توسط مهرداد | نظر بدهید

سلام سلام

باران نباش تا با التماس به پنچره بکوبی که نکاهت کنند ابر باش که با

التماس نگاهت کند تا بباری .........................

وقت آن است که مردم ره صحرا گیرند.......

خاسه اکنون که بهار آمد و فروردین است..........

+نوشته شده در جمعه بیست و سوم بهمن 1388ساعت0:0توسط مهرداد | نظر بدهید

سلام سلام.........

من تا یک هفته دیگه به مدت چند روز که معلوم نیست خدا میدونه نتونم بیاااااااااااام نت.........باید برم جایی.............

ولی خودمونیمااااااااااااااااااااااا دلم برای همون تنگ میشه عزیزان خوبم...

خیلی خیلی  دوستون دارم.....

ولی از همتون می خوام برام یه قولی بدید......

قول بدید که وبم رو تنها نذارید..

راستی سعی می کنم از طریق کافینت به نظراتتون جواب بدم.

همتون رو دوست دارم..............

دلم برای همه شما تنگ میشه................

فداتتون.....بای

 

+نوشته شده در سه شنبه بیستم بهمن 1388ساعت22:50توسط مهرداد | نظر بدهید

این آپ رو فقط به خاطر دوست عزیزم .................... و خیلی خیلی هم دوسش دارم.....تقدیم می کنم......

می خوام از اینجا بهش بگم دوسش دارم....

دوست دارم

اجازه هست عشق تو رو تو كوچه ها داد بزنم؟         


                 رو پشـت بـــــوم خونه ها اسمتو فریاد بزنم؟

                           اجازه هست كه قلـبمو برات چراغونی كنم؟

پیش نگاه عاشقت،چشـــــمامو قربونی كنم؟

                اجازه میدی تا ابـد سر بزارم رو شونه هات؟

                        روزی هزار و صـد دفه بگم كه میمیرم برات؟

اجازه میدی كه بـگم حرف ترانه هام تویی؟

                دلیل زنده بودنـــــم ، درد بهانه هام تویی؟

                       اجـــازه هست تا تـه مـرگ منتظر تو بشینم؟

تو رویاهــای صورتیم، خودم رو با تو ببینم؟

               اجازه هست جار بزنم بگم چقد دوست دارم؟

                    بگم می خـــوام بخاطرت سر به بیابون بزارم؟

 اجازه میدی قـصه هام با عشق تو جون بگیره؟

             چشمای عاشقـــم واست روزی هزار بار بمیره

                    اجازه میدی عشقـــمو همش بهت نشون بدم؟

 پیش زمین و آسمــون واسه تو دس تكون بدم؟

            اجازه میدی كه فقــــــط تو دنیا با تو بمونم؟

                   هر چی كه عاشقانه بــــود به خاطر تو بخونم؟

 اجازه هست پناه من گــــــرمی آغوشت بشه؟

           هر اسمی جز اسم خودم ،دیـگه فراموشت بشه؟

                   اجازه هست ؟ بگو كه هست ، من همشو دارم میگم

 با تو به آسمون میرم ،با تـــــــــــــو یه آدم دیگم

          اجازه میدی كه بگم ،من مال تـــــــو،تو مال من؟

                 من از تو خواهش می كنم كه زیر وعـــده هات نزن

           اجـــــــازه تـــو دست تـــو ،اجازه من دست تـو

                  خنده من خنـــــــده تو ،شكست من شكست تـو.......

 

دوستم داشته باش ، هـمانـگونه که من دوستـت دارم

بگذار فاصله من و تو کمتر از آنی باشد :


که می خواهـيـم و نمی توانـيـم

که می توانـيــم و نمی گـذارنــد !

بگذار ميان من و تو فاصله ای نـمـانــد

نه به خاطر خودت ،

و نه به خاطر من !

که به خاطر اين عـشـق دوسـتـم داشـتـه باش

بـيـش از آنی که من دوسـتـت دارم ..............

+نوشته شده در جمعه شانزدهم بهمن 1388ساعت13:35توسط مهرداد |

دوست دارم 
من غم را در سکوت.سکوت را در شب. شب را به خاطره اندیشیدن به

 تو دوست دارم. من زندگی را در عشق .عشق را در قلب..و قلب را به

خاطره اینکه آشیانه توست دوست دارم.من اندوه را در اشک ..اشک را

در چشم وچشم را به خاطره دیدن روی تو دوست دارم.من عشق را در

 سکوت ..سکوت را در تنهایی ..تنهایی را به خاطره تپیدن قلب..

 تپیدن قلب را برای تو دوست دارم...............

وقتی خواستم زندگی کنم. راهم را بستند. وقتی خواستم بمیرم.

گفتند:بزرگترین گناه نا امیدی است. وقتی براستی سخن گفتم .

گفتند: دروغ است . وقتی به ستایش روی آوردم گفتند: خرافات

است. وقتی گریستم . گفتند: کودکانه است. وقتی خندیدم گفتند:

دیوانه است. حال دگر مانده ام ..... و حال که دیگر! سخن نمیگویم.

گویند عاشق است! این است زندگی من .... براستی چه دنیای

دیوانه ایست................

 

+نوشته شده در جمعه شانزدهم بهمن 1388ساعت13:23توسط مهرداد | نظر بدهید

فقط به خاطر تنها عشقم

با کارد محبت قلب کوچکم را می شکافم ....
وبا دستی لرزان آن را می فشارم....
واولین چکیده ی خون به عنوان سلام تقدیمت می کنم!

دوست دارم بسيار بسيار 
بر روي کاغذ سفيد با قلبي از محبت سرشار

خواستم واژه اي بنويسم که بماند در ذهنت يادگار


هرچه فکر کردم چه بايد نوشت و اين ورق راکرد سياه


واژه اي به ذهنم خطور نکرد جز اينکه دوستت دارم بسيار


گرچه سخت است دوري ولي مي دانم اين را

 

که مي کنمت هر روز ياد  ، آن هم بطور کرار


دلم به دلت گره خورده که نمي توان کردش باز


گره اش را با مهرباني کردي کور اي سالار

 

دستان گرمت را همواره بايد فشرد با احساس


چون دستـانت گرمــايي دارنـد فــرار


لبان سرخت را بايد بوسيد از دور


اين کار را بايد کرد هر روز تکرار


واژه ها در برابر خوبيهايت کم است آقا


بگذار تمامش کنم همين جا با اصرار


فقط بگويم يک کلام نداي قلبم را


که دوستت دارم، دوستت دارم بسيار بسيار

+نوشته شده در دوشنبه چهاردهم دی 1388ساعت18:50توسط مهرداد |

فقط به خاطر تنها عشقم


هيچ وقت از خدا نخواه که همه ي دنيا مال تو باشه ...


 هميشه از خدا بخواه کسي که همه ي دنياي توست مال کسي ديگه نباشه......

امشب شب آخره که مزاحم دلت شدم............

خورشید فردا مال تو ببخش که عاشقت شدم..........

بدرقه لازم ندارم میرم عزیزترین............

نذار بمونه زیر پا قلبمو بردار از زمین...........

دوست دارم برای تو فقط یه حرف ساده بود...........

غافل از اینکه قلب من منتظر اشاره بود

منو ببخش كه نديده ميگرفتم التماس اون نگاه نگرونو

منو ببخش كه گرفتم جاي دست عاشق تودست عشق ديگرونو

لايق عشق بزرگ تو نبودم خورشيد بانو

غافل از معجزۀ تو شد وجودم اسير جادو

منو ببخش كه درخشيدي و من چشمام و بستم

منو بخشيدي و من چشمام و بستم

منو ببخش منو ببخش منو ببخش منو ببخش

تو به پاي من نشستي و جدا از تو نشستم

كه نياوردي به روم هر جا دلت رو مي شكستم

منو ببخش منو ببخش منو ببخش منو ببخش......
فقط به خاطر تنها عشقم.....

خداحافظ ،


از اينجا كه پر از غمه خسته شدم می خوام برم

قلبمو كه دادم به تو ديگه بايد پس بگيرم

موندن هرگز ، خداحافظ

ديگه ميرم ، اگه يه روز دردهای دنيا بريزه تو قلب من

ستاره ها خاموش بشن تو آسمونه شب من

من ميميرم ، ديگه ميرم

خداحافظ ، ديگه رفتم ، پايان ثانيه منم ،

هر جايی ساعت ببينم ، عقربه هاشو ميشكنم

حتی نشد واسه يه بار ، من بدی هاتو خوب كنم

خورشيد و كشتم كه ديگه خودم به جات غروب كنم

دل ميسوزه،ازم نخواه بيشتر از اين اسير اين قفس باشم

هيچی نمونده از دلم خاكستره دو آتيشم

ريزه ريزه ، دل ميسوزه ، خسته شدم

دلم گرفته اين روزا غم خونه كرده تو صدام

بارونه غصه انگاری ميباره تو ترانه هام

عاشق بودم ، خسته شدم 

خسته شدم ، ديگه ميرم ، گريه نكن

دل ، بيا بريم ، از عشق ، ديگه نگيم

درد عشقی ، كه كشيديم ، جز خدا به كسی نگيم

دل ، بيا بريم ، از عشق ، ديگه نگيم


درد عشقی ، كه كشيديم ، جز خدا به كسی نگي..........

+نوشته شده در دوشنبه چهاردهم دی 1388ساعت18:43توسط مهرداد | نظر بدهید

عشق چیست واقعا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

          

      عشق یعنی یک سلام و یک درود

 

عشق یعنی درد و محنت در درون

 

عشق یعنی یک تبلور یک سرود

 

عشق یعنی قطره و دریا شدن

 

عشق یعنی یک شقایق غرق خون

 

عشق یعنی رسم دل بر هم زدن

 

عشق یعنی یک تیمم یک نماز

 

عشق یعنی سر به دار آویختن

 

عشق یعنی اشک حسرت ریختن

 

عشق یعنی شب نخفتن تا سحر

 

عشق یعنی سجده ها با چشم تر

 

عشق یعنی مستی و دیوانگى

 

عشق یعنی خون لاله بر چمن

 

عشق یعنی شعله بر خرمن زدن

 

عشق یعنی آتشی افروخته

 

عشق یعنی با گلی گفتن سخن

 

عشق یعنی معنی رنگین کمان

 

عشق یعنی شاعری دلسوخته

 

عشق یعنی قطره و دریا شدن

 

عشق یعنی در فراقش سوختن

 

عشق یعنی انتظار و انتظار

 

عشق یعنی هر چه بینی عکس یار

 

عشق یعنی سوختن یا ساختن

 

عشق یعنی زندگی را باختن

 

عشق یعنی در جهان رسوا شدن

 

عشق یعنی مست و بی پروا شدن

 

عشق یعنی با جهان بیگانگى

                  دوعاشق ناز                    


بیاتاگریه کنم............

خــــــود را به تَمَـــسخُــر گرفته ام...از عشق مینویسم ...اما عاشـــــق نــیستم......از درد مینویسم...اما دردمــــــــند نیـــــــــستم...از غم و اشک مینویسم....اما.. سرمــــَــــست و خندانم..............مرا جــِــــــدّی نگــــــــیر...!!!این روزهـــــــــا....من همۀ آن چه میگویم هـــــــستم..و.... هـــــــــــیچ نـــــــیستم...به گــــُــــمانم ..مـــن...دیـــــــوانه ای بــــــــیش..... نیـــــستم..دوستت دارم
نوشته شده در شنبه 26 آذر ماه سال 1390ساعت 9:41 PM توسط nabil nourani نظرات (5)|هیچ چیز ترسناک‌تر از انسانی نیست که پای حرفش، آرمانش، باورش نمی‌ایستد.او به چشم‌ برهم‌ زدنی می‌تواند هر چیز را معامله کند، از روحش گرفته تا اطرافیانش دوستت دارمنوشته شده در جمعه 25 آذر ماه سال 1390ساعت 01:30 AM توسط nabil nourani نظرات (3)|او را از من نگیرهمیشه این گونه بوده است کسی را که خیلی دوست داری زود ازدست می دهی... پیش از آن که خوب نگاهش کنی مثل پرنده ای زیبا بال می گیرد و دور می شود...فکر می کردی می توانی تا اخرین روزی که زمین به دور خود می چرخد و خورشید از پشت کوهها سرک می کشد در کنارش باشی.هنوز بعضی حرفهایت را به او نگفته بودی هنوز همه ی لبخندهای خود را به او نشان نداده بودی... همیشه این گونه بوده است. کسی که از دیدنش سیر نشده ای زود ازدنیای تو می رود وقتی به خودت می آیی که حتی ردی از او در خیابان نیست... فکر می کردی می توانی با او به تمام باغ ها سر بزنی و خرده های نان را به مرغابی های تنها بدهی. هنوز روزهای زیادی با او باید به تماشای موجها می رفتی هنوز ساعت های صمیمانه ای باید با او اشک میریختی همیشه این گونه بوده است...وقتی دورت پر است از نیلوفرهای پرپر خوابهای بی رویا و آینه های بی قاب وقتی از همیشه بیشتر به او محتاجی ناباورانه او را در کنارت نمیبینی... فکر می کردی دست در دست او خنده کنان به ان سوی نرده های اسمان خواهی رفت ودامنت را از بوسه ونور پر خواهی کرد... هنوز پیراهن خوشبختی را کا مل بر تن نکرده بودی هنوز ترانه های عاشقی را تا آخر با او زمزمه نکرده بودی... همیشه این گونه بوده است... او که برای همیشه می رود انقدر تنها می شوی که نام روزها را فراموش می کنی... از عقربه های ساعت می گریزی و هیچ فرشته ای به خوابت نمی اید... احساس می کنی به دره ای تهی از باران و درخت سقوط کرده ای... احساس می کنی کلمات لال شده اند پل ها فرو ریخته اند دستها یخ کرده اند و پروانه ها سوخته اند...راستی اگر او هنوز نرفته است اگر هنوز باد همه ی شمعهایت را خاموش نکرده ... قدر تک تک نفسهایش را بدان وبه فرشته ای که می خواهد او را از زمین تو به اسمان کس دیگر ببرد بگوتو را به صدای گنجشک هاو بوی خوش ارزو ها سوگند می دهم او را از من نگیر.... دوستت دارمنوشته شده در جمعه 25 آذر ماه سال 1390ساعت 01:13 AM توسط nabil nourani نظرات (0)|گاهی دلم برای شیطان می سوزد ....!گاهی دلم برای شیطان می سوزد ....!که اینقدر صـــــــادق بود ، دروغ نگفت ...تــــظاهــــر نــــــــکرد...!حتی به قیمت اخراجش از بهشت و مقام فرشتگی دوستت دارمنوشته شده در چهارشنبه 23 آذر ماه سال 1390ساعت 9:27 PM توسط nabil nourani نظرات (4)|دلتنگـی نه با قـلـم نوشتـه می شود ،نه با دکمـه های سـرد کیبـورد .......دلتنگـی را با اشـک می نویسنـد ............ !دوستت دارمنوشته شده در چهارشنبه 23 آذر ماه سال 1390ساعت 9:26 PM توسط nabil nourani نظرات (1)|همه قراردادها را روی کاغذ بی جان نمی نویسندهمه قراردادها را روی کاغذ بی جان نمی نویسند ،بعضی از قراردادها وعهد ها را روی قلب می نویسند ...حواست به این عهد های غیر کاغذی، بیشتر باشدشکستنشانیک آدم را می شکنددوستت دارمنوشته شده در سه شنبه 22 آذر ماه سال 1390ساعت 04:24 AM توسط nabil nourani نظرات (0)|چقدر سخت است که لبریز باشی از گفتن ؛ ولی .... در هیچ سویت محرمی نباشد ... !دوستت دارمنوشته شده در سه شنبه 22 آذر ماه سال 1390ساعت 03:57 AM توسط nabil nourani نظرات (0)|فردا تو هم تنهاییآنکه دستش را اینقدر محکم گرفته ای....دیروز عاشق من بود...دستانت را خسته نکن....محکم یا آرام....فردا تو هم تنهاییدوستت دارمنوشته شده در دوشنبه 21 آذر ماه سال 1390ساعت 6:48 PM توسط nabil nourani نظرات (0)| غربت را نباید در الفبای شهر غربت جستجو کرد ،همین که عزیزت نگاهش را به طرف دیگری کرد ،تو غریبی دوستت دارمنوشته شده در دوشنبه 21 آذر ماه سال 1390ساعت 6:46 PM توسط nabil nourani نظرات (0)|من اشتباه کردم !به خیالم بوسه هایت ، تعهد هستندآغوشت ، سر پناههدیه هایت ، قول وقرارمن اشتباه کردم !هر چه بودی ، عادت بودینه فقط با من، با همه این طور بودی.... دوستت دارمنوشته شده در دوشنبه 21 آذر ماه سال 1390ساعت 6:23 PM توسط nabil nourani نظرات (1)|من می روممن می روم شاید رفتنم بهونه ای برای بودنم باشدمن می روم شاید تو تنهاییت تنهایی منو احساس کنیمن می روم شاید رفتنم به حسرت دیدنت پایان دهد... من می روم شاید رفتنم مرحم زخم های قلبم شودمن می روم شاید به غرور آتشینت پایان دهیمن می روم شاید نبودنم دلیل بودنت باشدمن می روم شاید نبودنم از بودنم گویدمن می روم شاید دل دیوونم بی تو آروم بگیرهمن می روم شاید فرداها تو رو عاشق ببینممن می روم شاید زیادی عاشقت بودممن می روم شاید دل سنگیت یه کم آروم بگیرهمن می روم شاید رفتنم زیباترین هدیه به تو باشدمن می روم شاید این بار تو دنبال من بگردی! دوستت دارمنوشته شده در دوشنبه 21 آذر ماه سال 1390ساعت 2:31 PM توسط nabil nourani نظرات (0)|چی بگمامروز هم گذشت یه روز دیگه از روزهای بی تو بودن دوستت دارمنوشته شده در شنبه 19 آذر ماه سال 1390ساعت 05:58 AM توسط nabil nourani نظرات (0)|سوختن با تو به پروانه شدن می ارزدسوختن با تو به پروانه شدن می ارزد عشق این بار به دیوانه شدن می ارزد گرچه خاکسترم و هم سفر باد ولی جستجوی تو به بی خانه شدن می ارزد دوستت دارمنوشته شده در شنبه 19 آذر ماه سال 1390ساعت 00:37 AM توسط nabil nourani نظرات (3)|همه جا پر شده که دهانت را می بویند ، همه جا پر شده که دهانت را می بویند ،مبادا گفته باشی دوستت دارم ،من می گویم حق دارند . . .چون دوست داشتن های ما بودار است ،بوی سوءاستفاده... بوی خیانتبوی دروغ می دهندبوی گند می دهند بوی نا بوی نمدوستت دارمنوشته شده در چهارشنبه 16 آذر ماه سال 1390ساعت 9:23 PM توسط nabil nourani نظرات (2)|هم شکست و هم شکستم داد دل من که گفتم این بهار افسردنیستمن که گفتم این پرستو مردنیستمن که گفتم ای دل بی بند و بارعشق یعنی رنج یعنی انتظارعشق خونت را دواتت می کندشاه باشی عشق ماتت می کندآه عجب کاری به دستم داد دل هم شکست و هم شکستم داد دلدوستت دارمنوشته شده در سه شنبه 15 آذر ماه سال 1390ساعت 6:18 PM توسط nabil nourani نظرات (4)|تولدت مبارک مامان پری ناز ممادرم...دستهایت؛تنها بالشی است که وقتی سر بر او دارم،کابوس نمی‌بینم.....تولدت مبارک مامان پری ناز مدوستت دارمنوشته شده در سه شنبه 15 آذر ماه سال 1390ساعت 09:24 AM توسط nabil nourani نظرات (4)|ای ارزوی گمشده مهمان کیستی ؟ای ارزوی گمشده مهمان کیستی ؟ درده منی بگو درمان کیستی ؟؟؟دامان من زه اشک ندامت پر اتش است ای نو گل شکفته به دامان کیستی ؟؟؟دوستت دارمنوشته شده در دوشنبه 14 آذر ماه سال 1390ساعت 04:29 AM توسط nabil nourani نظرات (1)|گاهی عکسی را می سوزانیمگاهی عکسی را می سوزانیمگاهی عکسی ما را می سوزاندگاهی با دیدن یک عکس ساعت ها گریه می کنیمگاهی سالها با یک عکس زندگی می کنیمدوستت دارمنوشته شده در یکشنبه 13 آذر ماه سال 1390ساعت 7:56 PM توسط nabil nourani نظرات (3)|"ســیـــــریــــشـــــــــ...."قدیما اگه کسی به پات می نشست می گفتن "وفــــــــــاداره" الان می گن "ســیـــــریــــشـــــــــ...." دوستت دارمنوشته شده در یکشنبه 13 آذر ماه سال 1390ساعت 7:23 PM توسط nabil nourani نظرات (1)|با من از عشق چیزی بگو نه اینکه حرفی برای گفتن نباشد ، هستحرف هستعشق هستبغض هستدرد هست !!!... اما ...چه بگویم وقتینه در آرزوهایت حرفی از رویای با من بودن استنه در روزهایت تلاش ِ داشتن ِ همیشگی ِ من ...!گمان مبر همیشه حوالی خواب های تو بیدارمگمان مبر که همیشه عاشقانه می نویسم و می خوانمتعشق ...به زخم که برسد ، سکوت می شود ....زخم که عمیق شود ، بیداری ِ دل ، درد دارد ....!مندر این بغض های هر لحظهدر این دلتنگی های مدامدر این آشفتگی های دقایقمدارمسکوتمی شوم ....با من از عشق چیزی بگو دوستت دارمنوشته شده در پنجشنبه 10 آذر ماه سال 1390ساعت 2:34 PM توسط nabil nourani نظرات (3)|من تاوان اشتباه خود را پس میدهم . . . !عشق توشوخی زیبایی بود که خداوند با قلب من کرد !زیبا بودامّاشوخی بود !حالا . . .تو بی تقصیری !خدای تو هم بی تقصیر است !من تاوان اشتباه خود را پس میدهم . . . !تمام این تنهاییتاوان « جدّی گرفتن آن شوخی » است دوستت دارمنوشته شده در دوشنبه 7 آذر ماه سال 1390ساعت 2:12 PM توسط nabil nourani نظرات (2)|مجنون شدم و ز دوریت نالیدمگفتی که به احترام دل باران باشباران شدم و به روی گل باریدمگفتی که ببوس روی نیلوفر رااز عشق تو گونه های او بوسیدمگفتی که ستاره شو دلی روشن کنمن همچو گل ستاره ها تابیدمگفتی که برای باغ دل پیچک با شبر یاسمن نگاه تو پیچیدمگفتی که برای لحظه ای دریا شودریا شدم و ترا به ساحل دیدمگفتی که بیا و لحظه ای مجنون باشمجنون شدم و ز دوریت نالیدمگفتی که شکوفه کن به فصل پاییزگل دادم و با ترنمت روییدمگفتی که بیا و از وفایت بگذراز لهجه بی وفاییت رنجیدمگفتم که بهانه ات برایم کافیستمعنای لطیف عشق را فهمیدممریم حیدرزادهدوستت دارمنوشته شده در یکشنبه 6 آذر ماه سال 1390ساعت 3:47 PM توسط nabil nourani نظرات (1)|خستگی رابطه های گذشتهخیلی سخته تمام دنیات کسی باشه که فقط براش یه سرگرمی گذرا هستی. و درست وقتی باورش کردی و بهش وابسته شدی ، تازه بفهمی که فقط اومده بود تا خستگی رابطه های گذشته رو پیش تو در کنه !!!دوستت دارمنوشته شده در شنبه 5 آذر ماه سال 1390ساعت 10:43 PM توسط nabil nourani نظرات (1)|در فاصله لب هامان                                 چالوس پیدا بودتنها من و توشبیه طوفان بودیمبرهنه به دریا زدیم ودر فاصله لب هامانچالوس پیدا بود...تنها من و توشبیه جنگل بودیمدیوانگی از جنس علفدر چادری پر از گرگ و میش ماهوحشی تر از همیشه دوستت دارمدوستت دارم که رفته ایرفته ای با شرق موهایتجهان را پریشان کنیتنها منتنها توآزادی همین پریشانی است دوستت دارمنوشته شده در پنجشنبه 3 آذر ماه سال 1390ساعت 10:22 PM توسط nabil nourani نظرات (1)|چـــــــــرا میـــــــذارن بــــری؟!چــرا آدمـــا نمیـــدونن بعضــــــــی وقتهــــا خـــــداحافـــــظ یعنـــــــی : " نــــذار برم "یعنـــــــی بــرم گــــردون، سفــــت بغلـــــم کـــن، ســـــرمو بچــسبـــون به سینــــه ت وبگــــــو :"خدافــــظ و زهــــر مـــار، بیخــــــود کــــردی میگی خدافـــــظ مگـــــه میـــذارم بــــری؟!! مــــــگه الکیــــــــه!!!!"چــــــــرا نمیـــــفهمـــــن نمیخــــــــوای بری؟!!! چـــــــــرا میـــــــذارن بــــری؟! دوستت دارمنوشته شده در پنجشنبه 3 آذر ماه سال 1390ساعت 02:41 AM توسط nabil nourani نظرات (4)|به سلامتیه توبه سلامتیه توتویی که این متنو میخونی......تویی که دلت شکست ولی مرام داشتی،تنها موندی........ ... اما معرفت داشتی......تو دختری که تو این روزای سخت از خیلی از نامردای مرد نما مقاومتری محکمتری....تو پسری که تو این روزای سخت از خیلی زن نما های سنگدل با احساس ترى،لطیفترینه میگم بی خیال.... نه میگم خوش باش.......بابت خوردن مهر با ارزش آدم رو پیشونیت داری بها میپردازی......به نظرت نمی ارزه؟می ارزه خوبم می ارزه............به سلامتیت.. دوستت دارمنوشته شده در دوشنبه 30 آبان ماه سال 1390ساعت 9:29 PM توسط nabil nourani نظرات (5)|سلامتی تنهاییسلامتیه اونایی که انقد خستن که نمیتونن خیانت کننو انقد تنهان که نمی تونن دوباره عاشق شن,,,,,,سلامتی تنهاییدوستت دارمنوشته شده در دوشنبه 30 آبان ماه سال 1390ساعت 9:27 PM توسط nabil nourani نظرات (3)|باور کن باور کن "من"تنهاترین ضمیر دنیاست !و "او"خوشبخت ترین ضمیر دنیا چون "تو" رو دارددوستت دارمنوشته شده در دوشنبه 30 آبان ماه سال 1390ساعت 01:48 AM توسط nabil nourani نظرات (1)|عکست را که از دیوار برداشتمعکست را که از دیوار برداشتم،سقف کوتاه شدآسمان چسبید به پنجره های روبروحالاروی هر قابی دست می کشمتو ظاهر می شویپشت هر چراغی می رسم تو سبز...سرگذشت من آبی که از سر گذشت بودخواب هایی دو نفره که تعبیرش تو نبودی دوستت دارمنوشته شده در دوشنبه 30 آبان ماه سال 1390ساعت 01:25 AM توسط nabil nourani نظرات (1)|سری هم به این متروکه بزن... نترس..گاهی ملک بدون صاحب را می توان برای فروش گذاشت...نمی گویم بخر. نه!!دل آشوب من که خریدن ندارد....اما...... فیلم بازی کن!خودت را جای یک خریدار بگذارو سری هم به این متروکه بزن. دوستت دارمنوشته شده در یکشنبه 29 آبان ماه سال 1390ساعت 11:52 PM توسط nabil nourani نظرات (0)|پروردگارا ....!پروردگارا ....!به من قدرت بده در این فرصت حیاتم ؛آهی نکشم برای کسی که دلم را شکست....که اینگونه تنهایم خدایا دوستت دارمنوشته شده در یکشنبه 29 آبان ماه سال 1390ساعت 9:30 PM توسط nabil nourani نظرات (0)|برای خداحافظی نیا ؛برای خداحافظی نیا ؛اگر می خواهی بروی ، بی خبر برومی گویند آدم ها تا چیزی را به چشم نبینند ، باور نمی کنند دوستت دارمنوشته شده در جمعه 27 آبان ماه سال 1390ساعت 03:51 AM توسط nabil nourani نظرات (3)|همین قدر بدان که...اینروزها هرکسی مرا میبیند،از حال و روز من میپرسد!شک نکن که اگر هم از حالم بگویم،هیچ کس نمیفهمدهمین قدر بدان که بـــه طــــرز خیـلی خیـلی تلخـــی آرامــم دوستت دارم احساسمنوشته شده در پنجشنبه 26 آبان ماه سال 1390ساعت 04:42 AM توسط nabil nourani نظرات (2)|مهربانتر از من دیدی نشانم بده،مهربانتر از من دیدی نشانم بده، کسی که بارها بسوزانیش و باز هم با عشق نگاهت کند دوستت دارمنوشته شده در پنجشنبه 26 آبان ماه سال 1390ساعت 04:12 AM توسط nabil nourani نظرات (1)|هنوز نیامده ای خداحافظ؟! هنوز نیامده ای خداحافظ؟!باشه برو،پشت سرت نه نگاه میکنم نه آبی خواهم ریخت!رسم دنیا اینگونه نامرد نیست.راستی فلانی!ناگفته های داشتم برایت که دیگر ارزشی ندارند،به گور می برم دوستت دارمنوشته شده در دوشنبه 23 آبان ماه سال 1390ساعت 2:05 PM توسط nabil nourani نظرات (5)|چقدر خوب میشد ادمها... چقدر خوب میشد ادمها پشت بعضی واژه ها خودشون رو قایم نمیکردنچقدر خوب میشد ادمها میدونستند که اگه چیزی رو به روشون نمیاری از روی سادگیتنیستچقدر خوب میشد ادمها برای فرار از دست همدیگه به همدیگه دروغ نمیگفتندچقدر خوب میشد ادمها حقیقت رو به جای واقعیت قبول میکردنچقدر خوب میشد ادمها نزدیکی و دوستی رو به دوری و دوستی ترجیح میدادن...دوستت دارمنوشته شده در جمعه 20 آبان ماه سال 1390ساعت 7:10 PM توسط nabil nourani نظرات (0)|وقتــ‗__‗ــی گیــ‗__‗ــج میشــ‗__‗ــدموقتــ‗__‗ــی گیــ‗__‗ــج میشــ‗__‗ــدم بـه کلــ‗__‗ــمات پنــ‗__‗ــاه میبــ‗__‗ــردم امــ‗__‗ــان از امــ‗__‗ــروز کــ‗__‗ــه کلمــ‗__‗ــات خودشــ‗__‗ــان هم گیــ‗_‗ــج شــ‗__‗ــده اند..نوشته شده در جمعه 20 آبان ماه سال 1390ساعت 7:03 PM توسط nabil nourani نظرات (0)|مردان هم قلب دارنمردان هم قلب دارنفقط صدایش، یواش تر از صدای قلب یک زن است!مرد ها هم در خلوتشان برای عشقشان گریه میکنند!... شاید ندیده باشی؛ اما همیشه اشک هایشان را در آلبوم دلتنگیشان قاب میکنند!هر وقت زن بودنت را میبینم؛ سینه ام را به جلو میدهم،صدایم را کلفت تر میکنم... ... تا مبادا...لرزش دست هایم را ببینی !مرد که باشی ... دوست داری ... از نگاه یک زن مرد باشی ..!نه بخاطر زورِ بازوهادوستت دارمنوشته شده در پنجشنبه 19 آبان ماه سال 1390ساعت 11:49 AM توسط nabil nourani نظرات (2)|دلم...دلم گرفته به قدر تمام روزهای کهخندیدمو همه آدم ها را خنداندمروزهای بود که صدایی خنده هایمگوش همه کر میکرد........ اما....حالا صدای گریه هایم را حتی خودم همنمی شنومدلم باران می خواهد..... .بارا ندلم دریا..... می خواهددلم...دل...... می خواهد !!!نوشته شده در شنبه 14 آبان ماه سال 1390ساعت 04:40 AM توسط nabil nourani نظرات (7)|دوست یعنی:دوست یعنی:- کسی که وقتی هست آروم باشی و وقتی نیست چیزی تو زندگیت کم باشه- اون جمله های ساده و بی منظوری که میگی و خیالت راحته که ازش هیچ سوء تعبیری نمیشه- یه دل اضافه داشتن برای اینکه بدونی هر بار دلت میگیره یه دل دیگه هم دلتنگ غمت میشه- وقت اضافه.یعنی تو همیشه عزیزی حتی توی وقت اضافه- تنهایی هامو میسپرم دست تو چون شک ندارم میفهمیش- یه راه دو طرفه٬ یه قدم من یه قدم تو.اما بدون شمارش و حساب و کتاب- من از بودنت سربلندم نه سر به زیر و شرمنده  دوستت دارم احساسمنوشته شده در سه شنبه 10 آبان ماه سال 1390ساعت 00:11 AM توسط nabil nourani نظرات (1)|از چه می ترسی؟از چه می ترسی؟         چرا می‌ترسی که بگویی که دوستم داری؟                 بگو و از هیچ چیز نترس ...                           فردا میتوانی انکار کنی ....!!                                     تو که خوب بلدی ....!                                                                             دوستت دارم احساسمنوشته شده در یکشنبه 8 آبان ماه سال 1390ساعت 01:08 AM توسط nabil nourani نظرات (2)|اینجا غربت است...اینجا غربت استمحبت نمی‌‌فروشند از نگاه غریبه‌ها و آشنا‌ها لبخندی نمیجوشد من باور کردم اینجا دیار حسرت و درد است باور کردم اینجا عاقبت وفا مرگ استدوستت دارم منوشته شده در شنبه 7 آبان ماه سال 1390ساعت 01:31 AM توسط nabil nourani نظرات (0)|هفت شهر عشقهفت شهر عشقشهر اول: نگاه و دلربایی...شهر دوم: دیدار و آشنایی...شهر سوم: روزهای شیرین و طلایی..شهر چهارم: بهانه،فکر،جدایی............ شهر پنجم: بی وفایی...شهر ششم: دوری و بی اعتنایی...شهر هفتم: اشک،آه،تنهایینوشته شده در پنجشنبه 5 آبان ماه سال 1390ساعت 10:19 PM توسط nabil nourani نظرات (1)|نبری گمان که من ترا فرا موش کنمنه نه هرگز هرگز زهر شود جام من که بیتو من نوش کنمبشکند دستم اگر کسی در آغوش کنمنبری گمان که من ترا فرا موش کنممهر تو دارم به دل تا دم مردن بتایگانه عشقم تویی به عهدت وفا نمادر ره عشقت زمن هر گز نبینی خطاعشقی تو دارم به دل باشد هوایت به سرمیشود هر روز و شب آرزویم بیشترکی میدهم قلب خود جز تو به یاری دیگردوستت‌دارم‌نوشته شده در سه شنبه 3 آبان ماه سال 1390ساعت 04:51 AM توسط nabil nourani نظرات (2)|چقَـــدر دلــَـــــم می خواهـــَــــدچقَـــدر دلــَـــــم می خواهـــَــــدنامهـ بنویسمـــ ......کاغذ و پاکتــــ هــَــــم هَســــت ...و یک عالمهـ حـــَـــرف !کاشــــ ،کسیــــ ،جاییـــــ ،منتظرمــــ بــــود ....دوستت دارم نوشته شده در دوشنبه 2 آبان ماه سال 1390ساعت 7:19 PM توسط nabil nourani نظرات (2)|؟لطفا قیچی رو از دسترس بزرگتر ها دور نگهدارین! بچه که بودم میگفتند : قیچی رو از دسترس بچه ها دور نگهدارید چون خطرناکه ممکنه یه بلایی سر خودشون بیارن . بزرگ که شدم دیدم قیچی تو دست بزرگتر ها خطرناکتر که چه عرض کنم فاجعه آمیز تره چون یه عالم بلا سر دیگران میارن . بزرگتر ها میتونند زندگی ها رو رابطه ها رو احساس ها رو قولها رو ارزشها و معیار ها رو وابستگی ها و دلبستگی ها رو قطع کنند . در حالیکه بچه ها فقط کاغذ ها رو قیچی میکنند و شاید هم موی عروسکها و دماغ اسبابازیهاشونو . بچه ها با خوشحالی یه چیزی را قیچی میکنند بزرگتر ها با کینه و قهر وخشم و انتقام جویی و شاید بعضی مواقع با خیانت روابط رو قیچی میکنند . میبینی قیچی تو دست بزرگتر ها چقدر خطرناکتره ؟لطفا قیچی رو از دسترس بزرگتر ها دور نگهدارین . مرسینوشته شده در یکشنبه 1 آبان ماه سال 1390ساعت 9:40 PM توسط nabil nourani نظرات (1)|عادت ما آدم هاست....!عادت ما آدم هاست....!سیگار هم که کامش را داد، زیر پا لِه اش می کنیم....نوشته شده در یکشنبه 1 آبان ماه سال 1390ساعت 9:39 PM توسط nabil nourani نظرات (3)|من فقط مینویسم من فقط مینویسمتا شاید برای یکی با خوندنش یه اتفاقی بیافتهو خدا کنه ، اون اتفاق ...دوستت دارم مونا جونی نوشته شده در یکشنبه 1 آبان ماه سال 1390ساعت 9:36 PM توسط nabil nourani نظرات (2)|یادمون باشه...یادمون باشه که هیچکس رو امیدوار نکنیم بعد یکدفعه رهاش کنیمچون خرد میشه میشکنه و آهسته میمیرهنوشته شده در یکشنبه 1 آبان ماه سال 1390ساعت 04:22 AM توسط nabil nourani نظرات (0)|نوشته شده در یکشنبه 1 آبان ماه سال 1390ساعت 03:41 AM توسط nabil nourani نظرات (0)|غربت یعنی   غربتیعنیبه دنبال ِ کسی گشتنو همه را شبیه او دیدنهمه را با او مقایسه کردنو به همه لبخند زدن...و پیش ِ همه بغض کردنو بازو همیشهبه دنبال او گشتن.......!دوستت دارم نوشته شده در یکشنبه 1 آبان ماه سال 1390ساعت 03:16 AM توسط nabil nourani نظرات (1)|نوشته شده در یکشنبه 1 آبان ماه سال 1390ساعت 02:38 AM توسط nabil nourani نظرات (1)|اوناهاش اونجا نشسته...شما یادتون نمیاد ! ... یه روزی آدما به جای شماره ... به هم دل می دادندلم می خواد وقتی پیر شدم و دخترم یا پسرم ازم پرسید عشقت کی بود،بتونم با دستم به گوشه اتاق اشاره کنم و بگم ؛ اوناهاش اونجا نشسته...دوستت دارم عشقم ..نوشته شده در شنبه 30 مهر ماه سال 1390ساعت 7:43 PM توسط nabil nourani نظرات (0)|فکر تخریب من نباش .... فقط پلی بودم برای عبورت ... فکر تخریب من نباش ؛ به آخر که رسیدی ، دست تکان بده .. خودم فرو می ریزم...دوستت دارم مونا جونی نوشته شده در شنبه 30 مهر ماه سال 1390ساعت 7:28 PM توسط nabil nourani نظرات (1)|میخواهم برایــت تنهــــایی را معنــی کنم !میخواهم برایــت تنهــــایی را معنــی کنم !       در ساحل کنار دریــا ایستاده ای , هوای سرد, صدای مــوجانتــــظار انتظار انتظـار به خودت می آیی , یادت می آید دیگر نه      کســی است که از پشت بغلت کند , نه دستی که شانــــه هایت را بگیرد , نه صدای که قشنــگ تر از                   صدای دریــــا باشد! اسم این تنهــایی است . . . هــر روز یکبار , هر بار یک دفــعه , هر دفعه یک                            خــط , هر خط یکبار , هر بار بنــویستا شاید بعد از عمری بفهمی با من چه کردی                       چـه سـاده                                       بـه اعـتبار دسـتـانـت                                                                             زمیـن خوردم !!! دوستت دارم احساسمنوشته شده در شنبه 30 مهر ماه سال 1390ساعت 4:54 PM توسط nabil nourani نظرات (0)|دعا..‎"دوستان عزیز از هر دین و آیین و نژادی که هستید به هر شکلی که می تونید یکجوون 31 ساله به دعا و انرژی مثبت همتون نیاز داره... کبدش رو از دست داده وبدنش باید مقاومت کنه و طاقت بیاره که کبد از یک بیمار مرگ مغزی بهش برسه .اسم بیمار محمدرضا هست اگه خواستید انرژی مثبت بدید.. ضمن آرزویسلامتی واسه همه مریضا ممنون میشم منتشر کنیدنوشته شده در پنجشنبه 28 مهر ماه سال 1390ساعت 2:06 PM توسط nabil nourani نظرات (2)|سلام من را به وجدانت برسانسلام من را به وجدانت برسان و اگر بیدار بودبپرس چگونه شب ها را آسوده می خوابد....؟دوستت دارم احساسمنوشته شده در پنجشنبه 28 مهر ماه سال 1390ساعت 03:46 AM توسط nabil nourani نظرات (2)|خیلی خسته ام... خیلی خسته ام...                                                         خسته تر از آنکه بخواهم راجع بهت فکر کنم!          که بودنت را آرزو کنم یا رفتنت را توجیه!شب هنگام!،وقتی دانه های باران تمام سیگارهایم را خفه می کند                       هیچ کس نخواهد بود که با نوازش کف دستی چشمان منتظرم را ببندد...                                                                              تا شاید روحم آرامش داشته باشد دوستت دارم احساسمنوشته شده در پنجشنبه 28 مهر ماه سال 1390ساعت 03:35 AM توسط nabil nourani نظرات (1)|ستارهخیـــــــــــلی سخته شب به آسمون نگاه کنی و کلی ستاره ببینی که دارن بهت چشمک میزنن و تو غرقشون بشی ولی تا سرتو میاری پایین یادت بیاد که تو زندگیت هیچ ستاره ای  نداری.....دوستت دارم احساسمنوشته شده در پنجشنبه 28 مهر ماه سال 1390ساعت 03:00 AM توسط nabil nourani نظرات (0)|گوشهایت را بگیر....پشت تنهائی های من که رسیدی    گوشهایت را بگیر       اینجا سکوت           گوش تورا کر می کند..                                        دوستت دارم احساسمنوشته شده در سه شنبه 26 مهر ماه سال 1390ساعت 11:56 AM توسط nabil nourani نظرات (3)|یادها رفتند و ما هم می رویم از یادها / کی پر کاهی بماند در میان بادهادوستت دارم احساسمنوشته شده در دوشنبه 25 مهر ماه سال 1390ساعت 03:23 AM توسط nabil nourani نظرات (3)|مثل بعضی آدمـــــــــا!آدم وقتی.....یه حس تکرار نشدنی رو با یکی تجربه میکنهدیگه اون حس رو با کس دیگه ای نمیتونه تجربه کنهبعضی حس ها خاص و ناب هستن..مثل بعضی آدمـــــــــا...!دوستت دارم احساسمنوشته شده در دوشنبه 25 مهر ماه سال 1390ساعت 03:01 AM توسط nabil nourani نظرات (1)|خدایا ! خدایا ! مرا متبرک گردان تا عشق ورزیدن و خندیدن را بیاموزم ، به همه کسانی که مرا درک نکرده اندیا به من بدی کرده و مرا رنجانده اند عشق بورزم ، مرا بیاموز تا در همه موقعیت‌ها و شرایط زندگی‌بخندم و بدانم در هر آنچه که روی میدهد نیکی‌ نهفته است. !! آمیندوستت دارم احساسمنوشته شده در یکشنبه 24 مهر ماه سال 1390ساعت 9:32 PM توسط nabil nourani نظرات (4)|ما فـــقـط کــســایی رو دوست  داریم ببینیم کــه.....مـا عــادت کـردیـم وقـتـی تـوی خــونـه فــیـلم مـی بـیـنـیم ، تمام که شد و بـه تـیتـراژ رسـید دسـتـگاه روخـامــوش مــی کـنـیـم یـا اگــه تـوی ســیـنما بـاشــیم ســالـن رو تــرک مـی کــنـیم .مـا تـوی زنــدگـیـمون هـم هـیـچ وقــت کــســایی کــه زحــمـت هـای اصــلـی رو بــرای مــا می کشن و صادقانه دوسمون دارن رو نـمی بـیـنیم ، ما فـــقـط کــســایی رو دوستداریم ببینیم کــه بــرامـون نـقـشبــازی مـی کـنندوستت دارم احساسمنوشته شده در یکشنبه 24 مهر ماه سال 1390ساعت 9:01 PM توسط nabil nourani نظرات (0)| شاید سالها بعد...... در گذر جاده ها ......بی تفاوت از کنار هم بگذریم ......و ......بگویم ......چقد شبیه خاطراتم بود...... این غریبه!دوستت دارم احساسمنوشته شده در یکشنبه 24 مهر ماه سال 1390ساعت 8:57 PM توسط nabil nourani نظرات (0)|سعی کن تنها باشی ,سعی کن تنها باشی , زیرا تنها بدنیا امدی ,و تنها از دنیا خواهی رفت....بگذار عظمت عشق را درک نکنی...زیرا انقدر عظیم است که تورا نابود خواهد کرد...نوشته شده در شنبه 23 مهر ماه سال 1390ساعت 8:13 PM توسط nabil nourani نظرات (5)|به یاد من باش, فراموشم نکنبی تو حدیث عشقو دیگر باور ندارم,جز با تو بودن آرزویی در سر ندارممیپیچه عطر خاطره در خلوت شبهای من,تکرار اسمه قشنگت شده عادت لبهای منفراموشم نکنفراموشم نکنتویی تنها دلیل بودن منبه یاد من باش, فراموشم نکندوستت دارم احساسم.نوشته شده در شنبه 23 مهر ماه سال 1390ساعت 8:02 PM توسط nabil nourani نظرات (0)|دوستت دارم مونا جونیخودمان را با کلمه "تا قسمت چه باشد" گول می‌زنیم !" قسمت" اراده من و توست ...دوستت دارم مونا جونینوشته شده در پنجشنبه 21 مهر ماه سال 1390ساعت 10:39 PM توسط nabil nourani نظرات (1)|حتی این بلاگ هم جواب گو نیست....گاهی مثل الان که دلم میگیره حتی این بلاگ هم جواب گو نیست.اگه خود خدا هم بیاد بگه قول میدم آرامش داشته باشی باور نمی کنم....ما آدما حتی وقتی زخمی هستیم،حتی وقتی بوی چرک این زخم حالتو بهم می زنه ...وقتی اتاقمونو پر دود می کنیم که نه زخم رو ببینیم نه بوش بزنه زیر دلموناما بازم نمی دونم چرا محتاج یه نفریم که بیاد آروم بغلمون کنه و بگه خبــــــــری نیست،من اینجام...!!! دوستت دارم احساسم... نوشته شده در پنجشنبه 21 مهر ماه سال 1390ساعت 01:13 AM توسط nabil nourani نظرات (3)|به ﺳﻼﻣﺘﯽ ﻫﻤﻪ ﯼ ﺍﻭﻧﻬﺎﯾﯽ..... به ﺳﻼﻣﺘﯽ ﻫﻤﻪ ﯼ ﺍﻭﻧﻬﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺟﺮﺍﺕ ﺩﺍﺭﻥ ﻣﯿﮕﻦ ﺩﯾﮕﻪ ﻧﻤﯿﺨﻮﺍﻣﺖ . . .ﻧﻪ ﺍﻭﻧﻬﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﻣﯿﮕﻦ: ﻣﯿﺪﻭﻧﯽ ﺗﻮ ﻻﯾﻖ ﺑﻬﺘﺮ ﺍﺯ ﻣﻨﯽ!نوشته شده در چهارشنبه 20 مهر ماه سال 1390ساعت 01:21 AM توسط nabil nourani نظرات (4)|خدایا...خدایا...کودکان گل فروش را میبینی؟!مردان خانه به دوش...... دخترکان تن فروش...مادران سیاه پوش...واعظان دین فروش...محرابهای فرش پوش...پسران کلیه فروش...زبانهای عشق فروش...انسانهای آدم فروش...همه را میبینی؟!میخواهم یک تکه از آسمان را بخرم، دیگر زمینت بوی زندگی نمیدهدنوشته شده در سه شنبه 19 مهر ماه سال 1390ساعت 8:49 PM توسط nabil nourani نظرات (2)|در هر وجودی،گل رزی نهفته است.... در هر وجودی،گل رزی نهفته است....--------------------مردی یک غنچه رز کاشت و تا قبل از شکفته شدن مرتب آبیاری اش کرد و مدام مراقب آن بود...یک روز به غنچه نگاهی انداخت،و خارهای ساقه توجه او را جلب کردند.با خودش گفت:"چطور ممکن ست که یک گل زیبا از این گیاه با چنین خارهای تیزی به وجود بیاید؟"این فکر او را دلسرد کرد واز آبیاری آن دست کشیدو درست قبل از شکفتن غنچه ،گیاه خشکید!خیلی از انسانها این کار را می کنند...در هر وجودی،گل رزی نهفته است.در بدو تولد،ویژگی های خدا گونه ای در هر یک از ما به ودیعه گذاشته شده که در میان خارهای نوقص و کاستی هایمان رشد می کنند.بسیاری از ما وقتی به خودمان می نگریم فقط خارها و کاستی ها را می بینیم.در این هنگام دلسرد و نا امید می شویم و فکر می کنیم که هیچ کار خوب و مفیدی از دستمان بر نمی آید.سپس از آبیاری خوبی های درونمان دست می کشیم ،تا این که از بین بروند .و هیچ گاه متوجه قابلیت ها و توانایی هایمان نمی شویم.به دیگران کمک کنید تا باور کنند می توانند بر مشکلات و کاستی هایشان پیروز شوند. اگر رز درون را برایشان نمایان کنیم،بر مشکلاتتشان غلبه کرده،بارها و بارها شکفته خواهند شد.نوشته شده در سه شنبه 19 مهر ماه سال 1390ساعت 4:37 PM توسط nabil nourani نظرات (5)|معنای خوشبختی...معنای خوشبختی این است که در دنیا کسی هست... که بی اعتنا به نتیجه دوستت دارد...نوشته شده در پنجشنبه 14 مهر ماه سال 1390ساعت 04:08 AM توسط nabil nourani نظرات (3)|صحبت از کشتن ناخواسته‌ی عاطفه‌هاستوحشت از عشق که نه، ترسم از فاصله‌هاستوحشت از غصه که نه، ترسم ازخاتمه‌هاستترس بیهوده ندارم، صحبت از خاطره‌هاست                                       صحبت از کشتن ناخواسته‌ی عاطفه‌هاستکوله باری پر از هیچ، که بر شانه‌ی ماستگله از دست کسی نیست مقصر دل دیوانه‌ی ماستنوشته شده در پنجشنبه 14 مهر ماه سال 1390ساعت 03:22 AM توسط nabil nourani نظرات (1)|نه کوه باش نه کاه ... آدم باش ...بعضی ها دلشان «‌کاه »‌استبا یک « آه »‌ هم می رود ...بعضی ها دلشان «‌کوه » استبا صد طوفان هم تکان نمی خورد ...نه کوه باش نه کاه ... آدم باش ...دوستت دارم احساسم... منوشته شده در چهارشنبه 13 مهر ماه سال 1390ساعت 2:21 PM توسط nabil nourani نظرات (1)| چقدر عاقلند آنهایی که در عشق احمق اند . . .(ویکتور هوگو)دوستت دارم احساسم... منوشته شده در سه شنبه 12 مهر ماه سال 1390ساعت 2:37 PM توسط nabil nourani نظرات (3)|ولی دستت رو محکمتر گرفتم !! بارها میتونستم مچت رو بگیرم ولی دستت رو محکمتر گرفتم !!دوستت دارم احساسم... منوشته شده در سه شنبه 12 مهر ماه سال 1390ساعت 2:34 PM توسط nabil nourani نظرات (3)|تمام گُمشده منی.............. نیمه گـُمشده ام نیستی! که بـا نیمه ی دیگــر به جُستجویت برخیزم... تو… تمام گُمشده منیدوستت دارم مونا جونینوشته شده در سه شنبه 12 مهر ماه سال 1390ساعت 04:36 AM توسط nabil nourani نظرات (3)|ای بهانه ام برگرد .... ! پاییز که می شود بی آنکه بدانم چرا ، بیشتر از همیشه دوستت دارم و بی آنکه بدانی چرا ، دلم بهانه ات را می گیرد ؛عشق جنس دیگری دارد و معشوق خواستنی تر است ...ای بهانه ام برگرد .... !دوستت دارم مونا جونینوشته شده در سه شنبه 12 مهر ماه سال 1390ساعت 04:33 AM توسط nabil nourani نظرات (0)|همه جا پر شده که دهانت را می بویند ، همه جا پر شده که دهانت را می بویند ،مبادا گفته باشی دوستت دارم ،من می گویم حق دارند . . .چون دوست داشتن های ما بودار است ،بوی سوءاستفاده... بوی خیانتبوی دروغ می دهندبوی گند می دهند بوی نا بوی نم......!نوشته شده در دوشنبه 11 مهر ماه سال 1390ساعت 2:34 PM توسط nabil nourani نظرات (6)|نمیدانستم فراموش میشوم شکستن یک دل مگه چقدر قدرت می خواد که فکر کردی اون که قویتره تو هستیاگر "او" برای "تو" ساخته شده! "من" برای"تو" ویران شده‌امخواستم آنقدر کمیاب شوم تا دلی برایم تنگ شودنمیدانستم فراموش میشومنوشته شده در یکشنبه 10 مهر ماه سال 1390ساعت 7:45 PM توسط nabil nourani نظرات (3)| قول و قرارهایمان جایش امن است... زیر پاهای تودوستت دارم مونا جونینوشته شده در یکشنبه 10 مهر ماه سال 1390ساعت 5:11 PM توسط nabil nourani نظرات (2)|اگر خواستی‌ بدانی ثروتت چقدر است پول‌هایت را نشمار ، قطره‌ای اشک بریز دستهایی که برای پاک کردن اشک‌هایت می‌آیند بشمار (کورش کبیر) دوستت دارم احساسم... منوشته شده در یکشنبه 10 مهر ماه سال 1390ساعت 5:09 PM توسط nabil nourani نظرات (0)|مونا جونی حالا بیا ببین که چه میکشم ....تو میدونی‌ آن وقت های که دلم خیلی‌ برات تنگ می‌‌شد همیشه نقاشی می‌کردم ، تا اینجوری آروم بشم و نقاشی ها‌رو به تو هدیه می‌کردم ! و تو از من تعریف میکردی که چه نقاشیهای بی‌ نظیری میکشم ! اما خودت خوب میدونی‌ که هیچ وقت نقاش خیلی‌ خوبی‌ نبودم ، اما حالا تمام لحظه‌های بی‌ تو بودن را "درد" میکشم ! مونا جونی حالا بیا ببین که چه میکشم ....نوشته شده در یکشنبه 10 مهر ماه سال 1390ساعت 04:02 AM توسط nabil nourani نظرات (1)|سلام مونا ی ناز مسلام مونا ی ناز مدلم برایت تنگ شده امیدوارم حالت خوب باشداگر از حال من میپرسی ؟ خوب نیستم غم دوری از تو مرا خرد کرده صدای ترک برداشتن روحم را در خلوت شبهایم به وضوح میشنوم...فضای خانه دیگر دلچسب نیست یاس های کبود باغچه سیاه شدند از غم دوری تو ...خانه یخ کرده انگار خورشید هم با من قهر است ساعت ها با عکست درد دل میکنم از دل تنگم برایش میگویم ...از اینکه نیستی تا ببینی بهار جوانی من چگونه به پاییز رسید ...همه بعد از تو تنهایم گذاشتند ...دلم برایت تنگ شده ...خیلی       دوستت دارم دلیل دلتنگیمنوشته شده در یکشنبه 10 مهر ماه سال 1390ساعت 03:12 AM توسط nabil nourani نظرات (0)|ابراز احساسات بیش از حد ... احساس بعضیا رو بی حس میکنهنوشته شده در یکشنبه 10 مهر ماه سال 1390ساعت 03:01 AM توسط nabil nourani نظرات (1)|دلم برای یه نفر تنگ شدهI missed only one person      I missed only one person          I missed only one person           I missed only one person                   I missed only one person                              اینجا مینویسم چیزی رو که نتونستم بگم....عاشق بودم عاشق عشقی که هیچوقت باور نشده بود...   تو چه می فهمی حال و روز کسی را که دیگر هیـــــــــــچ نگاهی دلش را نمی لرزاند!!!؟دوستت دارم دلیل دلتنگیمنوشته شده در پنجشنبه 7 مهر ماه سال 1390ساعت 11:56 PM توسط nabil nourani نظرات (5)|جزعبور از مرز خواستن ،اولین قدم تا بی نیازی است؛ از هرچه میتوان گذشت،... از هرچه میتوان بی نیاز بود،جز " عشق ""چون عشق خود آخرین قدم بی نیازی است"دوستت دارم دلیل دلتنگیمنوشته شده در پنجشنبه 7 مهر ماه سال 1390ساعت 11:28 PM توسط nabil nourani نظرات (3)|I´m left here alone so long I´m left here alone so longAlone only with memories of youThe days with you are goneAnd all my luck and future tooThought our love would go on and on Now I can't believe that your´re gone Your love was a giftLet's go back to itWhen all I had was youAnd all you wanted was meWhen all your love was trueAnd me was all you seeWhy can't I have your love againWhy don´t you want my heart (my love, me) anymoreThere´d be no painAnd we both can be just like beforeNow I´m left here alone Alone with only memories of youThe days with you are goneAnd all my luck and future tooI wanted you to stayI need to hear you say,I miss youI love youI want you backBut I´ve got no lovin' baby nowI think I´ll stop breathing if I can´t love you anymore (This love pains (Love painsAnd it would leave me crying in the nightWould me leave hungy everydayWould only leave pain in my heart.And noone knowsنوشته شده در چهارشنبه 6 مهر ماه سال 1390ساعت 8:51 PM توسط nabil nourani نظرات (4)|با خود برد...با خود بردتمام قرارهایمان را،بادپاییزی.حالامن مانده ام وبی قراری هایمنوشته شده در چهارشنبه 6 مهر ماه سال 1390ساعت 7:49 PM توسط nabil nourani نظرات (1)|نمی دانم چه می خواهم خدایا نمی دانم چه می خواهم خدایا ، به دنبال چه می گردم شب و روزچه می جوید نگاه خسته من ، چرا افسرده است این قلب پرسوزز جمع آشنایان می گریزم ، به کنجی می خزم آرام و خاموش... نگاهم غوطه ور در تیرگیها ، به بیمار دل خود می دهم گوشگریزانم از این مردم که با من، به ظاهر همدم و یکرنگ هستندولی در باطن از فرط حقارت ، به دامانم دو صد پیرایه بستنداز این مردم که تا شعرم شنیدند ، برویم چون گلی خوشبو شکفتندولی آن دم که در خلوت نشستند ، مرا دیوانه ای بدنام گفتندنوشته شده در چهارشنبه 6 مهر ماه سال 1390ساعت 7:25 PM توسط nabil nourani نظرات (0)|عشق یعنی....عشق یعنی وقتی هزار دلیل برای رفتن هست، هنوز دنبال یه بهونه‌ای.....که بمونی.!!!دوستت دارم مونا جونی نوشته شده در چهارشنبه 6 مهر ماه سال 1390ساعت 6:36 PM توسط nabil nourani نظرات (2)|ܓ.✿ܓ✿ܓ✿ܓ✿ پیراهنی که از تو به جای مانده ܓ.✿ܓ✿ܓ✿ܓ✿ پیراهنی که از تو به جای مانده... امــروز بـویــیدمش...عمــیق ِ عمــیق ؛ lو با هـر نـفس بـغــضم را سـنگین تر کردم ؛و به یــاد آوردم که دیـگر ، ♥♥ سـهم دیگری و غمــت سـهم مـن . . .!دوستت دارم مونا جونی نوشته شده در دوشنبه 4 مهر ماه سال 1390ساعت 01:53 AM توسط nabil nourani نظرات (4)|انسان باش،انسان باش،پاکدل و یکدل،زیرا گرسنه بودن، صدقه گرفتن و در فقر مردن بسیار قابل تحمل تر از پست بودن و بی عاطفه بودن است.((چارلی چاپلین))نوشته شده در دوشنبه 4 مهر ماه سال 1390ساعت 01:24 AM توسط nabil nourani نظرات (0)|آخ که چقد دلم تنگ شده برات.. ‎.✫¸.•°*”˜ ˜”*°•.✫..✫ ¸.•°*”˜˜”* °•.✫..✫¸.• °*”˜˜”*°•. ✫ ☻/ღ˚ •。* ♥♥ ˚ ˚✰˚ ˛★* 。 ღ˛° 。* °♥ ˚ • ★ *˚ .ღ 。 /▌*˛˚ ░░      ░░░░░░░░░D░O░3░E░T░░░D░A░R░A░M░░░░░░░░░░       ░ ░ ˚✰* ★ / \ ✰˚* ˚. ★ *˛˚♥♥* ✰。˚ ˚ღ。* ˛˚ ♥♥ 。✰˚* ˚ ★ღ ˚ 。✰• دوستت دارم نفسسسسسسسمنوشته شده در یکشنبه 3 مهر ماه سال 1390ساعت 7:50 PM توسط nabil nourani نظرات (1)|♥✿♥ــــــــــــــــــــــــــ♥✿♥ــــــــــــــــــــــــــ♥✿(۱)  تو که می‌خوانی  بدان که هنوز دوستت دارم  و به خاطر توست  که هنوز می‌نویسم.  روزی که جهان خواست بایستد  بگو به گونه‌ای از چرخش بماند  که من  در نزدیک‌ترین فاصله  ازتو مرده باشم.(۲)  کسی که من دوستش دارم  و خیلی بیشتر از خیلی دوستش دارم هیچ هم مرا نمی‌خواهد !  خواهش می‌کنم بلند«نه» نگو «نه» در نگاه تو است «نه» در نماندنت «نه» در رفتن تو است «نه» در نبوسیدنت فقط بلند «نه» نگو بگذار هنوز خیال کنم بادها برای من می‌وزند .(۳) اگر یک روز از زندگی من  باقی مانده باشد، از هر جای دنیا چمدان کوچکم را می‌بندم راه می‌افتم ایستگاه به ایستگاه مرز به مرز، پیدایت می‌کنم،  کنارت می‌نشینم، روی سینه‌ات به خواب می‌روم  .دوستت دارم مونا جونی نوشته شده در یکشنبه 3 مهر ماه سال 1390ساعت 5:56 PM توسط nabil nourani نظرات (4)|  نمــی دانــم چه کسـی به امیـــدواری مـن حسادت کرد .گرچه نباریده بر من ابری ، چشمان من آبستن اشک ،                                                                                                                                چه کسـی به چشمهای پـر از اشک من  حسادت کـرد .                                                                                                                       تکــرار زندگیـم  صداقت بـود ،  سادگـی  عادت   مــن                                                     نمـی دانـم  چه کسـی به سادگـی مـن   حسادت  کــرد .                           هیچ سنگــی از دستـــان مــن  بــه  ســوی  آسمـــان ،                         هیچ   پــرنــده ای را از پـــرواز  نـا  امیــــد  نکـــــرد                                                                                          نمــی دانــم چه کسـی به امیـــدواری مـن حسادت کرد .                                                                             

اره خیلی فقطه دلم برات تنگه

خیلی وفته دلم تنگ شده واسه کسی که بهش بگم 7 صبح اگه بیدار بودی بیدارم کن.... .

اگه رفتم پشت خطش قطع کنه و بگه جونم ....

اگه باهاش قرار گذاشتم زودتر از من بیاد .....

یواشکی از تلفن خونه بزنگه بهم ......

دوستاشو بپیچونه بخاطر من......

... آره خیلی وقته دلم واست تنگ شده میدونم یه روز میای .. فقط زودتر بیا نذار کاشکی گفتنم آرزو

 بشه....

دلم گرفته خیلی...........

امشب دلم گرفته. يك بغض تلخي توي گلومه كه راه نفسم را بسته. حس غريبي دارم. حس دلتنگي لحظه غروب. تا حالا شده كنار دريا باشي و به غروب خورشيد نگاه كني در حالي كه غم سنگيني توي دلت خونه كرده باشه و نتونه مانع گريه هات بشي؟ احساس دلتنگي يك غروب ابري و پاييزي را دارم. حس عجيبي دارم. احساس يك شاپرك كه توي تار عنكبوت گرفتار شده. احساس يك پرنده كه بالش زخميه و نمي تونه پرواز كنه. احساس يك پرستو كه از آشيونش دور مونده. دلم عجيب گرفته.... دلم مي خواد فرياد بزنم، اين قدر بلند كه تا اون بالا بالاها هم بره و خدا هم بشنوه. شايد چاره كنه. شايد يك نگاه به دل زخمي من هم بندازه. دلم مي خواد فرياد بزنم. دلم مي خواد گريه كنم. دلم خيلي گرفته، خيلي.....

من کیم؟ کسی میدونه؟ من همون دیوونه ایم که هیچ وقت عوض نمیشه. همونی که همه باهاش خوشحالن اماکسی باهاش نمی مونه. همونی که هق هق همه روبه جون دل گوش میده اماخودش بغضاش روزیربالش میترکونه. همونی که مواظبه کسی ناراحت نشه اماهمه ناراحتش میکنن. همونی که تکیه گاه خوبیه اماواسش تکیه گاهی نیست. همونی که کلی حرف داره اماهمیشه ساکته. اره

من همونم.

نوشته شده در جمعه 10 آذر1391ساعت 1:46 قبل از ظهر توسط Nιloυғαr| 6 نظر |

من یک دخترم.. .
بــــــــدان . .
\"حــــــوای\" کسی نـــــمی شــوم که به \"هــــــوای\" دیگری برود ... 
تنهاییم را با کسی قسمت نـــمی کنم که روزی تنهایم بگذارد .. .
روح خـــداست که در مــــــن دمیـــده شده و احســـــاس نام گرفته .. .
 ... ارزان نمی فروشمش... 
دستــــــهایم بــالیـــن کـــودک فـــردایـــم خـــواهـــد شــــد .. .
بـــی حـــرمتـــش نمی کنم و به هــر کس نمی سپارمش .. .

نکته بااین ادمخوب رفتارکنید.

یه آدمایی هستن که همیشه با حوصله جواب اس ام اساتو میدن ... !
هروقت ازشون بپرسی چطوری؟ میگن خوبم ... !
وقتی میبینن یه گنجشک داره رو زمین دنبال غذا میگرده , راهشون رو کج میکنن از یه طرف               دیگه میرن که اون نپره ... !
همینایی که تو سرما اگه یخ ام بزنن, دستتو ول نمیکنن بزارن تو جیبشون ... !
آدمایی که از بغل کردن بیشتر آرامش میگیرن تا از ... !
... ... اونایی که تو تلفن یهویی ساکت میشن ... !
اینایی که همیشه میخندن ... !
اینایی که تو چله زمستون پیشنهاد بستنی خوردن میدن ... !
همونایین که براتون حاضرن هرکاری بکنن ... !
اینا فرشتن ... !
تو رو خدا اگه باهاشون میرید تو رابطه , اذیتشون نکنین ... !
تنهاشون نذارین ؛ داغون میشن

اس م اس عاشقانه

اس ام اس های تنهایی

ارشیو اس ام اس های عاشقانه تنهایی

میان این همه مفاهیم پیچیده ریاضی تنها حکایت اعداد فرد را خوب آموخته بود
” فرد ” آن یک نفر است که وقتی زوج ها با هم میروند،
او باید یک تنه جور تنهایی اش را بکشد …
.
.
.
تنهایـــی هایم را هم هدفمند کنند ، راحت میشوم !
این روزها زیــاد به چشم می آیند . . !
.
.
.
تنهــا نیستم
ولی میان این همه شلوغی،
باز هم احساس تنهایـــی میکنم
و این است درد مـــن . . .
.
.
.
تو رفته‌ای
و من از تنهایی
ککَم هم نمی‌گزد دیگر!
حالا باز هم بگو دروغ گفتن بلد نیستی!
.
.
.
تنهایی را دوست دارم …
بی دعوت می آید ، بی منت می ماند ، بی خبر نمیرود …
.

سایر جمله ها و اس ام اس های جدید در ادامه مطلب




برچسب‌ها: اس ام اس های تنهاییتنهاییاک اس ام اس_ACsmsirاس ام اس های تنهایی زیباپیامک تنهاییپیامک های تنهاییاکacacsms

بهترین اس ام اس های عاشقانه

ارشیو اس ام اس های عاشقانه

شراب هم به مستی ام حسادت می کند
آنگاه که خمار یک لحظه
دیدن تو می شوم . . .
.
.
.
آنقدر ها هم
روی وقار من حساب نکن…
قطب زمین هم که باشم
تو را که میبینم
یخ هایم آب میشود…
.
.
.
تمام لذتهای دنیا واسه زمانیه که اصلا انتظارشو نداری
ولذتی بالاترازدوست داشتن نیست، پس حالا که انتظارشو نداری:
” دوستت دارم”.
.
.
.
دلم برای لمس نگاهت سخت دلتنگی میکند ،
به کدامین بهانه حواسش را پرت کنم !
.
.
.
اگـــَـــــر دیوانگی نـیـسـت پَس چیست ؟
وقتی در این دُنیای بـه این بزرگـــی . . .
دلت فقط هـــــَـــــوای یک نفر را میڪُند…!
.


سایر جملات جدید عاشقانه در ادامــه مطلب


برچسب‌ها: بهتریناس ام اس های دلبریاس ام اس دلبریپیامک دلبریپیامک های دلبریاس ام اس های عاشقانهاسساسس اس ام اسدلتنگیاس ام اس دلتنگیاس ام اس های دلتنگیوپیامک دلتنگی,پیامک های دلتنگیacsms

اس ام اس های عاشقانه ی جالب

ارشیو اس ام اس های عاشقانه


به خاطر خاطره هايت خاطرت در خاطرم خاطره انگيز ترين خاطره هاست ...



_________________________________________________ACsms.Ir_____


زندگي زيباست ، كه گاه خاطره اي در ميان خاطره ها ، خاطره ي خاطره ها مي گردد...


_________________________________________________ACsms.Ir_____


فكر تنهايي نباش تنهايي خودش تنهاست ، تنها به فكر كسي باش كه بي تو تنهاست ...


_________________________________________________ACsms.Ir_____


در تنهاترين تنهاييم تنهاي تنهايم گذاشتي . الهي تنهاترين تنها کست در تنها ترين تنهاييت تنهاي تنهايت گذاردبه خاطر خاطره هايت خاطرت در خاطرم خاطره انگيز ترين خاطره هاست ...


_________________________________________________ACsms.Ir_____


زندگي زيباست ، كه گاه خاطره اي در ميان خاطره ها ، خاطره ي خاطره ها مي گردد...


_________________________________________________ACsms.Ir_____


فكر تنهايي نباش تنهايي خودش تنهاست ، تنها به فكر كسي باش كه بي تو تنهاست ...


_________________________________________________ACsms.Ir_____


در تنهاترين تنهاييم تنهاي تنهايم گذاشتي . الهي تنهاترين تنها کست در تنها ترين تنهاييت تنهاي تنهايت گذارد

به خاطر خاطره هايت خاطرت در خاطرم خاطره انگيز ترين خاطره هاست ...


_________________________________________________ACsms.Ir_____


زندگي زيباست ، كه گاه خاطره اي در ميان خاطره ها ، خاطره ي خاطره ها مي گردد...


_________________________________________________ACsms.Ir_____


فكر تنهايي نباش تنهايي خودش تنهاست ، تنها به فكر كسي باش كه بي تو تنهاست ...


_________________________________________________ACsms.Ir_____


در تنهاترين تنهاييم تنهاي تنهايم گذاشتي . الهي تنهاترين تنها کست در تنها ترين تنهاييت تنهاي تنهايت گذارد


برچسب‌ها: دلبریاس ام اس های دلبریاس ام اس دلبریپیامک دلبریپیامک های دلبریاس ام اس های عاشقانهاسساسس اس ام اسدلتنگیاس ام اس دلتنگیاس ام اس های دلتنگیوپیامک دلتنگی,پیامک های دلتنگیacsmsاک

اس ام اس های منحرف کننده

ارشیو اس ام اس های منحرف کننده

امیدوارم که حضورتون در سایت اک اس ام اس لذت ببرید دوستان گلم , بازدید کنندگان عزیزم نظر یادتون نره

مي خوام لبهات رو لبهام باشه,اما مادرم هميشه ميگه نوشابه با ني

_________________________________________________ACsms.ir_____

به اندازه ي تخمام دوستت دارم
امضا : گل آفتاب گردون

_________________________________________________ACsms.ir_____

يوااااااااااااااااااااااااااش
....
اوووووووووووووي
....
آخخخخخخخخخخخخ
...
فشار نده درد داره!
...
تف بزن يا ليزش کن
...
آيييييييييييييييييييييييي
....
کاش قبل عروسي نشونم مي دادي!
...
آيييييييييييييييييييييييي
....
بلاخره رفت تو!
....
چه انگشتر تنگي بود!

_________________________________________________ACsms.ir_____

ادامه بروید دوستان گلم و نظر هم بدید


برچسب‌ها: اس ام اس های منحرف کنندهپیامک های منحرف کنندهاس ام اس های جالب منحرف کنندهاک اس ام اساس ام اس های سرکاری منحرف کنندهپیامک های سرکاری منحرف کنندهacacsmsirمنحرف کننده

اس ام اس های عاشقانه جدید شب بخیرارشیو اس ام اس های شب بخیر


زيباترين شب زمين ، شب پر از نگاه تو ، دعاي من براي تو ، خداي من پناه تو.


++++++++++++++++++++++++++++++++++




امشب به رسم عاشقي يادي ز ياران ميکنم
در غربتي تاريک و سرد ، از غم حکايت ميکنم
امشب وجودم خسته است ، از سردي دلهاي سرد
آيا تو هم در ياد من هستي در اين شبهاي درد؟

++++++++++++++++++++++++++++++++++




بخند اي عشق اي اميد فردا که من خنديدنت را دوست دارم ، به باغ خاطرم هر روز و هر شب ، تو را تنهاي تنها دوست دارم.

++++++++++++++++++++++++++++++++++